آفتاب در حصار

آفتاب در حصار

دین و اندیشه > دین – همشهری دو – مریم مرتضوی :
تبعید، محاصره، حکومت نظامی و خفقان کلیدواژه‌هایی هستند که در زندگی پیشوای دهم شیعیان، امام هادی علیه‌السلام، به وفور خودنمایی می‌‌کنند.

اما نه تبعید و محاصره، نه زندان و حکومت نظامی، هیچ کدام مانع از این نشدند که امام بر حق شیعیان از انوار الهی بر سر و روی پیروان مذهب‌حقه تشیع نتابانند و آموزه‌های اصیل دینی را برای آن‌ها بازگو نکنند. امام هادی(ع) فقط ۸سال داشتند که به امامت رسیدند اما در این سن کم نه فقط پاسخگوی سؤالات علمی، فقهی و فرهنگی مردم بودند بلکه باید رسالت عظیمی را انجام می‌دادند تا زمین از حجت خدا خالی نماند. آن حضرت ‌ عمر خود را در خفقان و محاصره توسط خلفای عباسی طی کردند، اما همان دوران، آثار و برکت‌های بسیاری برای شیعیان و بلکه عموم مردم درطول تاریخ به‌همراه داشت. نمونه‌اش زیارت جامعه کبیره است که آموزه‌های شیعی را به زبانی فصیح و شیوا مطرح می‌کند. آیت‌الله حسن ممدوحی، کارشناس امور دینی، مطالب و نمونه‌های ارزشمندی را از سبک زندگی امام هادی(ع) معرفی می‌کند تا بدانیم دستورات آن حضرت و شیوه برخوردشان در برابر مشکلات و گرفتاری‌های روزگار چگونه بوده است. سوم رجب سالروز شهادت امام هادی(ع) است؛ بهترین فرصت برای دوباره شناختن این الگوی کامل دینی.

  • اگر مشکل داریم، به زمین و زمان بد نگوییم

بعضی از ما عادت کرده‌ایم به محض اینکه با مشکلی مواجه می‌شویم، تمام گله و شکایت و دلخوری خود را بر سر روزگار خالی می‌کنیم و به زمین و زمان بد و بیراه می‌گوییم. اما این شیوه در سیره و سبک زندگی امامان معصوم علیهم‌السلام جایی نداشته است. نمونه‌اش را می‌توان در سبک زندگی امام هادی(ع) مشاهده کرد. حسن‌بن‌مسعود که یکی از شیعیان و یاران امام هادی(ع) بوده، ماجرایی را تعریف کرده که شرح آن در کتاب تحف العقول نوشته شده است. ماجرا از این قرار بود که یک روز حسن‌بن‌مسعود در اثر زمین‌خوردن و آسیب دیدن دستش، دچار درد شدیدی شده بود. در همان حال بود که یک نفر سوار بر حیوانی از کنار او گذشت و در اثر برخورد با او، لباسش پاره شد و کتفش هم آسیب دید. رفت‌وآمد میان ازدحام جمعیت هم مزید بر علت شد و اسباب ناراحتی حسن را فراهم کرد. در همان حال وقتی امام هادی(ع) را دید، با عصبانیت بیان کرد: «ای روزگار، خدا شر تو را از سر من کوتاه کند.‌ ای روز! عجب روز بدی هستی!» امام هادی(ع) با شنیدن این سخنان به او روی کرده و فرمودند: «با اینکه با ما رفت‌وآمد می‌کنی، این حرف‌‌ها را می‌زنی و گناه را بر گردن بی‌گناهی می‌اندازی؟!» حسن با شنیدن این مطلب از امام(ع) متوجه تقصیرش شد و عرض کرد: «ای مولا و آقای من، از درگاه خدا استغفار و طلب آمرزش می‌کنم». امام هادی(ع) هم فرمودند: «سوگند به خدا، این دشنام‌‌ها سودی به حال شما نمی‌بخشد بلکه خداوند به‌خاطر این کار که بی‌گناهی را سرزنش می‌کنید، شما را مجازات خواهد کرد. مگر نمی‌دانی که پاداش و کیفر در دنیا و آخرت به‌دست خداست؟» سپس فرمودند: «لا تعد و لا تجعل للایام صنعاً فی حکم‌الله. تکرار نکن و برای روزها دخالت و نقشی در حکم خدا قائل نشو.»

  • پایداری در برابر توهین‌کنندگان

زمانی که دشمنان اسلام، امور دینی و عقاید اسلامی ما را زیر سؤال می‌برند و به تمامی ائمه اطهار علیهم‌السلام اهانت می‌کنند، در واقع این پیام را می‌رسانند که در برابر جایگاه والای اسلام زبون و مستاصل شده‌اند، به اندازه‌ای که راه و چاره‌ای جز تمسخر و توهین پیدا نکرده‌اند. این نکته مشخص است که هر اندازه عزت اسلام افزایش پیدا کند، زبونی دشمنان و در نتیجه اهانت آن‌ها به عقاید اسلامی هم بیشتر می‌شود. اما اهانت به امام هادی(ع) شاید به این علت باشد که تشیع از زمان آن حضرت رونق بیشتری پیدا کرد و زیارت جامعه‌کبیره و زیارت غدیریه تأییدی بر این نکته است که آن حضرت با وجود آزارهای دستگاه حکومت آن زمان و خفقان ناشی از محاصره و تهدید، مفاهیم شیعی را به خوبی به مردم تاریخ منتقل فرمودند. اما در برابر توهین‌‌ها و هتک حرمت به ائمه اطهار علیهم‌السلام، خوب است درس مقاومت را از آن بزرگان و ازجمله امام هادی(ع) بیاموزیم. نگاهی به سبک زندگی امام هادی(ع) نشان می‌دهد که آن حضرت چنان اقتدار و مقام والایی داشتند که دستگاه خلافت با وجود ظلم‌هایی که بر ایشان روا می‌داشت، جرأت باز کردن زبان به ناسزا در محضر شریف ایشان را نداشت. نمونه‌اش را می‌توان در شیوه برخورد احمد‌بن‌خصیب مشاهده کرد. او که یکی از وزیران دستگاه خلافت عباسی در زمان متوکل بود، آنقدر ظالم بود که حتی سعی می‌کرد مانع از رسیدن وجوهاتی شود که امام هادی(ع) برای کمک به مردم آواره و غارت‌زده می‌فرستادند. حتی به‌خود اجازه داد که بدون رضایت امام (ع)وارد خانه ایشان شود، اما ‌شأن و منزلت امام(ع) او را به ادب ظاهری وادار می‌کند و می‌گوید: «بفرما، جانم به فدایت». اما امام هادی(ع) از مکر او خـبـر داشتند و اجازه دادند مطلبش را بگوید. به این ترتیب بود که ابن‌خصیب به ناحق اصرار کرد تا آن حضرت خانه خود را ترک کرده و به او واگذار کند. امام هادی(ع) هم با تحکم فرمودند: «از خداوند می‌خواهم چنان ضربتی بر تو آورد که نابود شوی». بیشتر از ۴۰روز نگذشت که ابن‌خصیب از وزارت خلع و همه دارایی‌اش توسط دستگاه خلافت مصادره شد.

  • شکر نعمت، نعمت‌ات افزون کند

دخل و خرج‌مان که با هم نمی‌خواند، بنای ناشکری می‌گذاریم و نعمت‌های همیشگی و پایدار را هم از یاد می‌بریم. چون پول داخل جیب‌مان کم شده، سلامتی و نعمت ایمان را هم فراموش می‌کنیم و حساب و کتاب اندوخته‌های معنوی‌مان را هم از یاد می‌بریم و بنای ناشکری می‌گذاریم، غافل از اینکه شکر نعمت، نعمت‌ات افزون کند و کفر نعمت از کفت بیرون کند. این نوع اتفاق‌‌ها برای مردمی که در زمان امام هادی(ع) زندگی می‌کردند هم روی می‌داد؛ مثلا شیخ صدوق در کتاب «امالی» نوشته که ابوهاشم جعفری با چنین مشکلی مواجه شد و از نظر معاش در تنگنای سختی قرار گرفت. به خدمت امام هادی(ع) رفت. تازه در محضر آن حضرت نشسته بود که امام(ع) رو به او کرده و فرمودند: «ای ابوهاشم! کدام نعمت خداوند است که تو می‌توانی شکرانه‌اش را به جا بیاوری؟» ابوهاشم ساکت مانده بود و نمی‌دانست چه جوابی بدهد. پس امام هادی(ع) فرمودند: «خداوند متعال، ایمان را به تو روزی داد و به‌خاطر آن، بدن تو را بر آتش دوزخ حرام کرد. همچنین عافیت و سلامتی روزی تو کرد و تو را در راه اطاعتش یاری کرد و به تو قناعت بخشید و تو را از خوار‌شدن و رفتن آبرویت، نگه‌داشت. ‌ای ابوهاشم! من در آغاز، این نعمت‌‌ها را به یاد تو آوردم تا از آن کسی که نعمت‌‌ها را به تو بخشیده به من شکایت نکنی». سپس آن حضرت دستور دادند که ۱۰۰ دینار به ابوهاشم بدهند. به این ترتیب امام هادی(ع) هم نیاز مادی او را مرتفع کردند و هم او را به شکرگزاری بابت نعمت‌های دیگر ازجمله نعمت ایمان، آبروداری و سلامتی دعوت فرمودند چراکه همین شکرگزاری فتح بابی برای افزایش روزی خواهد بود.

  • شرف و ‌شأن، به فضل و هنر است

بین گروه‌های اجتماعی و اقشاری که نقش خدمت‌رسانی در جامعه دارند، بعضی افراد بیشتر از سایر گروه‌‌ها مورد تأکید برای قدرشناسی هستند. در سیره و سبک زندگی ائمه‌اطهار علیهم‌السلام نمونه‌های بسیاری در این زمینه دیده می‌شود که نشان می‌دهد بر قدرشناسی تأکید دارند؛ ازجمله معلمان، اساتید، پژوهشگران و اهل علم که به نوعی هدایت علمی و ادبی جامعه را برعهده دارند. در سبک زندگی امام‌هادی(ع) هم می‌توان به چنین نکاتی دست پیدا کرد، ازجمله اینکه آن حضرت نسبت به اهل علم و محققان علمی ارج بسیاری قائل بودند.

یک روز امام هادی(ع) در مجلسی نشسته بودند که شیعیان، علویان و مردمی از گروه‌‌ها و عقاید دیگر هم در آن مجلس حضور داشتند. همان موقع یکی از شیعیان دانشمند و اهل علم وارد مجلس شد. امام(ع) وقتی او را دیدند، فورا از جای خود بلند شدند، از او پیشواز کرده و او را در بالای مجلس نشاندند. بعضی از مردم با دیدن این برخورد امام(ع) ناراحت و دلگیر شدند و به ایشان اعتراض کردند. امام هادی(ع) برای قانع کردن آن‌ها چند آیه شریفه از قرآن کریم را در این‌باره تلاوت فرمودند تا راضی‌شان کنند. آن حضرت آیه یازدهم از سوره مبارکه مجادله را تلاوت فرمودند که «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هنگامی که به شما گفته شود‌مجلس را وسعت بخشید (و به تازه‌واردها جا دهید)، وسعت بخشید، خداوند (بهشت را) برای شما وسعت می‌بخشد و هنگامی که گفته شود: «برخیزید»، برخیزید اگر چنین کنید خداوند کسانی را که ایمان آورده‌اند و کسانی را که علم به آنان داده شده درجات عظیمی می‌بخشد و خداوند به آن‌چه انجام می‌دهید آگاه است». و سپس بخشی از آیه نهم سوره مبارکه زمر را تلاوت فرمودند که «آیا کسانی که می‌دانند با کسانی که نمی‌دانند برابر هستند؟» به این ترتیب مشخص می‌شود همانطور که انسان مؤمن بر غیرمؤمن برتری دارد، میان اهل ایمان هم دانایان بر دیگران برتری دارند و شرف و‌ شأن هر کسی به اندازه دانش و آموخته‌های اوست که می‌تواند در راه اسلام و برای خدمت به بندگان خدا صرف کند و در این میان دارایی و موقعیت خانوادگی و نَسَب اهمیت چندانی ندارد.

دلایلی که امام هادی(ع) برای مردم بیان فرمودند، باعث شد که همه متوجه برتری اهل علم شوند. اما در آن میان یکی از افراد از خاندان بنی‌عباس هنوز بر عقیده خودش پافشاری می‌کرد و بیان کرد: «ای فرزند رسول خدا! شما این مرد را بر ما مقدم دانستی و ما را از او کمتر و پایین‌تر حساب کردی. این در حالی است که نَسَب ما از او روشن‌تر و درخشان‌تر است و از زمان صدر اسلام اینطور بوده که هر کسی را که نسب شریف‌تر داشته، بر دیگران مقدم می‌دانسته‌اند!» در این زمان بود که آن حضرت برای قانع کردن آن مرد و نشان دادن ارزش علم و دانش نسبت به نَسَب و خانواده، از بیعت عباس که جّد او بود با ابوبکر و کارگزاری عبدالله‌بن‌عباس برای عمر یاد کردند و فرمودند: «آیا عباس که از بنی‌هاشم بود با ابوبکر تیمی بیعت نکرد؟ آیا عبدالله پسر عباس، کارگزار عمر‌بن خطاب نبود؟ پس چرا عمر افراد خارج از خاندان قریش را وارد شورای ۶نفره کرد اما به عباس که هاشمی بود، اجازه ورود به شورا نداد؟ پس اگر برتری دانستن غیرهاشمی بر هاشمیان نادرست است باید بیعت‌کردن عباس با ابوبکر و کارگزاری عبدالله‌بن‌عباس برای عمر را محکوم کنی و اگر آن کار اشکالی نداشت این مورد هم مانند آن روا خواهد بود».

  • سند حقانیت شیعه

مفاهیم زیارت جامعه کبیره آنقدر والاست که شرح‌های بسیاری بر آن نوشته شده است
امام هادی(ع) زیارت جامعه کبیره را در شرایطی به شیعیان آموزش دادند که مردم به‌دلیل ظلم دستگاه حکومت، از امامان خود فاصله گرفته بودند. آن حضرت در قالب زیارت جامعه کبیره، مقام والای امامت را به جامعه آموزش دادند و مفاهیم عمیق اسلامی و سند حقانیت شیعه را به مردم طول تاریخ ارائه فرمودند. این زیارت را شیخ طوسی در کتاب تهذیب و شیخ صدوق در کتاب عیون اخبار‌الرضا(ع) و فقه برگرفته از امام هادی(ع) ثبت کرده‌اند که آن حضرت فرمودند: «هر زمانی که به آستان امامی رسیدی، در آنجا بایست و شهادتین را درحالی‌که غسل کرده‌ای و طهارت داری، بر زبان جاری کن. وقتی نگاهت به قبر مطهر افتاد ابتدا ۳۰ مرتبه تکبیر بگو و چند قدم راه برو، البته با کمال وقار و آرامش بسیار. گام‌های خود را کوتاه بردار و بار دیگر بایست و ۳۰ مرتبه تکبیر را بر زبان جاری کن. سپس نزدیک قبر مطهر برو و این بار ۴۰ مرتبه تکبیر بگو تا ۱۰۰ مرتبه کامل شود‌.»

زیارت جامعه کبیره آنقدر مفاهیم عمیقی دارد که بسیاری از علما و دانشمندان جهان اسلام شرح‌هایی بر آن نوشته‌اند. برای درک بهتر این زیارت می‌توانید به کتاب‌های زیر مراجعه کنید:

ادب فنای مقربان: این کتاب توسط آیت‌الله عبدالله جوادی‌آملی تدوین شده و شامل فرازهایی از معارف عمیق و گسترده زیارت جامعه کبیره در فصل‌های متنوع و با موضوعاتی مانند چیستی ولایت و عداوت الهی، گونه‌شناسی و چرایی ولایت ‌الله، روش‌‌ها و آسیب‌های ولایتمداری، ولایت و عداوت امامان، مفهوم و حقیقت محبت و تلازم محبت‌الله با محبت معصومان است. در انتهای هر جلد از این اثر ارزشمند هم فهرست آیات و روایات و اشعار و اعلام و کتب و منابع آورده شده است.

شرح و تفسیر زیارت جامعه کبیره: ۱۰ مجلس پیرامون شرح و تفسیر زیارت جامعه کبیره توسط استاد آیت‌الله فاطمی‌نیا در قالب کتابی توسط انتشارات صبح پیروزی ارائه شده است. این اثر همراه با متن و ترجمه کامل زیارت جامعه کبیره در قالب ۳۵۲صفحه منتشره شده است.

تفسیر قرآن ناطق: شرح زیارت جامعه کبیره با نام «تفسیر قرآن ناطق» اثری است که توسط آیت‌الله محمد محمدی‌ری‌شهری و احمد غلامعلی تألیف شده است. در مقدمه این اثر درباره ارتباط قرآن و «زیارت جامعه کبیره» آمده است: «شاید نخستین پرسشی که با ملاحظه نام این کتاب (تفسیر قرآن ناطق) به ذهن خواننده می‌رسد، این باشد که چه رابطه‌ای میان قرآن کریم و «زیارت جامعه» وجود دارد که شرح این زیارتنامه، تفسیر قرآن نامیده شده است». نویسنده در پاسخ به این سؤال می‌نویسد: «قرآن کتاب انسان‌سازی‌ است؛ انسانی که می‌تواند مظهر اسماء و صفات الهی شود و خلیفه‌الله گردد و امام نیز کامل‌ترین انسان‌هاست. این سخن بدین معناست که انسان، اگر قرآن را به‌طور کامل در زندگی خویش جریان بخشد، به مرتبه انسان کامل می‌رسد. از این رو، امام، تحقق عینی و کامل قرآن در انسان است و بدین‌سان خاتم پیامبران(ص) کامل‌ترین نسخه قرآن ناطق است و پس از او اهل‌بیت علیهم‌السلام‌ نسخه‌های دیگری از انسان کامل و قرآن ناطق به شمار می‌آیند».

سیمای عرشیان در کلام ابن‌الرضا(ع): آیت‌الله کاظم صدیقی هم کتابی در شرح زیارت جامعه کبیره تألیف کرده که برای نخستین بار در سال ۱۳۸۸شمسی از سوی دفتر نشر فرهنگ اسلامی چاپ و منتشر شد. نگارنده در کتاب حاضر، ضمن بیان مفهوم زیارت و فلسفه آن به شرح زیارت جامعه کبیره پرداخته است. این اثر شامل شرح فراز اول زیارت جامعه کبیره است و عناوین ذیل را مورد بحث قرار داده: فلسفه زیارت، ادب زیارت، اعتبار زیارت جامعه، السَّلام علیکم، حرف ندا «یا»، اهل‌بیت النُّبُوَّه، مَوضَعَ الرِّساله، مُختَلَفَ الملائِکه، مَهبِطَ الوَحی، مَعدِنَ الرَّحمَه، خُزّانَ العِلم، مُنتَهی الحلم، اُصولَ الکرَم، قادَهَ الاُمَم، اولیاءَ النعَم، عَناصِرَ الابرار، دَعائِمَ الاخیار، ساسَهَ العباد، اَرکانَ البلاد، اَبوابَ الایمان، اُمَناءَ الرَّحمان، سُلالَهَ النَّبیین، صَفوَهَ المُرسَلین، عترَه خیرَه رَبّ العالمین، رَحمَه‌الله و بَرَکاتُه.

مقامات اولیاء:

کتاب «مقامات اولیاء» اثر دیگری است که در نقد و تفسیر زیارت جامعه کبیره توسط سیدمجتبی حسینی تألیف شده است. این اثر که در قالب ۲ جلد منتشر شده، دارای بیانی ساده و بی‌تکلف است که نه فقط برای اهل فن بلکه برای عموم مردم قابل فهم و درک است. جلد اول این کتاب، بازنویسی‌شده ده‌‌ها جلسه سخنرانی سیدمجتبی حسینی است و فرازهای اول تا پنجم زیارت جامعه را شامل می‌شود. در جلد دوم، نویسنده به شرح شهادت‌هایی پرداخته که در این زیارت بیان شده است. در ضمن شهادت اول (شهادت به یگانگی خدا)، نویسنده با تامل در متن زیارت، طی بحثی جلوه دیگری از توحید را به مخاطب نشان می‌دهد که کمتر مورد بحث قرار گرفته است. در بخش بعدی، شهادت دوم (شهادت به رسالت حضرت محمد صلی‌الله علیه و آله) مورد بررسی قرار گرفته و به‌صورتی فشرده و با بیانی ساده و کم نظیر، مباحث مربوط به پیامبرشناسی مطرح شده و همچنین به برخی ویژگی‌های رسول خاتم توجه داده شده است. بخش پایانی کتاب، شهادت به مقامات ائمه معصومین علیهم‌السلام است که علاوه بر ذکر این ویژگی‌‌ها، به ژرفای معانی این عبارات اشاره می‌شود.

  • نمای کلی از زندگینامه امام هادی(ع)

نام: علی
کنیه: ابوالحسن
لقب: نقی، هادی، ابوالحسن ثالث
نام پدر: امام جواد(ع)
نام مادر: سوسن
تاریخ تولد: ۱۵ذی الحجه سال ۲۱۲هجری قمری، مدینه
آغاز امامت: از ۸سالگی
مدت امامت: ۳۳سال
خلفای معاصر حضرت:
معتصم، برادر مأمون / واثق، پسر معتصم / متوکل، برادر واثق / منتصر، پسر متوکل / مستعین، پسرعموی منتصر / معتز، پسر دیگر متوکل
مدت عمر: ۴۱سال
محل شهادت: سامراء (که آن زمان سر من رأی نامیده می‌شد)
علت شهادت: مسمومیت با سم