عاشق

قلبی که تنها برای تو می تپد، تو هستی و به من نفس میدهی ، تو هستی و من جان میدهی ، نمیدانم میدانی وقتی آمدی چه حالی شدم ، همان لحظه که تو را دیدم از این رو به آن رو شدم ، از تنهایی رها شدم ، وابسته به چشمهای زیبایت شدم نمیدانستم چه کسی بودم ، تا کجا آمده بودم ، اما اینک میدانم مجنونی بیش نیستم ، مجنونی که عاشق قلب بی ریای تو شده است ، مجنونی که غرق در دل دریای بیکران قلب مهربان تو شده است