چانه زنی با ولتاژ بالا در فوتبال ایران

حرکت عجیب سازمان تربیت بدنی در برکناری دادکان، دقایقی پس از پایان بازی آنگولا و اعلام عجولانه ‏آن، بدون معرفی سرپرست جدید فدراسیون فوتبال، از آن کارهایی است که تنها در ایران رخ می‌دهد.‏

به گزارش خبرنگار بازتاب، وقتی محمد دادکان، خودش اعلام کرده بود، پس از بازی‌های جام جهانی استعفا می‌دهد، با حساب ‏این که تیم ملی نتوانسته به موفقیتی مناسب دست پیدا کند، تنها انگیزه‌ تسویه‌حساب می‌تواند ‏عامل اصلی چنین حرکت ژورنالیستی از سوی سازمان ورزش باشد.‏


ای کاش، دست‌کم در سازمان ورزش به این نکته توجه می‌کردند که برای نمونه؛ در سال ۷۶ داریوش ‏مصطفوی در اوج موفقیت و رساندن ایران به جام جهانی ۹۸ فرانسه، به بهانه بیماری قلبی از کار برکنار ‏شد.‏


برنامه‌ریزی خبری و اطلاع‌رسانی این کار و شخص جایگزین، آن قدر حساب شده بود، که جامعه ‏ورزشی کشور و حتی خود مصطفوی هم در چنین شیوه منحصر به فردی، شوکه شدند و پس از یک ‏هفته، تازه همه دریافتند که چه خبر است و به این ترتیب، تحلیل‌ها آغاز شد.‏


اما حال می‌بینیم، سازمان تربیت بدنی، بدون توجه به چنین رویکردی، خود به بازار شایعه دامن می ‏زند و جامعه را مجبور می‌کند  تا روز شنبه با این شایعه‌ها کنار آمده و حتی بعضی از آنها را باور کنند!‏ بی توجه به دامنه تنشی که به خاطر این تصمیم رخ می‌دهد، در نتیجه تحلیل این روش به دو راه ‏بیشتر نخواهیم رسید.‏


راه نخست؛ این که هنوز سازمان تربیت بدنی برای رسیدن به یک شخص معتبر، نتیجه لازم را دریافت نکرده ‏و می‌کوشد، از بازخورد نام‌ها در رسانه‌های جمعی و روزنامه‌ها در این سه روز، به ارزیابی هر چند ‏سطحی دست پیدا کند، تا اگر چهره مورد نظر سازمان از نظر مردم و رسانه‌ها در ‏حد فدراسیون هم نبود، بتواند حداکثر شش ماه، فدراسیون را تا برگزاری مجمع فوتبال کشور اداره کند!‏

راه دوم؛ آن که چانه زنی با ولتاژ بالا، بین چهره‌های مختلف سیاسی حاشیه ورزش در جریان ‏است و هنوز فشار گروهی بر گروه دیگر غلبه نکرده و نامی از گلدان انتخاب نفر جدید فوتبال کشور ‏بیرون نیامده است. از این رو، چون نمی‌توان فوتبال کشور را بدون مسئول رها کرد، پس چهره‌ای به ‏صورت مقطعی مطرح می‌شود، تا باز هم پس از این که آب‌ها از آسیاب‌ فرو ریخت و همه تحلیل‌ها و ‏انتقادهای مردمی از فوتبال و ورزش فروکش کرد و به احتمال زیاد، کمیته معروف بررسی ناکامی‌های ‏تیم ملی به نتیجه‌ای رسید، نفر مورد نظر وارد فوتبال شود! ‏

در هر دو صورت، متمرکز نبودن متولیان ورزش به فوتبال کشور، آشکارترین شاخص این تصمیم‌گیری ‏است، که به روشی اجرا شده در فدراسیون کشتی شباهت دارد.‏
حذف محمد طالقانی و قرار دادن مقطعی محمدرضا یزدانی خرم در رأس فدراسیون کشتی از این تفکر ‏سود می‌برد.‏ در واقع، هدف اصلی سازمان ورزش برای جبران کمبود اطلاعات ورزشی و ارتباط کم با چهره‌های ‏متخصص این رشته، آنان را وادار کرد، دست‌کم بحران را به صورت مقطعی در کشتی ایران کنترل کنند و پس ‏از این که مدتی گذشت، چهره‌ای را از میان جامعه کشتی به عنوان جانشین معرفی کنند.‏


بی شک، اظهارات یزدانی خرم در مورد احتیاج نداشتن فدراسیون والیبال به رئیس و اشاره به این که من ‏در فدارسیون کشتی میهمان هستم، به خوبی نشان می‌دهد که این مدیر ورزشی، وقتی با صداقت ‏ می‌گوید: «من یک سرباز هستم !»، تنها می‌خواهد، در دوره‌ای محدود، آرامش را به این رشته ‏ورزشی باز‌گردانده و دوباره به والیبال برگردد.‏حال سازمان ورزش برای فوتبال هم به دنبال چنین روشی است، تا چانه‌زنی‌ها به نتیجه برسد و ‏نفر اصلی، فوتبال کشور را به دست بگیرد.

اما به واقع در گیرودار این همه جنجال، که پیش از جام جهانی برای تعویض دادکان راه افتاد، و این شبهه ‏را به وجود ‌آورد که یک مدیر قوی با یک گروه کامل، در انتظار حکم رئیس سازمان است، تنها ـ بدون پشتوانه ـ برای حذف یک چهره بود.‏ به این که دوره دادکان تمام شده و باقی ماندن او در فوتبال کشور، اشتباهی بزرگ است، شکی نیست، ‏اما برای جانشین دادکان، باید اعتبار فوتبال ایران، گذشته آن و داشته‌های علمی و ‏استعدادهای آن، مورد توجه قرار گیرد.‏


اگر این شاخص‌ها مورد توجه تصمیم‌گیرندگان حال حاضر ورزش کشور قرار نگیرد و رفاقت‌های ‏سیاسی، بخواهد عامل انتخاب چهره‌ای جدید برای پر تماشاگرترین ورزش کشور باشد، امروز دادکان، ‏در انتظار فردای کسانی است که از چاشنی منطق ورزشی دور می‌شوند. ‏