هم نفس

یک نفر آهسته می خواند مرا
با صدایی خسته می خواند مرا
یک نفر دریاست اما در سکوت
سوی خود آهسته می خواند مرا
یک نفر گویی کنارم هست و نیست
از درون خسته می خو اند مرا
یک نفر گویی که همزاد من است
هر کجا پیوسته می خواند مرا
یک نفر انگار عاشقتر ز من
از همه بگسسته می خواند مرا
یک نفر مانند من در آینه
با دل بشکسته می خواند مرا
یک نفر تنها تر از من یک نفر
از جهان وارسته می خواند مرا
یک نفر اینجا نمی دانم که کیست
در دلم بنشسته می خواند مرا