عروسک من

عروسک من…….

گاهی دلم برای سکوت تو تنگ میشود.

فریادهای قلبم هر چقدر پرصدا و پر خاطره باشد،

اما سکوت تو چیز دیگری است.

سکوت پر صدای تو و نگاه ساکت تو حرفهای زیادی برای گفتن دارند.

گاهی دلم برای اشک های پریشانت تنگ میشود.

گاهی دلم برای سرخی گل سرخ روی گونه هایت تنگ میشود.

میدانم با اون زبان بی صدایت خیلی حرفها برای گفتن داری.

ای تنها سرگرمی غزل های من:

تو را از کودکی سرودم تا به امروز برایم یک کتاب قصیده شده ای.

کاش از دیروز تا امروز فاصله ای نبود!!!

ای تنها تکیه گاه چشمانم،

بدان پلک هایم برای سرودن غزل دوباره تو،در انتظار باریدن است.

با تو بودن را دوست دارم.با من بمان ای رمان آرزوهایم.

تا تو را با یک دفتر عشق دوست بدارند، تا تو را…….

اولین اشکهای بی بهانه مرا با دستان بی تحرکت پاک کردی.

نخستین بار وقتی احساس دلتنگی مرا دیدی،

مرا در آغوش خود جای دادی.

نخستین معلم بازی های من بودی و دومین مادر شادی هایم.

بزرگ شدنم را با تو آموختم و زندگی کردن را با تو آغاز کردم.

ای همه بهانه های من:

دوستت دارم.