داستان: همسر زیبا و خوش چهره !!

یکی از دوستانم با یک زن بازیگر معروف که فوق‌العاده زیبا بود ازدواج نمود. اما درست زمانی که همه به خوشبختی این زن و شوهر غبطه می‌‌خوردند، آن‌ها از هم جدا شدند…

داستان: همسر زیبا و خوش چهره !!

همسر زیبا و خوش چهره

یکی از دوستانم با یک زن بازیگر معروف که فوق‌العاده زیبا بود زناشویی نمود. اما درست زمانی که همه به خوشبختی این زن و شوهر غبطه می‌‌خوردند، آن‌ها از هم جدا شدند.

طولی نکشید که دوستم دوباره ازدواج نمود. همسر دومش یک دختر عادی با چهره‌ای بسیار معمولی بود. اما به نظر می‌‌رسید که دوستم بیش‌تر و عمیق‌تر از گذشته عاشق همسرش است.

عده‌ای آدم کنجکاو از او می‌‌پرسند: «فکر نمی‌کنی همسر قبلی‌ات خوشگل‌تر بود؟»

دوستم با قاطعیت به آن‌ها جواب ‌داد: «نه! اصلاًً! اتفاقاً وقتی از چیزی عصبانی می‌ شد و فریاد می‌ زد، خیلی وحشی و زشت به نظرم می‌‌رسید. اما همسر کنونی‌ام این طور نیست. به نظر من او همیشه زیبا، با سلیقه و باهوش است.»

می‌‌گویند زن‌‌ها به خاطر زیبا بودنشان دوست داشتنی نمی‌شوند، بلکه اگر دوست داشتنی باشند، زیبا به نظر می‌‌رسند.

بچه‌‌ها هرگز مادرشان را زشت نمی‌دانند؛ سگ‌‌ها اصلاً به صاحبان فقیرشان پارس نمی‌کنند؛ اسکیموها هم از سرمای آلاسکا بدشان نمی‌آید؛ اگر کسی یا جایی را دوست داشته باشید، آن‌ها را زیبا هم خواهید یافت زیرا «حس زیبا دیدن» همان عشق است.

داستانک