عاقبت دروغ

رفتم تو روم خارجیا یکی و پیدا کنم واسه تمرین زبان , با یه دختره بورکینافاسویی آشنا شدم , بعد یه مدت دیدم خیلی بچه پولداره , زبان و بی خیال شدم , زدم تو کار تیغیدن , هر ماه یه کادوی خفن برام میفرستاد در خونه , عکس شهاب حسینیم فرستاده بودم به جا عکس خودم کلی حال کرده بود …
امروز دیدم مسیج زده ” علی جون مژده بده , بابام شده سفیر بورکینافاسو تو ایران , تا یه ماه دیگه میایم تهران پیشت عزیزم , بوس بوس ”
الان یه هفته اس خونه رو گذاشتیم واسه فروش ….آخه شانسه ما داریم :))