طنز: فرهنگ لغات ایرانی/ چاپ جدید

صفت : ۳ تا آدم چاق
گودزیلا : اون لا خوب زندگی کن
مستشار : بیشترین رقم اعشار
گرمک : کامپیوتر مک بوک مخصوص افراد کچل
فیلسوف : فیل گرفتگی(معمولا زمانی اتفاق می افتد که فیلی بین شما و خورشید قرار گیرد)
رامبد : قبلا رام بود الان وحشی شده
مسواک : به عمل راه رفتن روی یک ورق مسی می گویند
وارداتی‌ : جنگ خال خالی‌
Feels like hell : فیلها جهنم را دوست دارند
فرازمینی : فراز کوچولو
I am proud of you : من اتومبیل پراید شما بودم*
I’ve never been a fan : من هیچگاه پنکه نبوده ام
گردآورنده : واژه‌ای قدیمی‌ به معنی‌ “توپ جمع کن”- این واژه برای اولین بار در دورهٔ هخامنشی و در باغ پرسپولیس به هنگام بازی چوگان به ثبت رسید
سریال : فیلمی‌ است چند قسمتی، که روش مصرف مواد مخدر و آخرین شیوه‌های دزدی را به شما آموزش می‌دهد.
تلفن همراه: وسیله‌ای سه‌کاره جهت کلاس گذاشتن، آهنگ گوش کردن و نهایتا‍ عکس گرفتن است.
گرانی: کلمه‌یی است زاده‌ی توهم غربیان که در ایران تا کنون مشاهده نشده است!!
مترو: سونای بخار متحرک