پدر هم پدرهای قدیم

مامان اینارو با کل فامیل فرستادم شمال, با خیال راحت گفتم از امشب یه شب در میون یا خانوم میارم یا با رفیقام خونه رو مکان می کنم لش بازی, روز اول اومدم خونه, دو دقیقه نگذشته بود دیدم گوشیم زنگ میزنه, برداشتم دیدم مامانمه, میگه دمپاییتو که شوت کردی اون گوشه برو بردار بذار جا کفشی, صد دفه هم بهت گفتم با شلوارک تو خونه نگرد, حتما باید جلو عموتینا آبروی منو میبردی وقتی دارن همه اینجا می بیننت, باباتم یه دوربین گذاشته که در ورودی و نشون میده به ما, یه هفته اینجا همه دارن می بیننت آبرو داری کن …