یک افسانه قدیمی: بختک

یک افسانه قدیمی:
بختک
بختک موجودی افسانه ئی است که عوام، احساس سنگینی را که گاه اوقات به شخصی که طاقباز خوابیده دست می‌دهد به وسیله او توجیه می‌کنند. بختک یا فرنجک، به عقیده عوام، کنیز اسکندر بود. هنگامی که کلاغ به مشک محتوی آب حیات که اسکندر با خود از ظلمات آورده بود منقار زد و آن را درید و آب حیات بر زمین ریخت، این کنیز بی درنگ مشتی از آن آب را برداشته نوشید و اسکندر که سخت خشمگین شده بود به ضرب شمشیر بینی او را بینداخت، و فرنجک از گِل، و به قولی از خمیر، بینی ئی برای خود ساخت. فرنجک که به سبب نوشیدن آن آب عمر جاودانه یافته است چون کسی را به پشت خفته ببیند بر سینه او می‌جهد. اگر در آن حال خفته بیدار شده چنگ در بینی او اندازد فرنجک از بیم آن که بینیش کنده شود گنجی از گنجهای اسکندر را که می‌شناسد رشوت خواهد داد تا دست از بینیش بردارد. بختــک که به سبب همین افسانه بینی گلی، دماغ گلی و خمیری نیز خوانده می‌ شود به عقیده عوام در تاریکی و بخصوص زیر درخت‌ها و در جنگل‌ها و باغ‌ها می‌گردد. ظاهرأ این اعتقاد از ناآگاهی عوام به گاز کربنیکی که شب‌ها از گیاهان متصاعد می‌شود و کسی را که در جنـگل یا در زیر درخت خفته باشد به خفقان می‌افکند ناشی شده است.برخی افراد معتقدند, در صورتی که بتوان گلو یا دماغ بختک را گرفت, می توان هر آرزویی کرد تا بختک آن را برآورده کند.
و در داستان دیگری آمده که : اسکندر به غاری تاریک و سرد وارد شد. گشت و گشت تا ((آب حیات)) را یافت. مایعی که به هر انسان زندگی جاوید می بخشد. از غار بیرون آمد و همراه نوکران و کنیزانش به راه افتاد. اسکندر پیشاپیش کاروان و همه به دنبال او. ناگاه سنگی در جلوی پای او ظاهر شد. اسکندر سکندری خورد و بر زمین افتاد. کیسه آب حیات به زمین افتاد و بر خاک فرو رفت. یکی از کنیزان جلو دوید و مقداری از آب را که هنوز باقی بود سر کشید. اسکندر که خشمگین شده بود شمشیر کشید اما از بخت بد فقط توانست بینی کنیز را قطع کند. کنیز که زندگانی جاوید یافته بود فرار کرد و از گِل برای خود بینی ساخت. از آن پس آن کنیز هرگاه کسی را طاقباز در حال خواب ببیند روی سینه او می نشیند و گلویش را می فشارد… کنیز اسکندر ((بختک)) نام داشت…
می گویند اگر کسی در خواب زمانی که بختک گلویش را می فشارد بینی او را بگیرد بختک برای سالم ماندن بینی اش راه دستیابی به گنج های پنهان اسکندر را رشوه خواهد داد…
بَختَک در افسانه‌ها و باور عامیانه ایرانی نام موجودی تخیلی است که شبها قصد خفه کردن افراد در خواب را دارد. برخی منابع نیز بختک را با کابوس هم‌معنی دانسته اند. البته بختک با کابوس هم معنا نیست، بختک موجودی نامریی است که شب هنگام بر بدن انسان مسلط می‌شود و تمام بدن را در اختیار گرفته و قفل می‌کند، درین حالت انسان فقط نظاره گر ناتوانی خود است. ترسی بدون دلیل وجود انسان را در بر می‌گیرد و انسان توان کوچک‌ترین واکنشی نسبت به این ترس ندارد .در برخی باورهای قدیمی معتقدند که بختک روی سینه افراد می‌نشیند و تمام وجود انها را فلج می‌کند. شاید ترس انسان گرفتار این موجود نیز بدلیل این است که حضور انرا بر روی خود احساس می‌کند ولی نمی‌تواند انرا ببیند. برخی دیگر بر این باورند که بختک در درون انسان نفوذ می‌کند و بدن را در اختیار می‌گیرد. اصطلاح ” بختک روی زندگیش افتاده ” نیز ازین جا وارد ادبیات فارسی شده است.

این پدیده با نام Sleep Paralysis شناخته می‌شود. در هنگام به خواب رفتن و در مرحله REM، بدن به طور طبیعی دچار فلجی موقت می‌شود. بختک زمانی رخ می‌دهد که مغز از وضعیت REM بیرون می آید (بیدار می‌شود) اما فلج موقت بدن همچنان باقی می ماند.

تفسیر دانشنامه‌ای
حالت اختناق و سنگینی که گاهی در خواب به انسان دست می‌دهد، رؤیای وحشتناک توأم با احساس خفقان و سنگینی بدن که انسان را از خواب می‌پراند. خفتک، خفتو، برفنجک، درفنجک و فرنجک و فدرنجک و برغفج و برخفج و خفج و فرهانج و کرنجو و سکاچه هم گفته شده به عربی کابوس می‌گویند. «فرهنگ عمید»
در زبان آلمانی به این نامها نیز معروف است: Mahr – Schrätel – Alb – Alf

آلمانی‌ها نیز همانند فارسی زبانان مثلی مترادف دارند:Es lag mir wie ein Alp auf der Brust

مثل بختک(با سنگینی جثه به روی کسی یا چیزی افتادن)
*******

چنان بسان فرنجک فرو گرفته مرا که بود مردنم آسان و دم زدن دشوار «مختاری غزنوی»
*******

Sleep paralysis
فلج خواب
بختک
فلج خواب ،پدیده استرس زایی است که اشاره دارد به فلج تمام عضلات ارادی بدن ،در زمان شروع خواب یا در زمان بیدار شدن.بیشتر این حالت در صبح ها ودر هنگام بیدارشدن رخ می دهد اما بصورت کمتر شایع،وقتی که فرد تازه به خواب می رود نیز می تواند اتفاق بیافتد.تصور می شود علت ضعف عضلات در این حالت،ناشی از همان مهار حرکتی باشد که در پروسه کاتاپلکسی ودر خواب REM روی می دهد.این حالت می تواند همراه با بعضی بیماریها مانند نارکولپسی ،سندرم پیک ویکین وسایر اشکال آپنه خواب ویا بصورت ایزوله ومنفرد،بدون همراهی با سایر بیماریها وگاهی بصورت فامیلی با توارث ژنیتیکی نیز گزارش شده است.در بعضی افراد فلج خواب ،تنها زمانی رخ می دهد که فرد با یک عامل تحریکی خاص مانند بهم خوردن ریتم معمول خواب وبیداری،محرومیت از خواب،شیفت کاری،پرواز های طولانی واسترس های پسیکولوژیک برخورد داشته باشد.در این حالت ،عملکرد تنفسی و دیافراگم و حرکات چشم ها ،معمولا سالم ودست نخورده باقی می ماند.اگرجه تعداد کمی از افراد،اظهار می کنند که احساس می کنند نمی توانند نفس بکشند.دراین حالت ،فرد دراز کشیده است ،با چشمان بسته، بطوری که تصور می شود فرد خواب است در حالی که شدیدا” وحشت زده است وبرای حرکت دادن اعضای خود ،شدیدا”تقلا می کند.آنها باور دارند که اگربتوانند یک عضله را حرکت بدهند،فلج فورا”از بین می رود وآنها دوباره قدرت خود را باز می یابند.در این حالت،کمترین تحریکات،مانند لمس دست و یا صدا زدن بیمار،باعث ناپدید شدن فلج می شود .معمولا” حملات فلج خواب،کوتاه(در حد چند دقیقه) و بصورت گذرا رخ می دهند.اگر این حملات بصورت ایزوله رخ بدهد ،مشخصه بیماری خاصی نمی باشد.در صورت وقوع مکرر آنها،از داروهای ضد افسردگی سه حلقه ای،برای درمان می توان استفاده کرد.

امید وارم چنانچه دوستان در این مورد و توجیه آن از نظر مسائل ماورائ الطبیه اطلاعاتی دارندبا شرکت در بحث ما را مستفیظ نمایند…..
یا حق

پیوست من (قدرت فر):

فارغ از داستان ها و افسانه هایی که در فرهنگ های مختلف در مورد بختک وجود دارد، از منظر متافیزیک، مکانیزم وقوع آن را بیان میکنم
در مقدمه باید عرض کنم که:
همانطور که میدانید انسان داری طیف لطیف و ظریفی از انرژی ها در اطراف خود است که به آن هاله نورانی (aura) گفته میشود. این انرژی ها در واقع غذای ابعاد دیگر وجودی ما است. یکی از وظایف هاله ذخیره این انرژی ها در خود است، که بصورت اتوماتیک (اگر هاله سالم باشد) در زمان خواب در طول شب شارژ شده و انرژی های مورد نیاز را برای مصرف در طول روز ذخیره میکند. خارجی ترین لایه هاله لایه محافظ یا حصار هاله نامیده می شود که نسبت به لایه های داخلی آن اصطلاحا جنس سخت تری دارد (مانند پوست تخم مرغ) و وظیفه آن محافظت از هاله، و کنترل تبادلات انرژیایی با خارج از هاله است.
انرژی های موجود در هاله توسط سایر موجودات ماورایی هم میتواند مورد استفاده قرار گیرد.
همانطور که در عالم فیزیکی موجوداتی به شکل انگلی زندگی می کنند و از بخشی از موجودات دیگر استفاده میکنند (بگذریم که بعضی از ما انسانها هم زندگی انگلی داریم و بدون زحمت از دسترنج دیگران استفاده میکنیم) در بعد متافیزیک هم چنین موجوداتی وجود دارند.
و اما بختک:
بعضا لایه محافظ هاله افراد آسیب میبیند و اصطلاحا هاله بدون حصار می شود. این موارد زمینه مناسبی را برای سوء استفاده انگلهای متافیزیکی فراهم می آورد. بختک زمانی اتفاق می افتد که انگل متافیزیکی روی سینه شخص قرار میگیرد (در حالت خواب به شکل طاقباز) و با وارد کردن سه چنگک خود به چاکرا های سه، چهار و پنج شروع به مکیدن انرژی از هاله فرد میکند (مانند پشه ای که نیش خود را وارد بدن کرده و خون می مکد). این امر تا زمانی که هاله شخص تخلیه شده و یا انگل از ادامه کار منصرف شود ادامه پیدا میکند. سپس انگل از فرد جدا شده و شخص به حالت طبیعی بر می گردد.
چون انگل بر روی سینه شخص قرار میگیرد، فرد احساس می کند که جسم سنگینی روی سینه او قرار گرفته و قدرت تحرک را از دست میدهد.
چون تخلیه انرژی زیادی از طریق چاکرای سه، چهار و پنج صورت میگیرد شخص احساس تنگی نفس کرده و در تنفس دچار مشکل میشود و همچنین نمی تواند صحبت کند و یا فریاد بزند و از دیگران طلب کمک کند.
به دلیل تخلیه انرژی، بعد از بختک شخص احساس خستگی شدید و کمبود انرژی می کند که معمولا با استراحت برطرف میشود.
امیدوارم هیچگاه دچار انگلهای فیزیکی و متافیزیکی نشوید