ببار ای آسمون امشب بارون

ببار ای آسمون امشب ,من از بغض تو سرشارم
من و تنهایی و کابوس ,من و چشمای بیمارم
ببار و قلب تنهامو, پر از احساس بارون کن
ببار و با نم اشکات ,همه دنیامو داغون کن
به چشمای تو می بخشم, همه دار و ندارم رو
بیا ویرون کن و بشکن, تو ,این دنیای تارم رو
می خوام هم پای گنجشکا, بلرزم تا که آروم شم
می خوام بی تاب و سرگشته, فدای بوی بارون شم
می خوام تا جون بده قلبم, به پای گریه های تو
چشای سرد و غمگینم, ببارن پا به پای تو
می خوام اونقد بباری تا, زمین آخر بشه دریا
ستاره زیر بارونت, بمیره تو دل ابرا
هوای خیس پاییزی ,غم چشمای بی تابم
تا دستاتو ندی دستم, نمی میرم, نمی خوابم
بیاای آسمون امشب, واسه دستام یه مرهم شو
ستاره کم, تو بی پایان ,بیا اندازه ی من شو
واسه یک لحظه دستامو, بگیر تا جون بدم آروم
بذار تنها بخوابم باز, میون نم نم بارون
می رو تا روح بی تابم, از این دنیا جدا باشه
تموم کن رعد و برقت رو, که مرگم بی صدا باشه…
“ستاره”