غم نفرین شده امشب خواب است

بردهامیادکهدلعاشقبیتابتوبود

خستهبودازهمهدنیاوفقطیارتوبود

بردهامیادکهدلدرهمهشبیادتوبود

کسندانستکهاوعاشقبیمارتوبود

شبوروزشهمهرویایتوبود

دردلششوروتمنایتوبود

آتشیبودکهبرخرمنکاهیافتاد

شعلهایزدبهجهانیافتاد

دلبیچارهبهچاهیافتاد

کسندانستکهاودرهمهراهیافتاد

عشقآمدبهجهانآتشزد

سوزوسازیبههمهعالمزد

بردهامیادکهدرتبوتابشمیسوخت

همهایامفقطچشمبهایندرمیدوخت

منتهیبودموسرشارشدم

دلبهرویایتوبستموچهبیمارشدم

عشقتوشورقشنگیبههمهشعرمداد

یادتورنگقشنگیبههمهجانمداد

کاشمیشدکهنبودزندگیرنگوریا

وفقطشانهتوبودماواگهما

حستلخیدارم؛مثلیهشعرعجیب

وزمانمیگذرد؛ثانیههاییچهغریب

وایبرثانیههاکهچنانمیگذرند

وایبرساعتهاکهچهسانمیگذرند

عمرمامیگذردمنوتوتنهاییم

منوتوعاشقهمهردودرجایگهغمهایم

میهراسمازتوکهچهدوریازمن

میهراسمازغمکهبگویدبامن

دلبکنازاینعشقچونخیالیخاماست

عشقتورفتزدست؛آرزوییخاماست

لعنونفرینبههمهعالمبادگربگیردازمن

عشقمن؛هستیمن؛شوروسرمستیمن

نرودازیادمکهدلمبیتاباست

ظاهراعشقعزیزغمنفرینشدهامشبخواباست

چوندلمبیتاباست

پسدرآغوشمگیر؛غمنفرینشدهامشبخواباست