دختربچه‌های افغان، عروس‌هایی برای فروختن

به رغم خروج نیروهای متحجر طالبان از افغانستان، هنوز فرهنگ ظلم به زنان و دختران در ازدواج‌های تحمیلی و زودهنگام این کشور دیده می‌شود.

به گزارش سرویس بین‌الملل «بازتاب»، «نیویورک‌تایمز» در این‌باره نوشت: در بسیاری جوامع، «عروس کوچولو»، یادآور کسانی است که نردبانی را زیر پنجره معشوقه‌شان می‌گذارند و زیر نور ماه با وی دیدار می‌کنند، اما این چهره رایج در همه نقاط جهان نیست. در افغانستان، «عروس کوچولو» یک بچه است، حتی بچه زیر دوازده سال که در کمال معصومیت، او با یک فرد بسیار بزرگ‌تر نامزد می‌شود.

در این کشور، ازدواج به جای این‌که یک وصلت با اراده آزاد بین یک زن و مرد باشد، به معامله‌ای بین خانواده‌ها و عروس‌های بسیار جوان تبدیل شده است. در این سرزمین، دختران کارگران خوبی هستند؛ جایی که در خانه والدینشان به کار در زمین کشاورزی، مراقبت از حیوانات اهلی و آشپزی مشغولند و در خانه شوهر، دو وظیفه دیگر نیز به آن اضافه می‌شود: امور زناشویی و مراقبت از کودکان.



البته افغانستان، تنها نمونه این پدیده در دنیا نیست، به گونه‌ای که تعداد «عروس کوچولو»ها در جهان افزایش یافته و بیشتر متمرکز بر نقاطی است که تولد، مرگ‌ و استانداردهای بشری، هیچ حساب و کتاب و ثبت و ضبطی ندارند.
برآوردها نشان داده است از هر هفت دختر جهان در حال توسعه (به غیر از چین) که نزدیک به یک دختر پیش از پانزده سالگی ازدواج می‌کند.

بر پایه تحلیل‌های «شورای جمعیت»، یک گروه تحقیقی بین‌المللی در استان‌های بزرگ هند مانند «رجستان» و «اوتارپرادش»، این میزان حدود ۳۶ درصد است. در بنگلادش ۳۷ درصد، شمال غرب نیجریه ۴۸ درصد و در منطقه «مهارا» اتیوپی ۵۰ درصد. عده بسیار از دخترها، پیش از آن‌که به بلوغ کافی برسند، بچه‌دار می‌شوند و همین امر باعث افزایش احتمال مرگ‌ومیر به علل مختلف پزشکی برای آنان می‌شود.

عکس‌های «استفان سینکلراز»، «عروس کوچولو»های افغانی، من را به یاد سفرم به این کشور در زمان حکومت طالبان انداخت. پدران بسیار مایل بودند تا دخترانشان عروس شوند. ازدواج راهی برای رهایی دختر از گرسنگی و کاهش جمعیت مؤنث خانواده بود. پسرهای جوان نیز با دردی مشابه برای کار فروخته می‌شدند. من تاکنون چیزی دردناک‌تر از اشک این بچه‌ها ندیده بودم.



این روند گذشت، اما فقر همچنان باقی مانده و متعاقبا سنت گسترده ازدواج زودهنگام.
بعضی از افغان‌ها هم‌اکنون از دخترهایشان برای صاف کردن بدهکاری‌ها و حل اختلافات استفاده می‌کنند. چندهمسری هم در آنجا رایج است. مردی به نام «محمد فاضل» ۴۵ ساله می‌گوید: موسفیدهای دهکده، او را مجبور کرده‌اند تا «مجابین» سیزده ساله را در ازای طلب از پدر وی به عنوان همسر دوم برگزیند.

اما این روند ازدواج‌های زودهنگام، بیشتر منتج از فرهنگ افغان‌هاست تا نیاز مالی. رابطه نداشتن پیش از ازدواج برای مردها یک افتخار است؛ بنابراین می‌خواهند با دختران باکره ازدواج کنند و خانواده‌ها نیز دوست دارند قبل از کشیده شدن به فساد و انحرافات اخلاقی و آبروریزی خانواده به اولین ازدواج ممکن تن بدهند.

متأسفانه، آمار قابل اطمینانی از سن ازدواج افغان‌ها در دست نیست. شوهرها معمولا همسن پدرزنشان یا پدربزرگ زنشان نیستند، اما اختلاف سن زیادی هم دارند. در چنین ازدواج‌هایی مرد معمولا اختلاف سنی زیاد را معامله‌ای عادلانه می‌داند. در همین زمان آرزوهای دختر نیز به باد فنا می‌رود.
این در حالی است که معمولا ازدواج دختر در این کشور، به شانس او برای تحصیل یا کار مستقل پایان می‌دهد.