دختر ۱۵ ساله با آزارهای نامادری بار دیگر به بیمارستان رفت










 
images/20061031/hospital.jpg
 
دختر ۱۵ ساله تهرانی برای دومین بار بر اثر آزار و اذیتهای نامادری ۲۳ ساله اش روانه بیمارستان شد.
به گزارش خبرنگار جام جم ، ساعت ۱۱ روز ۶ آبان امسال ، مردی با انتقال پیکر نیمه جان دختر ۱۵ ساله اش به بیمارستان سجاد (ع) شهریار کرج از پزشکان درخواست کمک کرد. پرستاران بخش وقتی به این مرد نزدیک شدند ، پی بردند که دختر ۱۵ ساله وی به نام توران بشدت مورد ضرب و جرح قرار گرفته است. شدت صدمات وارده به دختر نوجوان به حدی بود که او بلافاصله به بیمارستان فیروزگر تهران منتقل شد و پس از تلاش چندساعته تیم پزشکی ، از مرگ حتمی نجات یافت.


گزارش حادثه


بخش چهارم (مغز و اعصاب و روان) بیمارستان ، اتاق ۱۰۳ روی تخت سمت راست دختری خوابیده است که در پی نامهربانی های یک نامادری به طرز دلخراشی مورد آزار و اذیت قرار گرفته است.
آرام روی تخت بیمارستان افتاده است و با کسی حرف نمی زند ، وحشت سرتاپای وجودش را فراگرفته است و هر بار که در اتاق باز و بسته می شود ، می ترسد و حس می کند باز نامادری به سراغش آمده است تا او را اذیت کند. توران ۱۵ ساله بسختی و بریده بریده گفت : حدودا تا یک سال و نیم پیش در اسلام آباد غرب کرمانشاه به همراه اعضای خانواده ام زندگی می کردیم تا این که به خاطر فرار از دست نامادری به شهریار کرج آمدیم.
وی افزود: ۲۰ روز بیشتر از تولدم نگذشته بود که والدینم از هم جدا شدند و من از مهر و محبت مادری محروم شدم. ۱۰ سالی به همین منوال گذشت تا این که ۵ سال پیش یک زن ۱۸ ساله به عنوان نامادری وارد زندگی ما شد و همه چیز به هم ریخت. من کابوس خوشبختی این زن شده بودم. او گمان می کرد که با از بین رفتن من ، زندگی شادی خواهد داشت بنابراین مرا تا حد مرگ کتک می زد تا دیگر زنده نمانم. دیگر انگار باید عادت می کردم که با شیلنگ و چوب از او کتک بخورم و از ترس چیزی بر زبان نیاورم و پدرم بی خبر بماند. توران ادامه داد: وقتی ۲ فرزند نامادری به دنیا آمد ، حس کردم با به وجود آمدن حس مادری در وجودش شاید مرا بهتر درک بکند اما این گونه نشد و آزار و اذیت هایش بیشتر شد. دیگر باید سیخ داغ و مشت و لگدهایش را تحمل می کردم و حتی او مرا هم از ادامه تحصیل محروم کرد. یک روز که مرا بشدت کتک می زد، پدرم سر رسید و با او جر و بحث کرد، اما آن زن با ریاکاری تقصیرها را به گردن من انداخت ، ادعا کرد که او همیشه رفتارش مناسب است و من دختر ناسازگاری هستم. پدرم بارها از او خواست مرا اذیت نکند اما نامادری ام با وی مشاجره و دعوا داشت و تهدید می کرد که مهریه اش را طلب می کند و ۲بچه اش را هم با خود می برد. پدرم برای این که زندگی خانوادگی مان را حفظ کند مدام کوتاه می آمد ولی در تنهایی اش مدام عذاب می کشید. دختر نوجوان گریه کنان گفت : یکی از روزهای سال ۸۳ وقتی پدرم برای کار روزانه از منزل خارج شد نامادری ام به جانم افتاد و مرا مورد ضرب و شتم قرار داد که با سر و صدایم همسایه ها سررسیدند و بلافاصله به بیمارستان انتقالم دادند که از مرگ نجات پیدا کردم.
به این ترتیب با شکایت پدرم ، زن سنگدل بازداشت شد و پس از گذشت یک ماه با سپردن وثیقه آزاد شد و هنوز هم محاکمه نشده است.
از آن روز به بعد ، نامادری یکی از دخترانش را با خود برد و ما را ترک کرد و یکی از خواهران با ما ماند، دیگر او را ندیدیم تا این که ۱۷ مهر ماه امسال با وساطت خانواده وی ، به خاطر دخترانش به ادامه زندگی با پدرم رضایت داد اما با حضور دوباره او به یقین رسیدم که حادثه شومی در راه است تا عاقبت نیز اتفاق افتاد آنچه نباید می شد. روز شنبه ششم آبان وقتی در گوشه ای از اتاق نشسته بودم ، ناگهان بدری به سمتم حمله کرد و با شیلنگ به جانم افتاد ، جیغ و فریاد راه انداختم و بیهوش شدم ، وقتی چشمانم را باز کردم ، خودم را روی تخت بیمارستان یافتم.
پدر توران هم در خصوص ماجرا گفت : روز حادثه وقتی به منزل آمدم از دخترانم سراغ توران را گرفتم ، آنها وحشت زده بیان کردند که مادرشان وی را بشدت کتک زده و در کوچه ای متروکه بالاتر از منزلمان انداخته است.
هراسان از منزل بیرون رفتم و به سر آن کوچه رسیدم ، با بدن نیمه جان و خون آلود دخترم روبه رو شدم که در گوشه ای افتاده و قادر به صحبت کردن نبود. من از زنم شکایت دارم و می خواهم قانون حق من و فرزند بی گناهم را از او بگیرد. در همین رابطه یکی از پزشکان بیمارستان وضعیت عمومی توران را رضایت بخش اعلام کرد و گفت : فک این دختر جوان بشدت آسیب دیده و باید تحت عمل جراحی قرار گیرد.