حمله به خانه کروبی ؛‌ اقدام انقلابی یا آب به آسیاب دشمن ریختن؟!

در حالی که روز جمعه ، اخبار حضور میلیونی مردم ایران در راهپیمایی روز قدس ،‌مهم ترین خبر کشورمان بود که بازتاب های بین الملیی فراوانی هم داشت ،‌ تجمع عده ای در برابر خانه مهدی کروبی ،‌کاندیدای انتخابات گذشته ریاست جمهوری و حمله آنها به خانه وی ،‌ دستاویز مناسبی برای رسانه های بیگانه بود که با کمرنگ کردن اخبار مربوط به راهپیمایی روز قدس ،‌ رویداد یکی از کوچه های شمالی تهران را در صدر اخبار خویش قرار دهند و سپاسگزار مهاجمانی باشند که برایشان خوراک خبری مهیجی فراهم آوردند ؛‌به ویژه آن که این تجمع و درگیری ،‌به تیراندازی و مجروح شدن چند نفر هم منجر شد و البته بین رسانه های موافق و مخالف کروبی نیز دعوایی بر سر این که مقصر چه کسی بود و اول چه کسی شروع کرد ، آغاز شد!
 
این که در روز حادثه دقیقاً‌ چه رخ داد،‌ موضوع نوشتار حاضر نیست ؛‌ دفاع از کروبی یا نقد عملکرد وی در ماجراهای بعد از انتخابات نیز ،‌ دغدغه این مکتوب نیست ،‌ چه آن که هر کسی و از جمله کروبی ،‌خود باید پاسخگوی رفتارهایش باشد.

آنچه باعث شد این چند سطر از سر دلسوزی برای جامعه و نظام و انقلاب به رشته تحریر درآید ،‌موضوعی به نام قانونگرایی است که گویا به یک شوخی تکراری تبدیل شده است و تعریف عده ای از قانون ،‌ دقیقاً‌ همان چیزی است که در مخیله آنها می گذرد و نه چیز دیگر!

واقعاً‌ جای درد و تأسف است که بعد از سه دهه که از انقلاب اسلامی و استقرار حکومت قانون در کشور گذشته است ،‌ مجبور هستیم در باب بدیهیاتی مانند اهمیت قانون و این که اجرای آن ،‌برای جامعه مفید است و نباید آن را نقض کرد و … سخن بگوییم.

در موضوع مورد بحث نیز حتی اگر از منظر کسانی که شخصی به نام مهدی کروبی را “فتنه گر و خائن و عامل دست موساد و …” می دانند به ماجرا نگاه کنیم ،‌ نمی توانیم بپذیریم که عده ای فراتر از قانون ،‌بدون مجوز از وزارت کشور در مقابل خانه یک شهروند ( حتی یک شهروند بد!) تجمع کرده ،‌سنگ پرانده و بر دیوارهایش شعار نوشته و این اقدام را چندین شب ادامه داده اند.

حتی اگر کروبی مجرم باشد ،‌این وظیفه دستگاه های امنیتی و قضایی است که با او برخورد کنند ،‌نه وظیفه اشخاص دیگر.
اگر قرار باشد هر کسی بخواهد با هر کسی که مشکل دارد ،‌شخصاً‌برخورد و تسویه حساب نماید که باید در دستگاه قضایی را تخته کرد و پلیس را منحل نمود و به جامعه ای بدوی و متوحش تبدیل شد و فرهنگ ایرانی – اسلامی را به موزه سپرد!

گذشته از این ها ،‌ متاسفانه افرادی که چنین اقداماتی را شکل می دهند ،‌داعیه پیروی از ولایت را دارند و این خود ،‌بزرگ ترین جفا به ولایت است.

مزید یادآوری اینان ،‌ به سخنان رهبر معظم انقلاب اشاره می کنیم که در ۱۹ دی سال گذشته در جمع مردم قم بیان داشتند و رسماً‌،‌علناً‌ ،‌صراحتاً‌ و با بیانی بلیغ و به زبان فارسی ،‌هر گونه اقدام فراقانونی و خودسری را منع کردند ؛ عین سخن ایشان به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری چنین است:

 « می خواهم عرض بکنم جوانهاى عزیز مراقب باشند، مواظب باشند که هرگونه کار بى رویه‌‌‌اى، کمک به دشمن است. اینجا جوانها تلفن میکنند – میفهمم من، میخوانم، غالباً تلفنها و نامه ها را خلاصه می کنند، هر روز مى آورند، من نگاه میکنم – مى بینم همین طور جوانها گله‌‌‌‌‌مند، ناراحت و عصبانى؛ گاهى هم از بنده گله میکنند که چرا فلانى صبر میکند؟ چرا فلانى ملاحظه میکند؟
من عرض میکنم؛ در شرائطى که دشمن با همه‌‌‌ى وجود، با همه‌‌‌‌ى امکاناتِ خود درصدد طراحى یک فتنه است و میخواهد یک بازى خطرناکى را شروع کند، باید مراقبت کرد او را در آن بازى کمک نکرد. خیلى باید با احتیاط و تدبیر و در وقت خودش با قاطعیت وارد شد.

دستگاه‌‌‌‌هاى مسئولى وجود دارند، قانون وجود دارد؛ بر طبق قانون، بدون هیچگونه تخطى از قانون، بایستى مُرّ قانون به صورت قاطع انجام بگیرد؛ اما ورود افرادى که شأن قانونى و سمت قانونى و وظیفه ى قانونى و مسئولیت قانونى ندارند، قضایا را خراب میکند. خداى متعال به ما دستور داده است: «و لایجرمنّکم شنئان قوم على ان لاتعدلوا اعدلوا هو اقرب للتّقوى».
 بله، یک عده‌‌‌‌اى دشمنى میکنند، یک عده‌‌‌‌اى خباثت به خرج میدهند، یک عده اى از خباثت‌‌‌کنندگان پشتیبانى میکنند – اینها هست – اما باید مراقب بود. اگر بدون دقت، بدون حزم، انسان وارد برخى از قضایا بشود، بى‌‌‌‌گناهانى که از آنها بیزار هم هستند، لگدمال میشوند؛ این نباید اتفاق بیفتد.

 من برحذر میدارم جوانهاى عزیز را، فرزندان عزیز انقلابىِ خودم را از اینکه یک حرکتى را خودسرانه انجام بدهند؛ نه، همه چیز بر روال قانون. »
(لینک منبع)

حال این سوال مطرح است که با این دستور ولی فقیه ،‌ کسی که خود را مطیع ولایت می داند ،‌ به خود اجازه می دهد که به هر دلیلی هم که باشد ،‌ به اقدامات خودسرانه و فراقانونی ادامه دهد؟
پاسخ قطعاً‌منفی است ،‌مگر آن که بپنداریم این افراد ،‌ در اظهار تبعیت از ولی فقیه ،‌ صداقت ندارند و از این که فرمان و توصیه و نصیحت رهبری بر زمین بماند ،‌ ناراحت نمی شوند.

آقایان بدانند مملکت قانون دارد ،‌سیستم اطلاعاتی و امنیتی دارد ،‌ دستگاه قضایی دارد و از این رو ،‌ علیرغم تصور بعضی ها با جنگل بسیار متفاوت است ؛ و نیز فراموش نکنند که سال گذشته ،‌بزرگترین ایرادی که بر همین کروبی و موسوی می گرفتند این بود که چرا در برابر قانون تمکین نمی کنند و می کوشند اعتراض خود به نتایج انتخابات را از راه های غیرقانونی و تجمعات و … پیگیری کنند. حال چگونه خود همان مسیر را می روند؟!
راستی آیا اینان می دانند که با حرکات خودسرانه اخیر خود ،‌ چقدر برای رسانه های بیگانه خبرسازی کرده و رسماً  آب به آسیاب آنها ریخته اند؟

آیا درک این نکته که « اگر همه چیز از مجرای قانونی پیش برود و دستور رهبری مبنی بر عدم خودسری رعایت شود جامعه بهتری خواهیم داشت» ، ‌آنقدر سخت است که هنوز که هنوز است باید شاهد چنین وقایعی باشیم؟

منبع: عصرایران
۱۳ شهریور ۱۳۸۹