معتبرترین دعا برای پولدار شدن

معتبرترین دعا برای پولدار شدن

از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روایت است: هر کس سوره طلاق را قرائت نماید. در حال بقا و پایداری بر سنّت پیامبر خدا صلی الله علیه وآله وسلم خواهد مرد.(مجمع البیان، ج۱۰، ص۳۶)

در سخنی از امام صادق علیه السلام روایت شده است: هر کس سوره طلاق و تحریم را در نمازهای خود قرائت کند خداوند در روز قیامت  او را از ترس و خوف و حزن و اندوه در امن می‌ دارد و از افتادن در آتش معاف می‌ دارد و او را به خاطر تلاوت این دو سوره وارد بهشت می‌ کندو این دو سوره او را حفظ می‌ کنند. زیرا متعلق به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم می‌ باشند. (ثواب الاعمال، ص۱۱۸)

آثار و برکات سوره طلاق

۱) بهبود بیماری و ادای قرض و بدهکاری

روایت شده است که قرائت این سوره برای بهبود بیماری و ادای قرض و بدهکاری مفید است.(مستدرک الوسائل، ج۱۳، ص۲۹۰)

۲) برای تحبیب

به نیت محبت ۲۱ مرتبه این سوره را بخوانند. (درمان با قرآن،ص ۱۲۰)

۳) برای وسعت رزق ۳ مرتبه این سوره خوانده شود. (همان)

ختومات مجرب

۱) وسعت رزق و روزی

برای وسعت رزق و روزی و رسیدن به مال، آیه ۲-۳ سوره طلاق را به این شکل ختم نماید:

ابتدای ختم جمعه یا پنج شنبه یا دوشنبه باشد و اگر جمعه باشد بهتر است. تا چهل روز هر روز ۱۵۹ مرتبه آیه شریفه را بخواند و بهتر است بعد از نماز صبح باشد. فقط در روز چهلم ۱۷۹ مرتبه باشد و در ابتدای ختم برای استجابت حاجت، غسل حاجت نموده دو رکعت نماز بخواند و صد مرتبه صلوات بفرستد (در روز اول) و روز آخر بعد از اتمام، صد صلوات بفرستد.

شک نکند و ناامید نشود و اگر بار اول به نتیجه نرسید تکرار کند که انشاءالله به مراد می‌ رسد.

۲) گشایش کارها

به تجربه رسیده است که هر کس هر روز به خواندن آیه مبارکه «من یتق الله…» «آیات ۳-۲» سوره طلاق همت کند مهمات و گشایش امورات بسته خود را خواهد دید. (قرآن درمانی روحی و جسمی، ص۲۶۰)
یکى از علماى معروف اخلاق در تفسیر توکل مى‏گوید: «توکل منزلى از منزلگاههاى دین و مقامى از مقامات اهل یقین است، بلکه آن از مفاهیم درجات مقربین است، از نظر مفهوم پیچیده و از نظر عمل سنگین است!»

۳) جهت رفع گرفتاری

یک هفته هر شب بعد از نماز عشاء دو رکعت نماز بدین کیفیت بخواند . در رکعت اول بعد از حمد آیه «من یتق الله» آیه ۳-۲ سوره طلاق را ۲۵ بار بخواند. (درمان با قرآن، ص۱۲۱)

معتبرترین دعا برای پولدارشدن

اگر بنا باشد تا آیه ای از قرآن کریم را بعنوان مجرب ترین آیه جهت وسعت رزق و روزی و گشایش کسب و کار و خیر و برکت بدانیم، بدون شک آن آیه؛ آیات ۲و۳ سوره طلاق است که به و من یتق الله مشهور می‌ باشد.

در خصوص خواص این آیات، بزرگان فرموده اند که تأثیرآن در گشایش روزی و برکت در رزق مجرب و تضمینی است اما باید با اخلاص و مداومت خوانده شود.

پیامبر اکرم(صلی الله و علیه وآله) فرمود: من آیه اى را در قرآن مى شناسم که اگر تمام انسانها دست به دامن آن شوند براى حل مشکلات آن‌ها کافى است و آن آیات سوّم و چهارم سوره طلاق است : «وَ مَنْ یَتَّقِ اللهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً* وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْث لا یَحْتَسِبُ وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللهِ فَهُوَ حَسْبُهُ اِنَّ اللهَ بالِغُ اَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللهُ لِکُلِّ شَیْىء قَدْراً»
رزق

خاصیت آیه «من یتق الله…» {در برکت در مال و وسعت رزق و روزی}

هر کس تقوای الهی پیشه کند و از گناه دوری کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می‌ کند و او را از جایی که گمان ندارد روزی می‌ دهد و هر کس بر خدا توکل نماید ، خدا او را کفایت می‌ کند و خداوند فرمان خود را به انجام می‌ رساند و خدا برای هر چیزی اندازه ای داده است.

حضرت صادق علیه السلام فرمود: وقتی آیه فوق نازل شد ، عده ای درها را به روی خود بسته و رو به عبادت آوردند و گفتند : خداوند روزی ما را عهده دار شد.

این خـبـر به گوش پیغمبر رسید. کسی را نزد آن‌ها فرستاد که چرا چنین کرده اید؟ هر کس چنین کاری کند دعای او مستجاب نمی شود. بر شما باد بر کار و تلاش همراه با تقوا.

بنابراین هرگز مفهوم آیه، این نیست که انسان تلاش و کوشش براى زندگى را به دست فراموشى بسپارد و بگوید : در خانه‏ مى‏نشینم و تقوا پیشه مى‏کنم و ذکر لا حول و لا قوه الا باللَّه مى‏گویم تا از آنجا که گمان ندارم به من روزى مى‏رسد، نه هرگز مفهوم آیه چنین نیست، هدف تقوى و پرهیزکارى توأم با تلاش و کوشش است، اگر با این حال درها به روى انسان بسته شد خداوند گشودن آن‌ها را تضمین فرموده است.

و لذا در حدیثى مى‏خوانیم که یکى از یاران امام صادق علیه السلام عمر بن مسلم مدتى خدمتش نیامد، حضرت جویاى حال او شد، عرض کردند: او تجارت را ترک گفته، و رو به عبادت آورده، فرمود: واى بر او!

اما علم ان تارک الطلب لا یستجاب له‏: آیا نمى‏داند کسى که تلاش و طلب روزى را ترک گوید دعایش مستجاب نمى‏شود.

سپس افزود: جمعى از یاران رسول خدا صلی الله علیه و آله وقتى آیه وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ نازل شد درها را به روى خود بستند، و رو به عبادت آوردند و گفتند: خداوند روزى ما را عهده‏دار شده! این جریان به گوش پیامبر رسید، کسى را نزد آن‌ها فرستاد که چرا چنین کرده‏اید؟ گفتند: اى رسول خدا! چون خداوند روزى ما را تکفل کرده و ما مشغول عبادت شدیم، پیامبر صلی الله و علیه وآله فرمود:

انه من فعل ذلک لم یستجب له، علیکم بالطلب!

هر کس چنین کند دعایش مستجاب نمى‏شود، بر شما باد که تلاش و طلب کند. (تفسیر نمونه، ج‏۲۴، ص ۲۳۸)

“و من یتوکل علی الله ” یعنی چه؟

توکّل به معنای اعتماد و تکیه بر خداست و این که انسان بر خود و نیروها و توانمندی‏‌های خود یا دیگران اعتمادی نداشته باشد.

چون هر کس در کاری که خُبره نیست و یا توان آن را ندارد وکیل می‌‏گیرد. انسان در امور و شئون خود نه خُبره است و نه توانایی و قدرت انجام آن را دارد، چنان که دیگران نیز مانند او هستند و وضعیتی بهتر از او ندارند. لذا باید به یک مبدأ خبیر و قادر تکیه کند و این همان توکّل بر خداست: «و مَن یَتوکّلْ عَلی الله فهو حَسْبه؛ طلاق/۳ ؛ هر کس بر خدا توکّل کند خدا کفایت مهمات و مشکلات او را می‌‏کند»

«حَسْبنا الله ونِعْم الوکیل؛ آل عمران/۱۷۳ خدا کفایت مشکلات ما را می‌‏کند و او بهترین وکیل و تکیه‏گاه است»

«علی الله فلْیتوکّل المتوکّلون؛ ابراهیم/۱۲ ؛ تکیه کنندگان باید فقط بر خدا تکیه کنند».

در بیان بلند حضرت جواد الأئمه(علیه السلام) آمده است: تکیه بر خدا بهای هر متاع گران قیمت و نردبان هر مقام متعالی و متکاملی است:«ألثِّقه بِالله ثَمنْ لِکلّ غالٍ وسُلّم إلی عالٍ» (بحار ۷۵/۳۶۴) .

توکّل مرزی جدا از بکارگیری اسباب مادی ندارد تا انسان بگوید: کاری که توانایی آن را دارم، خودم انجام می‌‏دهم و کاری که در انجام آن ناتوانانم ، بر خدا توکل کرده و به او واگذار می‌‏کنم. بلکه انسان در ریز و درشت کارهای خود ضعیف و ناتوان است و نیاز به وکیل دارد.

نه تنها در قیام خود به حول و قوه الهی نیاز دارد، در قعود و نشستن نیز محتاج به حول و قوه اوست ؛ لذا در نماز می‌‏گوییم: «بِحول الله و قُوته أَقوم وأَقعد»، یعنی نه تنها در ایستادن بلکه در نشستن نیز به حول و قوه خدا اعتماد و تکیه می‌‏کنم. (آیه الله جوادی آملی،حماسه و عرفان )
پیامبر اکرم(صلی الله و علیه وآله) فرمود: من آیه اى را در قرآن مى شناسم که اگر تمام انسانها دست به دامن آن شوند براى حل مشکلات آن‌ها کافى است و آن آیات سوّم و چهارم سوره طلاق است «وَ مَنْ یَتَّقِ اللهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً* وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْث لا یَحْتَسِبُ وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللهِ فَهُوَ حَسْبُهُ اِنَّ اللهَ بالِغُ اَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللهُ لِکُلِّ شَیْىء قَدْراً»
حقیقت توکل:

همان گونه که گفته شد توکل از ماده وکالت ‏به معنى سپردن کارها به خدا و اعتماد بر لطف اوست، نه به این معنى که دست از تلاش و کوشش بردارد ، بلکه تا آنجا در توان دارد تلاش کند و منزلگاه ‌ها را یکى بعد از دیگرى با تمام توان بپیماید، اما آن‌چه از توان او بیرون است‏ به خدا واگذارد و از الطاف جلیه و خفیه او مدد بطلبد!

یکى از علماى معروف اخلاق در تفسیر توکل مى‏گوید: «توکل منزلى از منزلگاه هاى دین و مقامى از مقامات اهل یقین است، بلکه آن از مفاهیم درجات مقربین است، از نظر مفهوم پیچیده و از نظر عمل سنگین است!»

ختم سخن :

این سخن را با حدیثى مربوط به عصر حضرت موسى(علیه السلام) پایان مى‏دهیم:

در حدیث آمده است که حضرت موسى(علیه السلام) بیمار شده بود، بنى اسرائیل به عیادت او رفتند و بیمارى او را تشخیص دادند، و به او گفتند اگر از فلان دارو استفاده کنى بهبودى خواهى یافت، حضرت موسى(علیه السلام) گفت: من از هیچ دارویى بهره نمى‏گیرم تا خداوند بدون دارو مرا شفا دهد!

بیماری اش طولانى شد. باز به او گفتند: داروى این بیمارى، معروف و مجرب است و ما با آن مداوا مى‏کنیم و بهبودى مى‏یابیم، باز موسى(علیه السلام) گفت: من از دارو استفاده نمى‏کنم! بیماریش ادامه یافت، سرانجام خداوند به او وحى فرستاد: «و عزتى و جلالى لاابراتک حتى تتداوى بما ذکروه لک; به عزت و جلالم سوگند که بهبودى به تو نمى‏دهم مگر اینکه از دارویى که به تو گفته‏اند استفاده کنى!»

حضرت موسى(علیه السلام) دستور داد آن دارو را براى او بیاورند و از آن استفاده کرد و بهبودى یافت، در این هنگام در دل موسى(علیه السلام) وسوسه‏اى پیدا شد(شاید وسوسه‏اش این بود که چرا خداوند تنها با توکل مرا رهایى نبخشید) در این هنگام خداوند به او وحى فرستاد: «اردت ان تبطل حکمتى بتوکلک على، فمن اودع العقاقیر منافع الاشیاء غیرى; تو مى‏خواهى با توکل خود حکمت و سنت مرا باطل کنى؟! مگر منافع داروها را کسى جز من در آن‌ها قرار داده است‏»؟! (المحجه البیضاء، جلد۷، صفحه ۴۳۲)

این حدیث‏ به روشنى حقیقت توکل را بازگو مى‏کند.

برگرفته شده از:تبیان