«دختران ویترینی» قربانیان بت کده سرمایه

 

شنیده ایم و شنیده اید، دیده ایم و دیده اید که تعدادی از دختران و زنان کشورمان تن به بردگی سرمایه داری داده اند. در تبلیغات بازرگانی تلویزیونی و مجله ای، بانوانی با ظاهر به اصطلاح زیبا در نهایت عشوه گری دیده می شوند. یکی از تهیه کنندگان این نوع از تبلیغات می گفت که «ما دقیقاً دست روی چشم اسفندیار و نقطه ضعف مخاطب و مشتری گذاشته ایم!»

وقتی به بیشتر آژانس های مسافرتی، بنگاه های اقتصادی، مطب‌ها، شرکت ها و مغازه‌ها پا می گذاریم چشممان به دختران و زنانی می افتد که ساعت ها وقت صرف کرده اند تا با آرایش های آنچنانی، خود را باب میل کارفرما بزک و دوزک کنند تا بتوانند بر مشتری مسلط باشند و حس خرید مشتری(!) را تحریک کنند.

یکی از مدیران یک شرکت خصوصی که برداشتن روسری یا رفع حجاب سر در شرکت او یک الزام است، می گوید:« باور کنید این کار جواب می دهد! از زمانی که این قانون را گذاشته ام میزان مراجعان و مشتریان دو برابر و حتی چندبرابر شده است!» به گفته این مدیر، دختران و خانم های شاغل در این شرکت برای همین پول می گیرند و بیمه شده اند که با عشوه‌ و غمزه‌، نگذارند مشتری بدون خرید و یا بدون بستن قرارداد پایش را از شرکت بیرون بگذارد.

این مدیر خصوصی در پاسخ به این پرسش که آیا این قانون غیرانسانی و ظالمانه نیست، تصریح می کند که به هیچ وجه این قانون را غیرانسانی نمی داند. او خاطرنشان می کند که وقتی خود این دختران و زنان مایل و راغب به انجام این کار بوده و به آن تن می دهند، چرا باید بگوییم که ظالمانه است؟!

نتایج به دست آمده نشان می دهد که بیشتر این مترسک های تبلیغاتی به طبقات متوسط و پایین جامعه تعلق دارند که به شرط نمایش زیبایی در مقابل حقوقی ناچیز تن به حراج شخصیت و کرامت انسانی خود برای رونق کسب و کار ارباب داده اند.

از سوی دیگر، این نابهنجاری، سال هاست که گریبانگیر سینما و فیلم است. در فیلم های سینمایی و سریال های تلویزیونی هم، سرمایه گذاران برای جذب مشتری و مخاطب بیشتر از چنین حربه ای بهره می گیرند. البته این نابهنجاری در صنعت فیلم آنقدر تکرار شده که دیگر برایمان عادی شده و اگر در فیلمی، حضور چنین ابزارهایی کمرنگ باشد آن را فیلمی ضعیف می خوانیم!

دکتر سید رضا کاظمی- روانشناس و استاد دانشگاه- در واکاوی روانشناختی این پدیده زشت اجتماعی دیدگاه متفاوتی دارد. تفاوت دیدگاه دکتر کاظمی با بسیاری دیگر از کارشناسان از این جا نشأت می گیرد که او لزوماً نیاز مالی این طیف از دختران و زنان را علت تن دادن آن ها به چنین کاری نمی داند. از نظر این استاد دانشگاه، دختران و زنانی که عروسک های جذب سرمایه شده اند، از نظر شخصیتی و روانی دچار اختلال «خودنمایشی» هستند؛ به این معنا که علاقه وافری به این دارند که زیبایی خود را به نمایش بگذارند. در حقیقت، آن ها با ویترین شدن، احساس شخصیت کرده و خود را قدرتمند می یابند!

کاظمی تصریح می کند که اربابان سرمایه نیز با تیزبینی، پاشنه آشیل چنین دختران و زنانی را پیدا کرده و سوء استفاده می کنند. البته او این را هم قبول دارد که نیازهای مالی هم یکی از مهمترین علل بروز چنین پدیده ایست اما علت تامه نیست.

این پدیده، ذهن ما را به دورانی از تاریخ غرب ارجاع می دهد. اگر مروری بر تاریخ کشورهای اروپایی در دوران گذر از قرون وسطی به رنسانس داشته باشیم آشکار می شود که یکی از چالش های بنیادی آنان مساله کار و به ویژه موضوع کار زنان بوده است. علت این چالش به این برمی گشت که سراشیبی صنعتی شدن، کم و کیف نیروی کار را تغییر داد و بورژواها که همان سردمداران صنعتی شدن بودند ایده آل هایی متفاوت با گذشته را تعیین و تعریف کردند که محور اصلی این ایده آل ها میزان حقوق پرداختی به کارگران بود. از این رو، نخستین ایده آل این بود:« کارفرما- همان بورژوای تازه به دوران رسیده-  باید به دنبال حداکثر سود باشد». بهترین تکنیک برای کسب سود بیشتر، پرداخت دستمزد پایین به کارگران بود؛ پس کدام نیروی کار ارزان قیمت تر، قانع تر  و دارای بازده بالاتر بهتر از زنان. به هر رو، این زنان و دختران قربانیان الهه های وسوسه و مرگ یعنی «اقتصاد و لذت» هستند.

mohammad-zamani.blogfa.com