باز هم کم است…

در چشمهای خوب تو یک آسمان غم است

انگار خیسِِ شبنم گلهای مریم است

در من شکست بغض ترک خورده ی قدیم

وقتی که در صدای تو آه دمادم است

از دست های روشن تو شعله می کشد

مادر! نوازشی که به پاکی ی شبنم است

پیچیده عطرعشق زلال تو در دلم

عشقی که جاودانه ترین عشق عالم است

در چشمهات گرچه شررریز آرزوست

اما برای زخم غزلهام – مرهم است

با تو تمام پنجره ها رو به سمت نور

بی تو نگاه آینه ها غرق ماتم است

مادر چگونه از تو بگویم که واژه ها

هر قدر عاشقانه شود باز هم کم است