تنهایی من

تنهایی من……….

روزهاست قلبم گواهی تنهایی می دهد.

دلم با غربت بی کسی، گریستن آغاز کرده است.

در این میان دل مهربان توست که،

یدک کش بار اندوههای پنهان و آشکار من است.

نمی دانم چگونه حرفهایم را روی کاغذ بیاورم.

چون عادت به واضح نوشتن ندارم.

یعنی دلم عادت ندارد.

عادت ندارد آنچه را تحمل میکند،

به سادگی به سپیدی کاغذ بسپارد.

اما من سعی میکنم گوشه ای از حرفهای ناگفته ام را بنویسم.

بدان که احساس غم و اندوه،

تقریباً از لحظه ای که از من جدا شدی

قامت لرزان وجودم را دستخوش خود قرار داده

باور کن که گاهی احساس با تو بودن و حسرت بودن در کنار تو،

عقده های فرو خفته دلم را باز میکند.

بغض سنگین غم، به های های گریستن تبدیل میشود.

شاید نمی دانی که قلبم از خودم به تو نزدیکتر است.