صفایی فراهانی: تیم ملی بااین سازماندهی برای جام جهانی کافی نیست

در آستانه‌ی فرارسیدن رقابت‌های جام‌جهانی، میزگردی با موضوع‌های « وضعیت تیم ملی فوتبال و چگونگی تدارکات بهتر تیم ملی برای حضور در جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان با بررسی وضعیت ایران در جام جهانی فرانسه»، «مشکلات اقتصادی فوتبال ایران و چشم‌انداز جام جهانی» و «پیامدهای مشکلات سیاسی برای حضور تیم ملی در جام جهانی» در محل خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) برگزار شد.
در نخستین قسمت این میزگرد محسن صفایی فراهانی رییس پیشین فدراسیون فوتبال و مجید جلالی مربی و کارشناس فوتبال، در خصوص شرایط ایران در جام جهانی ۹۸ فرانسه و مقایسه‌ی آن با شرایط فعلی تیم ملی، جام جهانی ۲۰۰۶ ، وضعیت فنی تیم ملی و … سخن گفتند که مشروح آن در زیر می‌آید:

 

 

 

**بحث آمادگی تیم ملی فوتبال را برای جام جهانی از بررسی وضعیت جام جهانی ۹۸ شروع می‌کنیم. از بعضی لحاظ شرایط یکسان است. آن موقع هم این نگرانی وجود داشت که تیم چطور در جام جهانی حاضر می‌شود و بحث کارکرد مربی و نحوه آماده‌سازی تیم مطرح بود. الان هم تقریباً همان شرایط هست به همان نسبت که گروهی به ایویچ شک داشتند که بتواند کارش را در جام جهانی ۹۸ درست انجام بدهد، نسبت به برانکو هم این طور فکر می‌کنند. این نگرانی هم وجود دارد که زمان برای آماده‌سازی تیم کافی نیست. لیگ طبق توصیه فیفا باید ۱۵ اردیبهشت تمام شود. لیگ در آن تاریخ تمام نمی‌شود و اگر فدراسیون تصمیم بگیرد که لیگ را ادامه ندهد، باید ببینیم در فرصت باقی مانده می‌شود بازیکنان را آماده کرد. آقای صفایی فراهانی اینکه شما چطور به انتخاب ایویچ رسیدید و اینکه او برای تیم چه کار کرد، مقایسه خوبی با وضعیت فعلی تیم ملی است.

 

 

 

صفایی فراهانی: فوتبال صنعت است و جام جهانی نمایشگاه چهارساله این صنعت است. ما هم برای سومین بار در این جام حضور پیدا می‌کنیم. در جام جهانی سال ۹۸ چیزی که باعث شد ما سراغ ایویچ برویم، این بود که می‌خواستیم به موازات بقیه اقداماتی که در برنامه ام برای فدراسیون فوتبال بود، کاری کنم که تیم ملی در جام جهانی باعث تحرک جدیدی در فوتبال کشور شود. می‌دانستم اگر تیم ملی نتیجه نگیرد و نتایج برای افکار عمومی و مسؤولان قابل توجه نباشد، بقیه برنامه‌هایم با مشکل مواجه می‌شود. بررسی کردم و بین مربیان مطرح، ابتدا سابقه وی‌یرا، مربی که با کمیته ملی المپیک ایران قرارداد داشت را بررسی کردم. اول از او برنامه خواستم. وقتی به این رسیدیم که ذهنیت خودم درست و او کیفیت لازم را ندارد که در جام جهانی به ما کمک کند، دنبال کسی رفتم که در بین ۲۴ تیم حاضر در جام جهانی، مربی قابل درقابل طرح باشد. در لیستی که بررسی کردم، ایویچ از همه کامل‌تر بود. حتی بعد از انتخاب اویچ، در فیفا هم از من سؤال شد که با انتخاب ایویچ قرار است فوتبال ایران متحول شود. برای آنها هم جالب بود که ما مربی سطح بالا انتخاب کرده بودیم. در نشست مربیان ۲۴ تیمی که به جام جهانی رفته بودند، خیلی از مربیان مطرح پیش ایویچ می‌آمدند، با او صحبت می‌کردند، مشورت می‌گرفتند. حتی خود آقای بلاتر به شوخی گفت تو یکی را آوردی که مربی خود ما هم بوده. بلاتر می‌خواست بگوید که ایویچ را می‌شناسد و قابل قبول است. آوردن ایویچ با این نگاه بود که دارای پتانسیلی بشویم که قابل طرح باشیم. بعد هم تیم به سطح خوبی در جام جهانی برسد. فکر می‌کنم این اتفاق هم افتاد. وقتی ایویچ آمد، لیگ در هفته ششم بود. مخالفتی با ادامه مسابقه نداشت. اما بعد از این که تیم را به فرانسه برد، گفت باید تصمیم بگیری، یا لیگ برایتان مهم است یا موفقیت تیم در جام جهانی. گفت تصور من این است که بازیکنی که در لیگ بازی می‌کند حدوداً در ۷۵-۷۰ درصد آمادگی هست اما بازیکنانی که من تست گرفتم، ۳۵-۳۰ درصد آمادگی دارند و بعد از لیگ فرصتی برای آماده‌سازی ندارم. ما به این جمع بندی رسیدیم که لیگ را تعطیل کردیم و با هر فشاری که مطبوعات آوردند، این کار را انجا دادیم. ایویچ کاملاً تیم را در اختیار داشت، خودش بدنساز و پزشک آورد. من در این سال‌هایی که فوتبال را دنبال می‌کنم، می‌توانم بگویم در هیچ مقطعی تیمی مشابه آن گروه ندیدم. چه از نظر هماهنگی و توان، چه از نظر دانش روز، بین بدنساز و پزشک نشست‌های کاملی برگزار می‌شد. ارزیابی بازیکنان انجام می‌شد و براساس آن تصمیم می‌گرفتند. نتیجه‌اش را در سه بازی جام جهانی دیدید که برای ۹۰ دقیقه مشکلی پیدا نمی‌کردند. خود بازیکنان هم می‌گفتند برای اولین بار است که بعد از ۹۰ دقیقه بازی مشکلی نداشتیم. امروز با دسترسی به اطلاعات بیشتر و شرایط بهتر سازمان‌های تیم ملی مسائل را طوری ببیند که چنین شرایطی را فراهم کند. ما اگر در آن مقطع یاران با تجربه بیشتری داشتیم می‌توانستیم بهتر عمل کنیم. امروز هشت سال از آن تاریخ گذشته، دست اندرکاران امروز فوتبال ما با آن روز تفاوت زیادی کرده اند. وقتی من به فدراسیون آمدم فقط یک دوره کلاس B از سال ۱۹۷۸ تا ۱۹۹۸ تشکیل شده بود و ۱۴ نفر فارغ‌التحصیل شد بودند که همه سرمایه سیستم مربیگری ایران بودند. در چند سال گذشته حداقل صد کلاس B برگزار شده و کلاس A بالاتر از ده کلاس بوده. این نشان می دهد سطح دانش مربیگری خیلی بیشتر شده. دسترسی به اطلاعات راحت‌تر شده، پس توقعی که می‌رود این است که از بالاترین توان علمی- مدیریتی برخوردار بشویم و تیم را آماده به جام جهانی بفرستیم. البته من همان موقع هم اعتقاد داشتم و همین الان هم می‌گویم که برای کار تکنیکی و مدیریتی نمی‌توانیم احساسی رفتار کنیم.

 

**اگر مدل پشتیبانی و آماده‌سازی تیم سال ۹۸ با تیم فعلی مقایسه شود، نقاط مثبت و ضعف را در چه می‌دانید؟

 

جلالی: در مقایسه با نوع بازی سال ۹۸ تا به امروز کار تحقیقی داشتیم که نتیجه آن امیدوارکننده نیست اما، راهگشاست. اطلاعات خوبی به ما می دهد که فوتبال ما در مقدماتی ۹۸ کجا بوده، الان کجاست. در چه زمینه‌هایی پیشرفت داشتیم و در چه زمینه‌هایی به عقب رفتیم. اختلافات در نگاه اول معنی‌دار نیست ولی وقتی که می‌بینیم این فاصله حدود ۹ سال طول کشیده، اختلاف معنی‌دار می‌شود. حتی از سال ۹۸ تا حد کمی هم نزول کردیم. ما می‌توانیم انتظار داشته باشیم که در ۹ سال باید پیشرفت می‌کردیم. برای جام جهانی ۹۸ ما لیگ منظمی نداشتیم، حتی لیگ با ۱۶ تیم شروع شد و با ۱۵ تیم تمام شد. سه چهار بار لیگ تعطیل شد و ۱۶ ماه طول کشید. لیگ کاملاً فرسایشی بود و بازیکنان فرسوده بودند اما، کلاً در مربی‌ها تقسیم‌بندی داریم و برای ما به عنوان مدیر مشخص می‌کند که در این مقطع خاص سراغ کدام طبقه بندی از مربیان برویم. به بعضی از مربیان اصطلاحاً می‌گویند «تکنسین نتیجه». آنها قابلیت پیشرفت دادن و آموزش، ندارند. اما سبک‌های نتیجه‌گیری را می‌دانند. مدیریت خاص این سبک را دارند. روش‌های انگیزشی ناپایدار کوتاه مدت دارند که اعمال می‌کنند و می توانند در کوتاه مدت نتیجه بگیرند. یک گروه مربیان دیگر هستند که به آنها می‌گویند «تکنسین سازندگی» و در طولانی مدت اثرگذار هستند. نتایجشان در کوتاه مدت امیدوارکننده به نظر نمی‌رسد. باید با آنها مدارا کرد تا دوره کاری‌شان به نقطه مطلوب برسد. مربی مثل ایویچ جزو این گروه بود. مثل فیلیپ تروسیه که وقتی رفت ژاپن حدود یک سال و نیم کارش نتیجه بخش نبود اما، بعد از سه چهار سال فوتبال ژاپن را متحول می‌کند. اما وقتی می‌آید قطر، دوره چالش اولیه‌اش را قطری‌ها قبول ندارند. ایویچ و مربیان مثل او می‌توانند در سبک بازی، تاکتیک، در بینش بازیکنان، در تدابیر تیمی تحول ایجاد کنند. یک جایی این تحمل را دارند اما جایی مثل ایران تحمل اجتماعی وجود ندارد که تحمل کند تا به نقطه مطلوب برسد. وقتی تیم جام جهانی ۹۸ را کنار تیمی که به جام جهانی آرژانتین رفت می‌گذاریم می‌بینیم یک نقطه مشترک دارد. در اولین بازی در مقابل یوگسلاوی بازی سخت کوش، درگیر و دونده داریم. نسبتاً خوب بازی می‌کنیم ولی بازنده می‌شویم. در جام جهانی آرژانتین در مقابل هلند هم چنین بازی داشتیم. آن موقع تیم هلند فوتبال فوق مدرن داشت. ما در مقابل هلند هم بد بازی نکردیم ولی فوتبال ما حریف هلند نبود.

 

بازی دوم، بازی بود که ما پوئن گرفتیم. در آرژانتین با اسکاتلند مساوی کردیم، در ۹۸ هم با آمریکا. اما بازی سوم، بازی ناامید کننده است. در آرژانتین در مقابل پرویی که از قبل سه امتیاز آن را کنار گذاشته بودیم، چهار یک بازنده شدیم. در ۹۸ هم در مقابل آلمان بازی ضعیفی ارائه می‌دهیم و بازنده می‌شویم. اگر به این موضوعات بپردازیم به نقاط مشترکی می‌رسیم که می تواند برای این جام جهانی به ما کمک کند. ما یک دوره زمانی را برای اردوی بلند مدت داشتیم که در جام جهانی فرانسه هم همین طور بوده. البته اردوهای بلند مدت مشکلات خودش را دارد. اگر در این دوران تیم را از کشور دور کنیم چالشی برای رسانه‌ها به وجود می آوریم. اگر تیم را پیش خودمان بیاوریم، رسانه‌ها برای تیم چالش ایجاد می‌کنند. این موضوعی است که مدیرانی که می‌خواهند برنامه‌ریزی کنند با آن مواجه هستند و برای فرار از این مشکلات است که ترجیح می دهند اردوی بلند مدت نباشد. اما فوتبال ما به آن درجه نرسیده که بگوییم با اردوی ۲۰ روزه می‌توانیم به جام جهانی برویم. ما با آن چیزی که در مقدماتی ۲۰۰۶ دیدیم، با نوع بازی و شیوه‌های بازی که می‌بینیم مشکلات زیادی داریم. حتی دو سال گذشته را هم بررسی می‌کنیم می‌بینیم مشکلاتمان به مراتب از تیم جهانی ۹۸ بیشتر است. مخصوصاً در بخش دفاعی است. ما تیمی نیستیم که از ۹۰ دقیقه، ۷۰ دقیقه را حمله کنیم. قطعاً تیمی هستیم که ۷۰ دقیقه را مجبوریم دفاع کنیم. حریفان ما را مجبور به این کار می‌کنند. در این بخش باید تبحرمان را خیلی بالاتر ببریم. در صورتی که اصلاً تبحر نداریم. ضعف داریم و به سطح مهارت نرسیده‌ایم. بزرگ‌ترین مشکل ما در دفاع، یک در مقابل یک است که حتی ستاره‌های تیم هم این مشکل را دارند. در مقابل پرتغال و مکزیک بازی کنیم آنها به راحتی یک در مقابل یک را عبور می‌کنند. اگر این توانایی را نداشته باشیم آنها فقط با دریبل ما را می‌شکنند. باید بدانیم وقتی جلوی رونالدو، فیگو، پائولتا بازی می‌کنیم، دفاع قوی لازم است. این ها چیزی نیست که بشود با دو هفته تمرین به آن رسید. زمان بر است و نیاز به کار اثرگذار دارد. دو جام جهانی قبل به ما این اطلاعات را می دهد که به اردوی بلند مدت نیاز داریم. اولین بازی معمولاً بازی است که سطح انگیزه‌مان در سطح خوبی است. نباید به این فکر کنیم که در مقابل مکزیک بازنده خوبی باشیم. حتی نوع دیدگاهی که به بازیکنان می‌دهیم، این باید باشد که بازی اول را باید ببریم. فاصله بازی اول و دوم در فرانسه شش روز بود. این فرصت کمک کرد که تیم بازسازی شد و دوباره در پیک خودش آمد. امسال هم همینطور است. فاصله بازی دوم و سوم نیز چهار روز بود. این بار هم همین طور است. شاید یکی از دلایل بازی ضعیف در مقابل آلمان همین فرصت کم بود. شاید دلایل دیگر هم داشت. شاید طولانی شدن سفر تیم یکی از دلایل آن بود. در جام جهانی ۹۸ تیم حدود سه هفته زودتر رفت. اول به ایتالیا رفت، بعد به فرانسه. بیش از یک ماه و نیم بود که همه از خانه و خانواده دور بودند و خود این حتی آرامش ذهنی را به دلایل فیزیولوژیک می‌تواند از بازیکنان بگیرد. اینها چیزهایی است که تجربیات قبلی می‌دهد و می‌شود استفاده کرد. جمع‌بندی من این است که به اردوی بلند مدت نیاز داریم. دربازی اول با دیدگاه برنده شدن برویم.

 

**ایویچ گفته بود در لیگ بازیکنان ایران ۳۵ تا ۴۰ درصد به آمادگی می‌رسند، با توجه به این که مربیان نسبت به هشت سال پیش تغییر کرده‌اند، الان مقایسه کنید وضعیت آمادگی بازیکنان در چه سطحی است؟

 

جلالی: الان وضعیت به مراتب بهتر است. پیشرفت فوتبال ما در این چند سال در بخش فیزیکی بوده. زیر ساخت‌ها برای پیشرفت‌های تکنیکی و تاکتیکی فقیر است. مثلاً ما وسایل‌ کمک آموزشی برای آموزش‌های تاکتیک نداریم. تاکتیک وابسته به درک و هوش بازیکن است که این درک و هوش را باید با وسایل خاص بالا برد. دومین مسأله زمین‌های نامناسب است. این‌ها مخل پیشرفت‌های تکنیکی و تاکتیکی است. وقتی مربی چنین شرایطی را می‌بیند و دنبال پیشرفت هم باشد، می‌گوید من هر چقدر درگیرتر و دونده‌تر باشم، می‌توانم با این سدها مقابله کنم. پس لیگ آن از لحاظ فیزیکی رشد می‌کند. الان متوسط دوندگی بازیکنان به نست هشت سال پیش حدوداً یک و نیم کیلومتر پیشرفت داشته و حدود هشت کیلومتر است. البته هنوز با استانداردها فاصله داریم. البته نمی‌توانیم فریب بدهیم. باید قبول کنیم که در استفاده از داروهای نیروزا، الان بی بند و بارتر از قبل هستیم. حتی بعضی از بازیهای شک برانگیز است و فدراسیون پزشکی باید خیلی فعال باشد.

 

صفایی فراهانی: آقای جلالی به مواد نیروزا اشاره می‌کند. یادم هست که وقتی دکتر ساشا کنار تیم آمد، همه بازیکنان را از نظر تمرینی و مواد غذایی تحت کنترل گرفت. وقتی که جام جهانی شروع شد یکی از مسؤولان گفت: «به بچه‌ها توصیه کنید از داروهای تقویتی استفاده کنند»، گفتم: «دکتر تیم به این مسائل مسلط است»، گفت: «به دکتر تیم نگو و این کار را انجام بدهید». دو تا از بازیکنان را صدا کردم و گفتم: «در بازیهای قبلی از این داروها استفاده می‌کردید؟» گفتند: «بله». پرسیدم الان هم می‌خواهید استفاده کنید؟ جواب دادند که الان ما بعد از ۹۰ دقیقه بازی هم مشکلی نداریم، برای چه باید از این قرص‌ها استفاده کنیم. مسأله‌ای که در ایران به آن اهمیت نمی‌دهند پزشک ورزشی است. با پزشک عمومی دیگر نمی‌شود تیم فوتبال را آماده کرد.

 

**در بحث آماده‌سازی بدنی اگر از جام ملت‌های آسیا در نظر بگیریم، بازیکنان در شرایط مسابقه بوده اند. بعد از جام ملت ها، لیگ بود، بعد بازی‌های مقدماتی شروع شد، اردوی انگلیس، چند بازی و باز لیگ شروع شد. وقتی تیم به شروع جام جهانی می‌رسد می‌بینیم دو سال است که بازیکنان در شرایط مسابقه هستند. این تفاوتی که بین ۹۸ و ۲۰۰۶ هست چطور بررسی می‌شود. باید کار ویژه‌ای انجام داد. بحثی هست که می‌گویند برای جام جهانی ۲۰۰۶ بازیکنان به مرز خستگی می‌رسند و شاید نتوانند توان جسمانی‌اشان را بالا نگه دارند.

 

جلالی: از لحاظ توان فیزیکی تیم فعلی بهتر از تیم هشت سال پیش است ولی برای جام جهانی این توان کافی نیست. مخصوصاً این که در این بازیها،‌ مجبوریم دو سوم وقت را برای کارهای دفاعی و پرس بگذاریم و پرس کردن یک بازی انرژی بالایی می‌خواهد. به نظر من بهترین راه این است که قبل از عید نوروز لیگ تمام شود. حدود ۲۰ روز به همه بازیکنان استراحت بدهیم، بعد کار را شروع کنیم. البته به اندازه دوره قبل ملزم نیستیم که روی توان فیزیکی کار کنیم. اگر آن موقع ۸۰ درصد وقت را روی این کار گذاشتیم الان ۵۰ درصد کافی است. می توانیم یک وقتی را برای ایده‌ها و تدابیر تیمی بگذاریم. مخصوصاً تدبیرهای دفاعی. در این چند ساله یک بازی در ایتالیا کردیم که پنج گل خوردیم. در ایران با آلمانی بازی کردیم که مربی جدیدش تازه آمده بود و تیم قوی همیشگی نبود یا بازی که در انگلیس با تیم دسته دو کردیم نشان داد که در دفاع ضعیف هستیم. ما در آسیا از لحاظ فیزیکی برتر هستیم. البته غیر از ژاپن و کره. ما به زمان بیشتری برای تمرین کردن نیاز داریم.

 

صفایی فراهانی: نمی‌شود لیگ را تا اسفند تمام کرد. بهتر است سراغ این موضوع نرویم. همه بازی‌ها را که می‌گویید شاید به پنجاه بازی در سال نمی‌رسد. از ۳۲ تیمی که به جام جهانی می‌آیند، ۲۸-۲۷ تیم در سال بیش از ۵۰ بازی انجام می‌دهند. اگر این طور باشد، جام جهانی باید همیشه بازیکنانی خسته داشته باشد. شرایط عوض شده. اگر فیفا توصیه کرده که لیگ کشورها تمام شود، این توصیه برای همه ۳۲ تیم جام جهانی نیست. این توصیه به کشورهای است که هزینه لیگشان بالاست. دو ماه بعد از جام جهانی ۹۸ لیگ ما تمام شد و تیم قهرمان را هم به جام باشگاه‌های آسیا معرفی کردیم و هیچ اتفاقی هم نیفتاد. الان هم جام جهانی مهم است. باید مسؤولان فدراسیون فوتبال را کمک کرد تصمیم درست بگیرند. الان بازیکنان مقابلمان را می‌شناسیم. وقتی در جام جهانی حریفان ما اسامی را دادند، ایویچ ترکیب‌های احتمالی آنها را می‌گذاشت و بعد بررسی می‌کرد که خودش چه ترکیبی بگذارد. الان شرایط فرق کرده. میزان پخش تلویزیونی و میزان اطلاع مربیان از بازیکنان حریفان بالا رفته. باید شرایطی را فراهم کنیم که این اطلاعات با یکی دو مشاوره تبدیل به سیستم و توانایی بشود. برای چنین کاری تمرینات ۲۰ روزه جواب نمی‌دهد. تیم ملی بعد از عید بلافاصله باید تحت نظر گروه قوی قرار بگیرد تا در جام جهانی بتوانیم جزو چهار تیم قابل قبول آسیا باشیم. البته باید کمک کرد که این تیم را چطور و با چه کسانی آماده کرد. نه این که جلوی پای فدراسیون اینقدر سنگ بیندازیم که جرأت نکند کاری را انجام بدهد. هم باید مدیران لیگ را کمک کنند و هم مسؤولان فدراسیون باید بدانند که بعد از تورنمنت جام جهانی قضاوت روی این بازیهاست ولو این که چهار- پنج هفته از لیگ بماند. برای لیگی مثل ما که درآمدی ندارد، بیشتر باشگاه‌ها هم دولتی اداره می‌شود و مردم هم بیشتر علاقه به نتیجه‌گیری در جام جهانی دارند، تعطیلی فاجعه نیست.

 

جلالی: گفتم لیگ زودتر تمام شود، از الان تا عید ۵۰ روز فرصت و۱۰بازی داریم.

 

** دراین بین دو بازی مقدماتی جام ملت‌های آسیا برگزار می‌شود که احتمالاً تیم به سفر خارجی می‌رود و حدود دو هفته تا ۲۰ روز از این زمان را از دست می‌دهیم.

 

جلالی: در این شرایط هم لیگ تا ۱۵ فروردین ادامه پیدا کند. تا نیمه‌های اردیبهشت لیگ را بکشانیم به سود ما نیست.

 

**لیگ انگلستان به خاطر تعطیلات سال نو میلادی در شرایطی که هم مردم راضی بودند، هم باشگاه‌ها و هم شبکه‌ها ی تلویزیونی، فشرده برگزار شد. سازمان لیگ انگلستان شرایطی را فراهم کرده بود که بازیها پشت سر هم انجام می‌شد. امکان اینکه بازیها فشرده برگزار شود هست. البته باید دید فدراسیون برای جام ملت‌ها چه برنامه‌ای دارد. شاید برای یک بازی بخواهند اردوی دو هفته‌ای بگذارند یا با دو جلسه تمرین، تیم اعزام شود.

 

صفایی فراهانی: موقع کار کردن که می‌شود برای دیگران جهان اولی فکر می‌کنیم اما خودمان که می خواهیم کارکنیم جهان سومی عمل می‌کنیم. نسخه‌هایی را که جهان اولی‌ها اجرا می‌کنند، نپیچید. من از آقای جلالی عذرخواهی می‌کنم. چیزی که ایشان می‌گویند فقط روی کاغذ عملی است. مثلاً در ۷۰ روز ، ۱۴ هفته لیگ را بدون مشکل برگزار کنیم امکان ندارد. من زمان خودم را می‌گویم. مسؤولی می‌خواست از جایی بازدید کند، بازی را تعطیل می‌کردند. یادتان رفته، جام باشگاه‌های آسیا را فردای عاشورا برگزار کردیم چه جنجالی به پا شد؟ من ریسکش را پذیرفتم، توقع دارید ریسک کاری را هر کس قبول کند؟ نسخه‌هایی نپیچید که نشود انجام داد. الان بحث تیم ملی ایران است. مجموعه‌ای فعالیتی را به نام فوتبال انجام می‌دهند. مدیر یا غیر مدیر در این شرایط مهم نیستند. ما باید کمک کنیم نتیجه‌ای به دست بیاید که همه به رشد برسند. از فوتبالیست گرفته تا روزنامه‌نگار و مربی و … ما نباید فشاری را روی فدراسیون و سازمان لیگ بگذاریم و نشود و آخر سر بگوییم انگلستان توانست و ما نتوانستیم. انگلستان خیلی کارها انجام می‌دهد که ما نمی‌توانیم. باید با واقعیت‌های حال حاضر ایران کنارآمد. لیگ را تا ۱۵ یا بیست اسفند با برنامه منظم برگزار کنیم. اگر می‌شود شش روزه یا پنج روزه برگزار کنیم اما نگوییم حتماً باید فلان روز لیگ تمام شود. ما همه برنامه‌هایمان را فشرده کنیم و اگر شد لیگ بیست و پنج اسفند تمام شود چه بهتر، ولی نشد، کمک کنیم سازمان تیم‌های ملی، تیم ملی را در اختیار بگیرد. گروهی تیم را در دست بگیرد که کاملاً ‌تقویت شده است. من نمی‌خواهم در بحث فنی فوتبال وارد شوم اما می‌دانم آدم‌هایی مثل آقای جلالی نگران مسائل فنی تیم هستند، به یک گروه کارآمد که بتواند نگرانی‌ها را به حداقل برساند نیاز داریم .این گروه باید شرایطی را داشته باشد: اول این که جام جهانی و شرایط آن را بشناسد. این از نظر من خیلی مهم است. ایویچ فقط مربی نبود. آدم توانمندی بود که جام جهانی را می‌شناخت، بصیرت داشت، کمک فکری می‌داد. فقط با مسائل فنی کار نداشت. ما امروز به این تیم نیاز داریم. تیمی که به همه مسائل جام جهانی اشراف داشته باشد. آن دوره اگر اطلاعات ایویچ نبود من به عنوان رییس فدراسیون در بازی با لیون مشکل پیدا می‌کردم. اگر تجربیات ایویچ نبود من جرات پیدا نمی‌کردم در فرانسه بگویم شرایطی برای تیم من فراهم کنید که تیم مقابل دارد. در شرایط سیاسی که آنجا ایجاد شده بود از کارخانه بغلی استادیوم در باز کردند و تیم از آنجا وارد زمین شد تا با جنگ روانی روبرو نشود. اگر می‌گویم شده لیگ تعطیل شود تا به تیم ملی کمک شود از آن طرف دوستان باید کارهای فشرده‌تری انجام دهند. کادری تشکیل شود که کارهای تیم را انجام بدهد. در بازی با آلمان وزیر امور خارجه آلمان آمد دور زمین بگردد، به مسؤول فیفا گفتم اگر این کار را کند ما در زمین نمی‌رویم‏، شرایط سیاسی نیست. سفیر می‌گفت چه کار دارید. گفتم او به تماشاگر روحیه می‌دهد. اینها همه نتیجه توصیه‌های ایویچ بود. به همین دلیل اصرار دارم به غیر از مسائل فنی، به بقیه مسائل تأثیرگذار در جام جهانی هم توجه کنیم.

 

جلالی: نقطه مشترکی در گفته‌های من و آقای صفایی هست، این است که تیم برای آمادگی، به زمان بیشتری نیاز دارد. من می گویم ما می توانیم لیگ را تعطیل کنیم، ایشان می‌گوید چهار هفته‌اش بعد از جام جهانی برگزار شود. چیزی که مشترک است این است که تیم به اردوی خاص نیاز دارد.

 

** آقای صفایی درباره تیمی صحبت کردند که باید به مسائل جام جهانی احاطه داشته باشد.‌ آقای جلالی شما می توانید درباره مسائل فنی این تیم و نواقصی که دارد یا اینکه چطور می‌شود آن را تقویت کرد، بگویید. قبل از این موضوع می‌شود من سؤالی از صفایی فراهانی داشتم. شما گفتید جهان اول با جهان سوم مقایسه نکنیم. فکر می‌کنید در شرایط فعلی بشود تیم قوی را کنار هم بچینیم. مربی، بدنساز، پزشک و … کادر قوی.

 

صفایی فراهانی: من اصلاً نمی‌خواهم مقایسه کنم.

 

**اتفاقاً به نظر من بهتر است تجربه ایویچ را هم مروری کنیم. چرا که تقریباً همین فشارها همان موقع بوده. شما آن موقع به ایویچ اعتقاد داشتید و مدیران فعلی هم ممکن است چنین توجیهاتی داشته باشند. اولاً بررسی شود که کیفیت کار در مقایسه با قبل چطور بوده، بعد این که چه تصمیمات بهتری می‌توان گرفت.

 

صفایی فراهانی: واقعیت این است که سال ۹۸ فدراسیون حداقل امکانات با حداقل سازماندهی را داشت. فدراسیون در سه چهار اتاق خلاصه می‌شد. یک‌دفعه شرایطی به وجود آمد که به جام جهانی رفتیم. مردم که اینها را نمی‌دانستند. کاری هم به این موضوع نداشتند اما واقعیت موجود آن بود. شرایط آن روز ایجاب می‌کرد که تصمیم دیگری گرفته شود. امروز آنجا نیستیم. امروز از نظر خیلی چیزها آمدیم جلو. سال ۹۸ فقط یک کرسی معمولی در کمیته فنی کنفدراسیون داشتیم. اما امروز هشت سال، نه سال است که عضو هیات رییسه کنفدراسیون هستیم. در فیفا حرف‌هایمان را گوش می‌دهند. قبولمان دارند. فدراسیون آن موقع نمی توانست حقوق چهار نفر را که تمام وقت کار می‌کردند پرداخت کند. من روزی که رییس فدراسیون فوتبال شدم به هتل‌های استقلال، لاله و آزادی برای آمادگی تیم‌های ملی بدهکار بودیم. برای خود من آوردن مربی خارجی در حد تصور نبود. اما امروز شرایط عوض شده. ساختار فدراسیون عوض شده. ساختار ماندگارتر به وجود آمده. توانایی‌های باشگاه‌ها بیشتر شده. اینها همه از بعد مدیریتی قابل توجه است. ما الان لیگ منظم داریم. ۱۶ باشگاه داریم اما، یک روز همه فوتبال در دو باشگاه خلاصه بود. روزی که من آمدم، ۹ نفر از بازیکنان تیم ملی از یک باشگاه بود. شرایط عوض شده و توقع می‌رود مجموعه مدیران ورزش در این شرایط حداکثر توانشان را به کار بگیرند. سال ۹۸ با همه کم بضاعتی همه آدم‌ها همه توانشان را به کار گرفتند. من آن موقع از هیأت دولت وقت گرفتم و اصرار داشتم در هیأت دولت خودم صحبت کنم. گفتم از من که آذر ماه آمده‌ام به فدراسیون توقع نداشته باشید تا خردادماه که تیم به جام جهانی می‌رود معجزه کنم. شما مسؤولان جامعه، باید تیم را حمایت کنید. نمی‌خواهید مجانی حمایت کنید، وام بدهید، وام را برمی گردانم. ولی الان بدهید. امروز اینها لنگ پول نیستند اما می توانند خواسته‌هایشان را مطرح کنند. من نمی‌خواهم عین این مثال‌هایی که می‌زنم تکرار شود اما یادمان نرود که ما برزیل نیستم. در تاریخ فوتبال ما این سومین بار است که شانس پیدا کردیم به جام جهانی برویم. همان طور که من در دوره دوم به دولت گفتم حمایت کن، الان می‌شود این حرف را زد. باید از همه کسانی که می‌شود، کمک گرفت. چه داخل، چه خارج. تیمی زحمت کشیده، تا اینجا کار کرده، دستشان درد نکند ولی معنی‌اش این نیست که دیگر نباید کاری کرد. حالا باید دید که چقدر می‌شود این تیم را تقویت کرد. کجا نقطه ضعف هست؟ کدام جابه‌جایی اتفاق بیفتد، تیم شرایط بهتری پیدا می‌کند؟ ما در بازی با استرالیا بهترین شرایط را نداشتیم؟! فوتبال برتر استرالیا را شکست دادیم و به جام جهانی رفتیم، شانس آوردیم رفتیم جام جهانی، اما بلافاصله کار را شروع کردیم. من الان به هیچ تغییری معتقد نیستم ولی پیشنهاد تقویت این تیم را دارم، می‌شود از تیم موجود که اصلاً قابل قیاس با تیم سال ۹۸ نیست، خواست که از فرصتها استفاده کند و همه امکانات را به کار بگیرد. ما سال ۹۸ در ۲۴ تیم نوزدهم شدیم حالا باید در شانزده تیم اول برویم. با معجزه می‌شود این کار را کرد، نه با دعا. دعا کارساز است اما باید کار کنیم. باید مشخص کنیم که برنامه مدیریتی‌مان از اسفند تا خردادماه چگونه اجرا می‌شود. مربیان تیم ملی یادشان هست من ریز برنامه مکتوب را از آنها می‌گرفتم، به ریز هم کنترل می‌کردم. از برانکو بپرسید که با خود او چند ساعت جلسه می‌گذاشتم. الان هم یک تیم ورزیده بررسی کند که به چه کسانی و به چه چیزهایی نیاز داریم. این همه پول خرج می‌کنیم،‌ چه ایرادی دارد دو دستیار دیگر هم اضافه کنیم، بدنساز فنی بیاوریم یا آدم‌های تاکتیکی بیشتری اضافه کنیم، یا نفرات مدیریتی. این تیم با این سازماندهی برای جام جهانی کافی نیست.

 

** اما آیا مدیران تیم ملی‏ برای این که به حداکثر توانایی‌مان در جام جهانی برسیم توانایی دارند؟

 

جلالی: همه چیز روشن است. از گروهی که پنج سال با تیم ملی بوده، می‌توانیم در ارزیابی‌مان به نتیجه برسیم. نظرمن این است که این تیم باید تقویت شود. آقای فراهانی می‌گوید خیلی از موضوعات را ایویچ به من گفت. در حال حاضر ما می‌توانیم کمیته‌هایی را اطراف تیم درست کنیم که اطلاع‌یابی کنند و اطلاعات را به تیم بدهند. در بخش مربیان، یک بحث این است که تغییر بدهیم، ریسک است. حرف درستی است اما آیا تغییر ندهیم ریسک نیست؟ ما باید ببینیم با گروه فعلی توانایی کار بزرگ را در جام جهانی داریم، می‌خواهیم به مرحله بعد صعود کنیم یا اینکه نمی‌خواهیم از گروه بالا برویم و می‌خواهیم بازیهای خوبی انجام بدهیم. اما، اگر با ارزیابی پنج سال گذشته به این نتیجه می‌رسیم که این توانایی کافی نیست می توانیم با تقویت به سمتی برویم که درجه ریسک سطح اطمینان را بیشتر کند.

 

** آقای صفایی فراهانی در انتخاب ایویچ به این نکته اشاره کردند که مربی قابل درک و قابل طرحی در جام جهانی بوده و این که اعتبار ایویچ طوری بوده که تیم ایران بتواند خودش را مطرح کند. به نظر شما این کادر فعلی اعتبار لازم را در جام جهانی دارد؟

 

جلالی: ما برای کاربزرگی با هم صحبت می‌کنیم. این که من یک نفر چه نظری دارم نمی‌تواند ملاک خوبی باشد. آقای برانکو نزدیک به پنج سال است که در ایران است. از ارزیابی پنج سال می‌شود به نتیجه خوبی رسید. باید ببینیم از جام جهانی چه می‌خواهیم و برای این جام چه نوع مربیانی لازم است، بعد با ارزیابی پنج ساله مشخص کنیم که برانکو در چه سطحی است. فیفا یک آماری را اعلام کرده بود و مشخص کرده بود که چه مربیانی در چه رنج سنی در جام جهانی موفق بوده‌اند. آن‌ها با این کارهایشان به کشورها ایده می‌دهند. بین ۴۷ تا ۵۹ سال دوران طلایی مربیگری است. البته مربیانی مثل فرگوسن و رابسون رنج سنی مربیان موفق را بالا می‌برند. این یک کار. مربیانی که در جام جهانی موفق می‌شوند، آدم‌های جسوری هستند، وقتی سنگال می‌خواهد جلوی فرانسه قهرمان جهان بازی کند باید کنار آن مربی جسوری باشد که بتواند القائاتی را که جزو باورهای خودش است به تیم منتقل کند. مسأله دیگر این است که صاحب ایده و سبک باشد. مخصوصاً مربیان ما که باید با شیوه‌های بازی با دوپایی آشنا باشد. دیگر اینکه بین‌المللی باشد. اینها شاخص‌هایی است که برای جام جهانی یک مربی باید داشته باشد.

 

صفایی فراهانی: من یک چیزی به گفته‌های آقای جلالی اضافه می کنم. وقتی من می‌گویم ایویچ نقطه نظراتش را برای جام جهانی به من می‌گفت، آقای ایویچ که در جام جهانی نبود. آدمی که می‌خواهد تصمیم بگیرد، باید جرأت تصمیم گرفتن را داشته باشد. آقای برانکو، وقتی بلاژوویچ اینجا بود ۹۰ درصد برنامه‌های تمرینی تیم ملی را می‌نوشت و توضیح می‌داد ولی تصمیم گیرنده کس دیگری بود. آن کسی که تئوری می‌گوید و کسی که تئوری را پیاده می‌کند، تفاوت‌هایی با هم دارند. کسی که تئوری را پیاده می‌کند باید دید جرأت این کار را دارد یا نه. اگر جرأت این کار را نداشته باشد نمی‌تواند در سطح بالایی مدیریت کند. باید دید مربی قدرت ریسک کردن و شناخت از شرایط و چلنج کردن را دارد. برخوردهای سرمربی ما را با برخورد مربیان حرفه‌ای کنار زمین مقایسه کنید. اگر اینها را روی کاغذ بیاوری، اکثراً همه چیز را بلد هستند. اما آیا این کاغذ را می‌شود در شرایط روحی و روانی جام جهانی به فعل تبدیل کرد و تجربه این کار را دارند که من این تصمیم را می‌گیرم و پایش هم می‌مانم.

 

**من فکر می‌کنم نظر شما این است که مربی مثل برانکو در جام ملت‌های آسیا می تواند مربی ایده‌آلی باشد اما در جام جهانی که در صحنه عظیم تری است ممکن است ضعف‌هایی داشته باشد. شما دو سه سال با آقای برانکو کار کردید. درباره مدیریت و تصمیم‌گیری برانکو چه برآوردی دارید؟

 

صفایی فراهانی: در جام جهانی ۹۸ برانکو دستیار بلاژویچ بود. در مقطعی که هم او را سرمربی گذاشتیم امیدمان این بود که بلاژویچ را برگردانیم. برانکو دانش خوبی دارد. در نوشتن برنامه‌های تمرینی، اطلاعات روز فوتبال ساعت‌ها می تواند بحث کند. الان این وظیفه فدراسیون است که باید شرایط را فراهم کند. فدراسیون مربی را به مقابله با کسانی می‌فرستد که توان آنها مبهم نیست. به برکت رسانه‌ها امروز اطلاعات ما در زمینه‌های مختلف کم نیست، سال ۹۸ عزا می‌گرفتیم که فیلم بازی یک تیم را تهیه کنیم اما، امروز مشکلی نیست. از طریق اینترنت بهترین اطلاعات را می‌شود به دست آورد. سرمربی تیم پرتغال ناشناخته نیست. معلوم است که از چه تاکتیک‌ها و سیستم‌ها و حتی روش‌های روانی استفاده می‌کند. ما قابلیت ارزیابی دقیق را از شرایط داریم. به راحتی می‌شود برنامه‌ریزی کرد. با کار گروهی منسجم و آگاهانه می‌شود بدون ابهام وارد جام جهانی شد و از همه پتانسیل به نحو مطلوب بهره‌برداری کرد. این دور از دسترس نیست.

 

**تیم‌های حاضر در جام جهانی دو دیدگاه دارند. تیم‌های بزرگ، تیم‌های کوچک. تیم‌های بزرگ، تیم‌هایی هستند که همه نفراتشان در لیگ‌های درجه یک اروپا بازی می‌کنند. دیدگاهشان به بازی تدارکاتی این است که تیم در آن بازیها به هماهنگی برسد. در این تیم‌ها خیلی به تعداد دیدارهای تدارکاتی اهمیت نمی‌دهند. در تقویم فیفا، پرتغال فقط یک بازی تدارکاتی دارد، برزیل و هلند هم همین طور. اما تیم‌هایی که بازیکنانشان در لیگ‌های آماتور بازی می‌کنند برای این که به سطح جام جهانی برسند، به چیزی بیشتر از هماهنگی احتیاج دارند. تیم‌هایی مثل کره، عربستان و ژاپن که بازیکنان زیادی در لیگ اروپا ندارند، سعی می کنند با بازیهای زیاد از مدار فوتبال آماتور در فاصله کوتاه به مدار فوتبال حرفه‌ای برسند. تا جام جهانی کره هفت بازی، عربستان پنج و ژاپن چهار بازی انجام می‌دهند. با توجه به این که این دو دیدگاه وجود دارد و ایران جزو تیم‌های ضعیف قرار دارد اما تا الان هیچ بازی تدارکاتی برای این تیم صددرصد نشده است و این که ایران از فوتبال آماتور بدون تمرین به فوتبال حرفه‌ای می‌رود به نظر می‌رسد که خطرناک باشد.

 

صفایی فراهانی: من به بحث فنی کار ندارم و از نظر مدیریتی صحبت می‌کنم. در بازیهای قبلی برای ۹۸ ، هشت بازی تدارکاتی انجام دادیم. برای ایویچ مهم نبود که با تیم ملی بازی کنیم یا باشگاهی. می‌گفت این حرف‌ها برای تیم‌های درجه یک مهم است. برای من کافی است با تیمی بازی کنم که روش بازی‌اش با تیمی که قرار است روبروی من بازی کند، همخوانی داشته باشد. الان هم باید فشار را از روی تیم ملی برداریم تا بازی تدارکاتی بگذارد. نباید سخت‌گیری کنیم که حتماً باید با آرژانتین بازی کنیم. بازی تیم‌های خوب ولی کلاس بالا برایمان کافی است، مثلاً تیم‌های باشگاهی پرتغال.

 

جلالی: البته اگر الان درباره بازیهای تدارکاتی از دیدگاه فنی صحبت کنیم، بعد برویم در دیدگاه مدیریتی، می‌بینیم که حرف‌های ما به درد روی کاغذ می‌خورد. من از نظر فنی می‌توانم بگویم اگر این کار بشود، بهتر است اما به مشکلات مدیریتی واقف نیستم، ما پنج بازی تدارکاتی می‌خواهیم اما نمی‌دانم از نظر زمانی یا مالی مشکل داریم یا نه. ما برای جام جهانی به تجربه و به شیوه بازی منطبق با حریفان نیاز داریم. براساس این دو دیدگاه باید بازی تدارکاتی داشته باشیم. پرتغال تیمی است که با دو گوش لب خط بازی می‌کند که آنها دریبل می‌کنند و می‌آیند تو. ما باید دنبال تیم‌هایی باشیم که این سبک بازی را دارند. هلندی‌ها هم این سبک بازی را دارند.