سینما یک و تمجید از فیلم توهین کننده به ایرانیان

روز نامه کیهان در شماره امروز خود از بی تفاوتی برنامه سینما یک نسبت به توهین فیلم تصادف به ایرانیان انتقاد کرد در این نقد آمده است:
اگر آمریکایی بلد نیستی. با من حرف نزن، آخرین دیالوگ فیلم تصادف قبل از تیتراژ پایانی می باشد.
تصادف، ضمن بررسی نژادها، ملتها و… تبعیض، تعصب و قضاوتهای نادرست انسانها را به چالش می کشد و در این بین از شرق، دو کشور ایران و چین را محور خود قرار می دهد.
خلاصه داستان بخش خانواده ایرانی:


مردی ایرانی بنام فرهاد کلزاری به همراه همسرش شیرین، دارای دختری بنام دری هستند. فرهاد و شیرین دو نام اصیل ایرانی و دری نامی فارسی، که در زبان آمریکایی نیز وجود دارد، انتخاب شده است. شیرین زنی محجبه و دری دختری بی حجاب می باشد.
فرهاد، فروشنده و مغازه دار بعد از آنکه قفل ساز (مردی سیاهپوست) به او می گوید که قفل درب مغازه اش را عوض نموده ولی درب مغازه اش هنوز خراب است، ضمن بی توجهی و عدم اعتماد، مرد سیاهپوست را کلاهبردار خطاب نموده و هنگام خرید اسلحه از فروشنده اسلحه فروش او را نیز کلاهبردار می داند. (اسلحه فروش او را جزو دار و دسته بن لادن می داند).
مغازه فرهاد را دزد می زند و دزدان مغازه مرد ایرانی، با این اندیشه که فرهاد جزء طرفداران بن لادن است. علاوه بر دزدی، بقیه اشیا را نابود می کنند و فرهاد بعد از مراجعه به شرکت بیمه و با این باور که خود قفل ساز (مرد سیاهپوست) دزد است می خواهد به حق و حقوق خودش برسد. او همه دار و ندارش را از دست داده ولی طبق قانون بیمه، بدلیل عدم توجه به تذکر قفل ساز، بیمه خسارت او را نمی دهد و فرهاد قانون را نیز ظلمی مضاعف دانسته و احساس می کند حقش پایمال شده و بایستی حقش را بگیرد. او اسلحه ای را که به کمک دخترش دری خریده برمی دارد و خودسرانه به فکر کشتن مرد قفل ساز اقدام می کند و فرهاد در لحظه شلیک بطرف مرد قفل ساز می بیند که دختر مرد به بغل پدرش می پرد و فرهاد یک لحظه احساس می کند که دختر را کشته است.
دختر بچه به دلیل مشقی بودن تیر اسلحه فرهاد کشته نمی شود و ما قبلا در فیلم دیده ایم که دری، دختر فرهاد با هوشمندی برای اسلحه پدرش تیر مشقی می خرد. دری به عدم تعادل روحی و روانی پدرش واقف است.
فرهاد بعد از شلیک گلوله، گرچه به حق و حقوقش نمی رسد، اما آرامش گرفته و آن دختر را فرشته خود می داند فرشته ای که برای حفاظت او و خانواده اش آمده است.


فرهاد فردی پرخاشگر، مظنون به همه اطرافیان، خشن نسبت به همسر و فرزندش و… حتی در نگهداری اموال و شناخت قانون عاجز است و در نهایت خرافه پرست. و شیرین در فیلم چند دیالوگ بیشتر ندارد و مهمترین دیالوگ آن این است: «از کی تا حالا فارس شده عرب» و به نظر فیلمنامه نویس نگاه جامعه ایرانی نسبت به اعراب اینگونه است.
فرهاد خود را مظلوم و قربانی بی عدالتی هایی می داند که از کج فهمی خود فرهاد این بی عدالتی ها بوجود آمده است. فرهاد ضمناً به جای عشق به همسرش شیرین، همواره با خشم با شیرین برخورد نموده. البته شیرین به این شرایط به راحتی تن می دهد. موسیقی فیلم، در هنگام کج فهمی فرهاد و تصمیم به قتل قفل ساز، ایرانی سنتی و غیرقابل فهم می باشد.



آیا داستان فیلم تصادف و نقد آن در برنامه «سینما یک» منصفانه بوده است. اما متأسفانه گویی به جای دیدن و شنیدن نقد و بررسی، گزارش آگهی تبلیغاتی فیلم تصادف را دیدم و اساتید فن، محو فیلمنامه قدرتمند و اجرای خوب فیلم به تمجید فیلم پرداختند. قطعاً پخش فیلمهایی همچون تصادف و جلیقه و… در تلویزیون جای تشکر و قدردانی دارد اما بایستی همه دیدگاه ها در خصوص یک فیلم در نقد فیلم گنجانده شود.
در فیلم جلیقه، ایرانی که اهل یزد است بچه ای کندذهن دارد که به او شوک الکتریکی می دهند و او از کندذهنی نجات می یابد. آیا جامعه ما نیاز به شوک الکتریکی دارد؟
بنظر این حقیر، فیلم تصادف، تصادفی ساخته نشده و فیلمی کاملا سیاسی و دریافت جایزه اسکار بهترین فیلم سال ۲۰۰۵ نیز سیاسی می باشد.
فیلمی که افکار ملتها و نژادها را بجای خدا قضاوت می کند (پلان آخر) و تعصب، تبعیض و قضاوتهای نادرست را عامل نابسامانی امروز دنیا دانسته و ریشه اصلی این کج فهمی ملتها را در شرق (ایران- چین و…) جستجو می کند.
تبعیض نژادی، عدم فهم زبان و احساس انسانها و عدم فهم اجتماعی بین ملتها یکی از مشکلات اساسی امروز دنیاست. اما آیا غیر از این است که فیلم تصادف، به بهانه رد نژادپرستی و نمایش رنج ها و ناامیدیهای انسان معاصر، فرهنگ شرقی را با کج فهمی آگاهانه، در راستای سیاستهای سیاستمداران آمریکا بتصویر می کشد؟
آیا موفقیت کشور چین از کارهای خلاف و خسیس بودن مردمان چین بدست آمده است. و آیا…
خوشبختانه اکثریت ایرانیان داخل وخارج با هر نوع گرایش سیاسی، مذهبی و… باعث افتخار امروز دنیا هستند و نه مایه ننگ و…
اگر قرار است در نقد و بررسی و نمایش فیلم خودمان را گول بزنیم و آنگونه فیلم را ببینیم و نمایش دهیم که خودمان دوست داریم. بهتر است از خیر نقد بگذریم و فقط فیلم را نمایش دهیم. قطعاً دیدگاه های منتقدین با دیدگاه های رسانه صدا و سیما یکسان نیست و این مهم نه تنها اشکال ندارد بلکه نشان از مدیریت صحیح رسانه بوده که جای تشکر و قدردانی دارد.