با توج به احادیث که ظهور حضرت را در زمانى مى‏دانند که جهان پر از ظلم‏وو ستم باشد حال آیا تلاش برای ریشه‏کنى ظلم آب درهاون کوبیدن‏است‏








جواب :  


  قبل از آن که به بررسى اصولى موضوع مطرح شده بپردازیم به نظر مى‏رسد اشاره به سیر تاریخى این برداشت از موضوع ظهور امام زمان و زمینه‏هاى آن، به عنوان مقدمه مفید باشد. در طول تاریخ غیبت به ویژه در قرون اخیر نوعى تفکر آسایش طلبانه در برخى پدید آمده و آنان بهانه‏اى مى‏طلبند تا از زیر بار مسئولیت شانه خالى کنند! حال چه بهتر که این بهانه رنگ دینى داشته باشد. از جمله این موارد آن است که ما نبایستى با ظلم مبارزه کنیم زیرا ظهور امام زمان به تأخیر مى‏افتد و حتى برخى پنداشته‏اند که باید به ظلم و فساد نیز کمک کرد و در گسترش آن کوشید تا اسباب ظهور بیشتر فراهم شود؟! این تفکر ناشى از عدم شناخت مسئولیت و نشناختن دین الهى و برداشت غلط از موضوع ظهور است. زیرا: اولاً – هیچ یک از تکالیف شرعى مانند نماز، روزه، حج، امر به معروف، مبارزه با فساد و … مشروط به چنین شرطى نیست، یعنى تکلیف نماز و یا نهى از منکر تکالیفى مطلق هستند. یعنى آن که چه عمل به آنها الزامى است، چه موجب تسریع در ظهور یا تأخیر آن شود. ثانیاً – هیچ یک از آموزه‏هاى دین نمى‏تواند ارکان واساس دین را معطل نماید. اگر فرض کنیم (به فرض محال) پى‏گیرى تعالیم دین موجب تأخیر در ظهور شود، باز عمل به آن تعالیم واجب است. ثالثاً – فساد نیازى به کمک ندارد. اگر بسیارى از مردم جهان نیز با فساد به مبارزه برخیزند باز فساد ریشه‏کن نخواهد شد بلکه هر روز بر توسعه قلمرو خود خواهد افزود و زمینه براى ظهور فراهم خواهد شد. رابعاً – آیا معقول است که ما در سراسر عمر خود که چه بسا به ظهور منجر نگردد دست روى دست بگذرایم و همه آیات و روایات را به کنارى بگذرایم بدین بهانه که ما مى‏خواهیم در ظهور تعجیل گردد آیا این عذرى خدا پسندانه است؟!