باور نمی کنم آدم کشته باشم






images/20060529/killer.jpg مردی که برای انتقام از کارفرمای سابقش به انگیزه سرقت به کارگاه طلاسازی وی رفته و در پی جدالی خونین ، دوستش را به قتل رسانده بود ، روز گذشته در شعبه ۷۴ دادگاه کیفری استان تهران ادعا کرد قصد کشتن مقتول را نداشته و هنوز هم باور نمی کند چنین حادثه ای اتفاق افتاده است.
به گزارش خبرنگار جام جم ، ۴ تیر ماه سال گذشته جوانی به نام وحید ش با کلانتری ۱۱۶ مولوی تماس گرفت و از به قتل رسیدن یکی از همکارانش به نام غلامرضا (معروف به فرزاد) خبر داد. این مرد در تشریح ماجرا به پلیس گفت : امروز وقتی به محل کارم آمدم ، متوجه شدم در کارگاه نیمه باز است. چند بار فرزاد را صدا زدم اما جوابی نداد. آرام به سمت اتاق او رفتم که ناگهان با جسد وی در حالی که طناب پیچ شده و در گوشه ای افتاده بود ، روبه رو شدم.
ماموران کلانتری پس از کسب این خبر ، بلافاصله به محل حادثه عزیمت کردند و موضوع را به بازپرس کشیک جنایی تهران اطلاع دادند. با صدور دستور قضایی ، جسد مقتول به پزشکی قانونی منتقل و تحقیقات برای شناسایی قاتل و انگیزه قتل آغاز شد. کارآگاهان اداره ۱۰ پلیس آگاهی تهران به همراه اکیپ بررسی صحنه جرم به محل حادثه رفتند و متوجه شدند از کارگاه مقادیری طلا و جواهرات به سرقت رفته و اثر انگشتی روی کلید برق اتاق مقتول و یک لیوان به جا مانده است. به این ترتیب پس از بررسی اثرانگشت ، این فرضیه برای کارآگاهان جنایی که اثر انگشت مربوط به قاتل فراری است ، قوت گرفت.


ردپای کارگر اخراجی


کارآگاهان جنایی در ادامه تحقیقات به بازجویی از کارکنان کارگاه طلاسازی پرداختند که مشخص شد ۲ تن از کارگران چند وقت پیش به اتهام سرقت از کارگاه اخراج شده اند. با کشف این سرنخ ، یکی از کارگران اخراجی به نام محسن که یکباره ناپدید شده بود ، تحت تعقیب پلیس قرار گرفت.
ماموران که احتمال می دادند وی در قتل فرزاد نقش داشته است با کسب نیابت قضایی به کمیجان یکی از شهرستان های اراک عزیمت کردند و او را هنگامی که قصد خروج از خانه یکی از اقوامش را داشت ، شناسایی و پس از دستگیری ، برای تحقیقات به اداره ۱۰ پلیس آگاهی تهران منتقل کردند.


قتل به خاطر انتقام گرفتن از کارفرما


محسن – متهم به قتل – در بازجویی های پلیسی به صراحت به قتل دوستش و سرقت بیش از ۹۰۰۰ گرم طلا اعتراف کرد. روز گذشته متهم در شعبه ۷۴ دادگاه کیفری استان تهران حضور یافت.
در ابتدای جلسه دادگاه دادیار خاکی ، نماینده دادستان تهران به دفاع از کیفرخواست پرداخت و برای متهم تقاضای قصاص کرد ، سپس اولیای دم هم خواستار قصاص قاتل فرزندشان شدند. قاضی کوه کمره ای پس از شنیدن اظهارات اولیای دم ، از متهم خواست در جایگاه مخصوص قرار بگیرد و از خود دفاع کند.


اظهار ندامت متهم در دادگاه


محسن در اظهاراتش گفت : من قبول دارم که دوستم را کشته ام اما باور کنید نمی خواستم او بمیرد. یک سال ونیم پیش ، برادرم با صاحبکارم شریک بود و اوضاع خوب پیش می رفت تا این که او شراکتش را با ما به هم زد و مقداری از وسایل و ابزار کار ما را پس نداد و همین مساله باعث دلخوری شدید من شد. متهم در ادامه اظهارات خود گفت : به دنبال فرصتی می گشتم تا با او تسویه حساب کنم ، برای این کار تصمیم گرفتم از محل کار سابقم سرقت کنم. موضوع سرقت را با یکی از دوستانم به نام وحید در میان گذاشتم که او پذیرفت.
متهم ادامه داد: شب حادثه وقتی به یک کیلومتری کارگاه رسیدم ، از کیوسک تلفن همگانی به آنجا زنگ زدم تا متوجه شوم کسی هست یا نه که فرزاد تلفن را جواب داد و گفت : تنهاست.
دقایقی بعد زنگ در کارگاه را زدم و فرزاد در را باز کرد و با هم داخل شدیم و با توجه به شناختی که از فرزاد داشتم ، به او گفتم قصد سرقت از کارگاه را دارم که یکدفعه عصبانی شد و شروع به داد و فریاد کرد. در یک لحظه با هم درگیر شدیم و نفهمیدم چه شد که ناگهان با چاقویی که از جیبم درآوردم ، ضرباتی به او زدم و با دیلم در گاوصندوق را باز و مقداری از طلا و جواهرات را سرقت کردم.
محسن در ادامه اظهاراتش اضافه کرد: دقایقی بعد به سراغ دوستم رفتم و در حالی که بسیار مضطرب بودم با طنابی دست و پای فرزاد را بستم و از محل دور شدم.
او ادامه داد: مقداری از طلاها را در کوره آب کردم و به ۲ نفر فروختم و بقیه را در خانه برادرم پنهان کردم و به خانه پدری ام رفتم.
هنوز هم باورم نمی شود که دوستم را کشته ام و هر لحظه چهره اش از مقابل چشمانم دور نمی شود. عاجزانه از پدر و مادر فرزاد می خواهم مرا ببخشند. قاضی کوه کمره ای ، رئیس شعبه ۷۴ دادگاه کیفری استان تهران پس از شنیدن آخرین دفاعیه متهم به همراه ۴ قاضی مستشار وارد شور شد تا حکم قانونی درخصوص او صادر شود.