تعرض به دختر ۱۴ ساله با دست و پای بسته

۵ جوان دختر نوجوانی را ربودند و با بستن دست و پایش در باغی او را هدف تعرض قرار دادند.مرد باغبان وقتی پسران متجاوز خوابیدند دختر ۱۴ ساله را نجات داد .

تعرض به دختر ۱۴ ساله

روز دوشنبه ۱۹ مرداد ماه سال ۹۴ ماموران کلانتری ۱۶۱ ابوذر با مراجعه مردی در جریان ناپدید شدن دختر ۱۴ ساله ای به نام سهیلا قرار گرفتند. ماموران در این مرحله پی بردند که دختر نوجوان روز شنبه ۱۷ مرداد ماه برای خرید از خانه خارج شده و دیگر بازنگشته است و در این مدت نیز پدر وی به بیمارستانها و بهزیستی سرکشی کرده است.

ماجرای مرموزی پیش روی ماموران قرار گرفته بود که بازپرس ایلخانی از شعبه هشتم دادسرای امور جنایی تهران دستور داد تا تیمی ازماموران اداره یازدهم پلیس اگاهی تهران برای رازگشایی این ماجرا وارد عمل شوند.

کارآگاهان در تحقیقات ابتدایی پی بردند که روز جمعه دختر نوجوان همراه پدر بزرگ و مادربزرگش به پارک رفته و از همان شب سهیلا با پسر جوانی به صورت تلفنی در تماس بوده است. همین سرنخ کافی بود تا ماموران با اقدامات فنی به سراغ پسر جوان که نکویی نام دارد بروند و وی روز ۲۳ مرداد ماه زماینکه با ماموران روبرو شد ادعای عجیبی نمود.

نکویی بیان کرد: عصر جمعه همراه ۵ تن از دوستانم در پارک بودیم که با دختر نوجوانی که به نزدیکی ما آمده بود آشنا شدم و همان شب با من تماس گرفت و ادعا نمود که می‌ خواهد به خانه عمه اش در تجریش برود و خواست تا همراهش باشم که من نیز سوار بر مترو او را تا مترو تجریش همراهی کردم و سپس به خانه بازگشتم.

تجسس ‌ها برای ردیابی دختر نوجوان ادامه داشت تا اینکه روز ۲۷ مرداد ماه ماموران گشت کلانتری ولنجک در حال گشت زنی بودند که در برابر دختر نوجوانی قرار گرفتند که در تحقیقات ابتدایی این دختر که خود را سهیلا معرفی کرده بود بیان کرد: چندی پیش برای اعتراض از خانه مان فرار کردم و ماموران زمانیکه قصد داشتند وی را در اختیار بهزیستی قرار دهند مشخص شد که این دختر همان نوجوان گمشده است.

سهیلا به ماموران بیان کرد: پدرم شیشه ای است و روز فرار از من خواست تا برای تأمین هزینه اعتیادش جلوی دوستانش که داخل خانه برای کشیدن مواد جمع شده بودند برقصم که از خانه فرار کردم.

این ادعاها در حالی بود که مادر سهیلا با مراجعه به پلیس عنوان نمود که پدر سهیلا شیشه ای نیست و دخترش از سوی چند جوان ربوده شده است.

سهیلا بار دیگر هدف تحقیق قرار گرفت و پرده از تلخ ترین صفحه زندگی اش برداشت و بیان کرد: روز جمعه همراه خانواده ام در پارک بودم که با پسر جوانی به نام نکویی آشنا شدم و اما من هیچ تماسی با او نگرفتم اما فردای آن روز پسر جوان با من تماس گرفت و خواست تا در محل قرار حاضرشوم.

وی افزود:وقتی با آرش روبرو شدم وی مرا با تهدید سوار بر خودرویی نمود و شب مرا در کارگاه زندانی نمود و فردای آن روز مرا به باغی بردند و سگی را در یک قدمی ام بستند تا نتوانم فرار کنم.

سهیلا بیان کرد: ۵ جوان در آن باغ حضور داشتند که ۲ تن از آن‌ها مرا هدف نیت شیطانی شان قرار دادند که در آخر مرد افغان که باغبان باغ بود ادعا نمود شب که همگی خواب هستند مرا نجات خواهد داد که نزدیک صبح بود که یک آژانس به جلوی باغ آمد و مرا در منطقه ولنجک پیاده نمود.

چون ۵ جوان شیطان صفت گفته بودند که اگر درباره این ماجرا با کسی حرفی بزنم پدر و مادرم را می‌ کشند ابتدا داستانسرایی عجیب را کردم.

بنا به این گزارش، بازپرس ایلخانی از شعبه هشتم دادسرای امور جنایی با توجه به فراری بودن متهمان دستورات ویژه را برای دستگیری اعضای این باند شیطانی را صادر نمود و تحقیقات برای بازداشت آن‌ها ادامه دارد.

رکنا