کودک ربایی توسط دختر ۱۷ ساله










 
images/20070902/dozdi.jpg
 
:دختر ۱۷ ساله ای برای این که مشکل مالی پسر موردعلاقه اش را حل کند برای ربودن پسر ۴ساله یک شهروند کرجی نقشه کشید.
سرهنگ کریمی ، فرمانده انتظامی شهریار با اشاره به پرونده این کودک ربایی به خبرنگار «جام جم» گفت: شامگاه سوم شهریور امسال زن جوانی با مراجعه به اداره آگاهی شهریار، از ربوده شدن پسر ۴ ساله اش به نام حمیدرضا خبر داد.


۵۰۰ هزار تومان برای آزادی پسر خردسال


شاکی در تشریح ماجرا گفت: پسرم در محل با دوستانش بازی می کرد که چند ساعت بعد خبری از او نشد.
دوستانش هم نمی دانستند او کجا رفته ، در جستجویش بودیم که مرد ناشناسی با تلفن همراهم تماس گرفت و گفت که فرزندم پیش اوست و برای آزادی او باید مبلغ ۵۰۰ هزار تومان بپردازم ، او گفت که در تماس های بعدی ، محل تحویل پول را تعیین خواهد کرد.
سرهنگ کریمی ادامه داد: با اطلاعاتی که ماموران از شاکی به دست آوردند، تیم ویژه ای به سرپرستی سرهنگ اقبال زاد رئیس اداره آگاهی ، تحقیقات گسترده ای را برای دستگیر ربایندگان و آزادی پسر خردسال آغاز کردند.
وی افزود: ساعت یک بامداد ۴ شهریور، مرد ناشناس بار دیگر با تلفن همراه مادر پسر ربوده شده تماس گرفت و خواست تا پول درخواستی را داخل یک کیف تیره رنگ گذاشته و به میدان ارغوان مارلیک بیاورد.
به این ترتیب ،کارآگاهان اداره مبارزه با آدم ربایی ضمن آموزش به شاکی ، به محل ملاقات با آدم ربایان اعزام شدند و محل را به طور نامحسوس زیر نظر گرفتند تا این که مرد جوانی از یک خودروی پراید سفیدرنگ خارج شد و برای تحویل پول به سمت خودرویی که مادر حمیدرضا در آن بود، حرکت کرد که در پی یک عملیات ضربتی از سوی پلیس دستگیر شد.


تعقیب و گریز ۲۰ دقیقه ای با آدم ربایان


فرمانده انتظامی شهریار افزود: دیگر سرنشینان خودرو که متوجه حضور پلیس شده بودند، از محل ملاقات متواری شدند و ماموران به تعقیب آنها پرداختند و پس از تعقیب و گریز ۲۰ دقیقه ای و شلیک تیرهوایی ، خودروی آدم ربایان را متوقف کردند و موفق به دستگیری یک زن و مرد جوان و آزادی پسر خردسال شدند و او را به مادرش تحویل دادند.
متهمان برای ادامه تحقیقات به پلیس آگاهی شهریار منتقل شدند و در بازجویی های پلیسی سرانجام دختر ۱۷ ساله راز کودک ربایی را فاش کرد.


اعتراف طراح کودک ربایی


آزیتا متهم در اظهاراتش گفت: ۳ ماه پیش ، وقتی برای تماس تلفنی با پسر مورد علاقه ام (حسین) به یک باجه تلفن همگانی رفته بودم ، با مادر حمیدرضا آشنا شدم و هرازگاهی او را در خیابان می دیدم تا این که هفته پیش حسین را دیدم که عنوان کرد به ۲۰۰ هزار تومان پول نقد نیاز دارد و از من خواست تا پول را برایش تهیه کنم.
من هم به دلیل علاقه ام به او تصمیم گرفتم پول درخواستی را برایش تهیه کنم. ابتدا از مادرم خواستم این مبلغ را به من بدهد که قبول نکرد، بنابراین به دنبال راه حلی بودم تا ۲۰۰ هزار تومان را تهیه کنم که تصمیم گرفتم پسر ۴ساله آن زن را که با او آشنا شده بودم ، بربایم. دختر کودک ربا ادامه داد: روز بعد، با یکی از اقوام حسین (پسر مورد علاقه ام) تماس گرفتم و ماجرا را با وی در میان گذاشتم که او قبول کرد.
بنابراین ساعت ۱۹.۳۰ عصر روز حادثه طبق یک نقشه به محل سکونت آن زن رفتم و حمیدرضا را در حال بازی با دوستانش دیدم ، صدایش کردم و به بهانه خرید خوراکی ، او را با خود بردم و به منزلی در مهرشهر کرج منتقل کردم و از همدستم (شهرام) خواستم تا با مادر وی تماس بگیرد و تقاضای پول کند. چند ساعت بعد، وقتی مطمئن شدیم که زن جوان پول درخواستی را آماده کرده است ، خودرویی را کرایه کردیم و با همدستم همراه کودک ربوده شده به محل ملاقات رفتیم که سرانجام دستگیر شدیم.
به دنبال اظهارات دختر کودک ربا، همدستانش هم به جرایم خود اعتراف کردند. بنابراین گزارش ، متهمان با قرار قانونی روانه زندان شدند و تحقیقات تکمیلی از آنها ادامه دارد.