آیا درصدراسلام طبقه‏اى به‏نام روحانیت وجودداشت ویا از قرن ۷و۸به تدریج‏علماى اسلامى به صورت طبقه‏اى خاص ظهور کردند علت آن چیست؟








جواب :  


  در مورد «طبقه روحانیت» اول باید مقصود از طبقه را روشن کرد. الف) اگر مقصود از آن طبقه ممتاز اجتماعى باشد هم چنان که در مورد روحانیون زرتشتى پیش از اسلام وجود داشته و یا در مورد کشیشان و پاپ‏هاى مسیحى در دوران حاکمیت کلیسا بوده چنین چیزى هیچ گاه در جهان اسلام وجود نداشته و ندارد. بلکه روحانیون مانند دیگر طبقات اجتماعى و داراى شرایط و حقوق اجتماعى مساوى مى‏باشند. ب) اما اگر مقصود از طبقه این باشد که کسانى صرفا به امر آموزش و تحقیق در معارف دینى و تبلیغ آنها بپردازند و به عنوان گروهى مشخص در جامعه شناخته شوند طبیعى است این یک روند تدریجى در تاریخ داشته. هم چنان که در بسیارى از علوم یا شوءون دیگر اجتماعى چنین است. مثلا در قرون اولیه اسلام نظامیان گروه خاصى از مردم با سازمان و ارگان مشخص و لباس معین نبوده‏اند ولى تدریجا با گسترش و پیچیدگى یافتن نهادها و سازمان‏هاى اجتماعى نیروهاى مسلح نیز سازمان و هیأت ویژه‏اى یافته‏اند. همین طور است مسأله روحانیت. زیرا در عصر ائمه(ع) تا زمان امام سجاد(ع) ژرف کاوى‏هاى دقیق در معارف دینى انجام نمى‏شد و با تأسیس حوزه علمى امام صادق(ع) و امام باقر(ع) کم‏کم معارف دینى رنگ تخصصى به خود گرفت و تدریجا شخصیت‏هاى برجسته‏اى براى این امور آماده شدند. افزون بر آن پس از عصر غیبت رسالت معرفى و تبلیغ دین و پاسخ به انبوه پرسش‏هاى دینى و دین شناختى یکسره بر دوش عالمان دینى نهاده شد. بنابراین ایجاب نمود که اشخاصى هم خود را در تمام عمر مصروف این گونه امور سازند و از طرفى به گونه‏اى در جامعه شناخته شوند تا براى مردم در شرایط و اماکن مختلف قابل شناسایى و مراجعه باشند. در این راستا آنان شبیه‏ترین لباس به پیامبر اکرم(ص) را برگزیدند تا هم معرف آنان به تناسب مسوءولیت و رسالت اجتماعى‏شان باشد و هم از معنویت آن خود نیز بهره‏مند گردند.