(اصغر فرهادی) ستـاره‌ای که تلویزیـون قـدرش را ندانـست!

اصغرفرهادی

از نویسندگی تا کارگردانی

“اصغر فرهادی” سال هایی که دانشجوی مقطع فوق لیسانس دانشکده تربیت مدرس بود، آرام آرام کارش را در تلویزیون شروع کرد. در همان سال های دانشجویی بود که متن هایی را برای رادیو می‌نوشت. اما همه چیز با “روزگار جوانی” کلید خورد. سریالی که توانست بعد از گذشت دو، سه قسمت به محبوب ترین سریال تلویزیون تبدیل شود. این سریال را “شاپور قریب” کارگردانی می‌کرد. اما آنچه که “روزگار جوانی” را متمایز از بقیه سریال ها می‌کرد، متن هایی بود که توسط نویسنده آن نوشته می‌شد و او کسی نبود جز “اصغر فرهادی”؛ نویسنده جوانی که نامش برای تئاتری ها آشنا بود، اما اهالی سینما و تلویزیون شناختی از او نداشتند.

 

درباره قدرت فیلمنامه هایی که فرهادی برای این سریال می‌نوشت همین بس که وقتی در میانه سریال و از قسمت سیزدهم، “اصغر توسلی”، تهیه کننده سریال تصمیم به کنارگذاشتن شاپور قریب گرفت و خودش کارگردان سریال شد، هیچ تغییری در کیفیت سریال پدید نیامد. اتفاقی که در سری دوم “روزگار جوانی” افتاد. در فصل دوم این سریال “علی اکبر محلوجیان” جایگزین اصغر فرهادی شد و توسلی براساس فیلمنامه هایی از این فیلمنامه نویس سری جدید سریال پرطرفدار آن سال ها را جلوی دوربین برد، اما همانطور که پیش بینی می‌شد فصل دو “روزگار جوانی” با سوارشدن بر موج موفقیت فصل یک توانست مخاطبان را با خود همراه کند. زوج توسلی و محلوجیان بعد از این و با الگوبرداری از ساختار “روزگار جوانی” سریال “دختران” را ساخت که نتوانست درصدی از موفقیت آن سریال را برایش تکرار کند.


اصغر فرهادی که نقش تاثیرگذارش در موفقیت “روزگار جوانی” بر همه عیان شده بود، با تغییر مسیر به سمت کارگردانی وجه دیگری از توانایی های خود را به رخ کشید. اولین سریال او در مقام کارگردان، سریالی استودیویی با نام “چشم به راه” بود. سریالی که داستان آن در سالن انتظار یک زایشگاه می‌گذشت و “جمشید جهانزاده” بازیگر اصلی آن بود که هر قسمت در قالب شخصیت جدیدی پا به این زایشگاه می‌گذاشت. فرهادی در این سریال نوع جدیدی از کمدی را به مخاطب تلویزیون عرضه کرد، ساختاری که سال ها بعد “محمد رحمانیان” در سریال هایی چون “نیمکت” و “در گوش سالمم زمزمه کن” به نوعی دیگر آن را ادامه داد.

اصغر فرهادی کارگردانی در تلویزیون را با “چشم به راه” شروع کرد و با سریال نوروزی “مجتمع مسکونی فرخ و فرج” ادامه داد و درنهایت به “داستان یک شهر” رسید. سریالی که آن را در دو فصل برای شبکه تهران ساخت. فرهادی با الهام از برنامه مستند گزارشی “در شهر” که حسابی در آن سال ها به خاطر گزارش های جنجالی اش از سطح شهر پرمخاطب شده بود، سریال جدیدش را جلوی دوربین برد

او در فصل اول این سریال محور قصه هایش را روی شخصیت هایی که گروه برنامه ساز “در شهر” را تشکیل می‌دادند استوار کرد و بر همین اساس بود که رابطه اعضای این گروه با بازی “آتنه فقیه نصیری”، “علی قربان زاده”، “علی سلیمانی”، “نیما رئیسی” و “فرامرز صدیقی” در متن قرار گرفت و سوژه هایی که قرار بود این گروه از آن گزارش تهیه کنند، در حاشیه قرار گرفت. اما همه چیز از فصل دو “داستان یک شهر” شروع شد، جایی که دیگر گروه مستندساز “در شهر” که حالا ترکیب بازیگرانش هم تغییر کرده بود، در متن ماجرا نبودند و این معضلات و مشکلات آدم های جامعه بود که در محور قصه های “داستان یک شهر” قرار گرفتند. سریالی که بسیاری معتقدند پایه گذار سینمایی است که بعدها فرهادی با “چهارشنبه سوری” آن را شروع کرد و با “جدایی نادر از سیمین” آن را به بلوغ رساند.

فرهادی با طرح سوژه هایی که تا پیش از این در تلویزیون تابو بود به نوعی خطوط قرمز را در این رسانه جا به جا کرد، اما همین جسارت در نگاه موجب شد تا سریال از گزند تیغ تیز ممیزی در امان نماند. با وجود ممیزی های بسیار اما سریال آنقدر مورد توجه مخاطبان و اهالی حرفه ای سینما قرار گرفت که موجب شد درهای سینما به روی این کارگردان گشوده شود. دعوت “ابراهیم حاتمی‌کیا” از فرهادی برای نگارش فیلمنامه “ارتفاع پست” آغاز این مسیر بود و از اینجا بود که تلویزیون استعداد تازه شکوفاشده خود را از دست داد. بعد از “داستان یک شهر” فرهادی به شکل رسمی‌ فقط نامش یک بار دیگر در تیتراژ یک سریال دیده شد و آن هم نخستین سریال همسرش “پریسا بخت آور” بود. سریالی با نام “یادداشت های کودکی” که فرهادی نگارش فیلمنامه آن را برعهده داشت.

 

حالا یک دهه از دوری فرهادی از تلویزیون می‌گذرد، او این روزها مرد اول سینمای ایران است، حضور دوباره او در تلویزیون بیشتر شبیه یک رویای دست نیافتنی است.