روزی می آد که…

روزی می آید که تو خسته می‌شوی،

نه از دنیا،

نه از خودت،

از من

آنگاه لحظات پوچ جدایی فرا می رسند،

شیرین برای تو

تلخ برای من

تو می‌روی و در قله خاطراتم جاودان میشوی،

و من،

در کوچه ی فراموشی پرسه می‌زنم …