تقدیم به او

تقدیم به او…….

چند ماه تمام صحرا صحرا برایت نیلوفر کاشته ام.

شبها به یادت از آسمان ستاره چیده ام.

در سکوت ظلمت بار، تصویر تو را بر چهره مهتاب ترسیم کرده ام.

روزها در کنار برکه صمیمی دوست داشتن تنها نام تو را زمزمه کرده ام.

در انبوه یاسهای سپید، بوی تو را احساس کرده ام.

در دشتی پر از نیلوفر سایبانی از عشق بر پا کردم.

بر فراز دشتی پر گشودم که سنگ سنگ آن دشت یادگاری از تو داشت.

و حالا چندین وقت است که با ضربان قلب تو نفس میکشم.

اگر فردا پایان من است می خواهم تا صبح به نام تو زندگی کنم.