چرا دین همیشه با حزن و غم و اندوه همراه است؟








جواب :  


  دین نه تنها حزن‏آور نیست؛ بلکه نشاطآور است:
أَلا إِنَّ أَوْلِیاءَ اَللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ‏؛ همانا دوستان خداوند، نه ترسى از آینده دارند و نه اندوهى بر گذشته‏. البته شناخت ناقص از دین ممکن است حزن‏آور باشد؛ ولى اگر کسى آن را درست بشناسد و آن گاه در مسیر آن گام بردارد، بالاترین ابتهاجات و شادمانى‏ها را خواهد داشت. این شادمانى، یک شادمانى حقیقى، درونى و جاودانه است نه شادى موقتى و گذرا که از شنیدن یک لطیفه و یا مشاهده یک منظره و یا برخوردارى از نعمتى حاصل مى‏گردد. اینها همه گذرا و سطحى هستند.
 
یار مفروش به دنیا که بسى سود نکرد         آن که یوسف به زر ناسره بفروخته بود
 
بلى دخترم! ممکن است شخصى چند صباحى به رنگ و آبى و خیالى خوش باشد؛ ولى این خوشى بسیار شکننده و ناپایدار است و هیچ‏گاه کنج دل را شاد نمى‏کند. شادمانى پایدار و غیرقابل تزلزل، تنها در پرتو معرفت خداوند و جایگاه انسان در عرصه حیات و هدف زندگى حاصل مى‏شود. هیچ دلى، از دل مردان خدا شادمان‏تر و مطمئن‏تر نیست. البته چنین مردانى واقع‏نگرند و به خطرات راه و بلنداى قله‏اى که در پیش دارند آگاه هستند. بنابراین هشیار و مراقب خطراتى‏اند که در هر لحظه آنان را تهدید مى‏کند و اگر خوف و حزنى دارند، تنها از این جهت است. ترس آنها از ترسیدن و واصل نشدن است؛ این ترس خود به وجود آورنده نشاط و حرکت و وانماندن است. آرى اى عزیز! بسیار بوده و هستند رهزنانى که آدمى را به شادى‏هاى غفلت آفرین و بى‏بنیاد دعوت مى‏کنند و مى‏گویند: همه چیز را فراموش کن، حتى واقعیات را و فقط خوش باش (؟!) حال این خوشى چه با رقص و دانس به دست آید یا با تریاک و هروئین و مواد مخدر دیگر و یا هزار ترفند شیطانى دیگر؟! ولى زنهار که اینها خوشى نیست! اینها مصیبت است؛ مصیبت از دست دادن همه چیز و فروختن یوسف جان به درهم بدل و ناسره؟! «این سخن بگذار تا وقت دگر».