گرد و خاک فردوسی پور؛ این بار بیشتر از همیشه!+ فیلم

کنایه فردوسی پور به نماینده مجلس !








کنایه فردوسی پور به نماینده مجلس !

عادل فردوسی پور در برنامه نود در حالی که به شدت از گفت وگو با یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی عصبانی شده بود، خطاب به او گفت: «دین و ایمان فقط مال شما نیست آقای محترم! دیگران هم دین و ایمان دارند و این مسأله کاملا شخصی است.»


داستان از جایی آغاز شد که فردوسی پور تلاش کرد با دلایلی نشان دهد که انتقال تیم فوتبال نفت از تهران به استان مرکزی، تصمیمی سیاسی بوده است. فردوسی پور به صراحت نقش نمایندگان مجلس را در این تصمیم پررنگ دانست و گفت: «مشخص است که برخی نمایندگان مجلس باد در غبغب می اندازند و می گویند ما امتیاز یک تیم لیگ برتری را به شهرمان آورده ایم تا بتوانند در دوره آینده انتخابات مجلس رای بیاورند.»


همه چیز تقریبا بر اساس برنامه پیش می رفت. بازیکنان و مربیان تیم نفت تهران در گفت و گوهایی به شدت از این تصمیم انتقاد می کردند. تلاش مدیرکل اداره تربیت بدنی استان مرکزی هم که روی خط تلفنی برنامه آمده بود، برای توجیه این تصمیم کافی به نظر نمی رسید.


احمدی بینش، یکی از نمایندگان استان مرکزی کسی بود که در تماسی تلفنی ناگهان معادلات فردوسی پور را به هم ریخت. او ابتدا برای حرف زدن دو پیش شرط مطرح کرد: «اولا شما نباید به نمایندگان محترم مجلس توهین کنید.بعد هم حق ندارید به دولت محترم که دو دوره از مردم رای گرفته و مورد تایید مقام معظم رهبری هستند، توهین کنید.»


فردوسی پور که به نظر می رسید غافلگیر شده است، یادآوری کرد که برنامه او صرفا ورزشی است و کاری به مسائل سیاسی ندارد: «فیفا معتقد است که دولت ها نباید در فوتبال دخالت کنند و حتی به خاطر این دخالت ها کشورها را هم تعلیق می کند. به نظر من این تصمیم مصداق دخالت دولت در فوتبال است.»


احمدی بینش در پاسخ به فردوسی پور گارد تهاجمی تری گرفت: «شما به نمایندگان محترم مجلس توهین کردید و گفتید به خاطر گرفتن رای از مردم چنین کاری کرده اند. تصمیم دولت را هم شو و نمایش خواندید و این قطعا توهین به دولت محترم است.»


او حتی تلاش کرد با اشاره به برخی بیانات حضرت علی (ع)، اهمیت و حساسیت نمایندگان مجلس را به فردوسی پور یادآوری کند تا مشخص کند که انتقاد از آنها چه اندازه نابخشودنی بوده است: «شما مجری تلویزیون هستید و قاضی نیستید. حق ندارید در جایگاه قضاوت بنشینید و نظر خودتان را به عنوان نظر مردم از رسانه ملی اعلام کنید. خدا به شما لطف کرده و در چنین جایگاهی قرار گرفته اید پس نباید نظر خودتان را به عنوان نظر مردم پخش کنید.»


او همچنین یادآوری کرد که نفت تنها به شهر اراک داده نشده است: «این تیم نفت استان مرکزی خواهد بود. استان حضرت امام (اشاره به شهر خمین) با سی و چند شهر.»


ضربه آخر را اما فردوسی پور زد که انگار تازه از شوک خارج شده بود: «دین و ایمان فقط برای شما نیست اقای محترم! هر کسی دین و ایمان دارد برای خودش. شما توهین زیادی کردید اما من همچنان معتقدم که این تصمیم ورزشی نبوده است.»



پس از او عادل فردوسی پور اعلام کرد دادکان ، رضاییان ، عابدینی و تعدادی از نمایندگان مجلس در تماس با نود خواهان حرف زدن درباره بحث انتقال نفت به اراک و حرف های احمدی از نمایندگان مجلس شدند که در بخش های بعدی فردوسی پور این زمان را در اختیار داریوش رضاییان معاون باشگاه فولاد گذاشت تا در این باره حرف بزند که او گفت:« احمدی‏بینش برنامه نود را با یک بخش خبری اشتباه گرفته زیرا وظیفه مجری برنامه نود نقد و بررسی مسائل جاری فوتبال است. احمدی بینش ایمان فردوسی‏پور را زیر سوال برد! در نهایت باید این مسئله به رای مردم گذاشته شود.این نماینده محترم باید بداند مجری برنامه ورزشی با گوینده اخبار فرق دارد و در مقام یک کارشناس باید بحث و بررسی کند ، نود بیش از همه نمایندگان مردم محبوبیت مردمی دارد و گستره اش ملی است و از همه مهمتر اینکه این نماینده محترم طوری سخن گفتند که نعوذ بالله خود را جای خدا گذاشتند و به مسئله دینی عادل ایراد گرفتند که کار درستی نیست.»



پس از این هم محمد یاری ، نماینده مردم تالش روی خط آمد و به عنوان عضو فراکسیون ورزش مجلس از فردوسی پور حمایت کرد. او در این باره گفت:« به نظر ما ورزشی های مجلس، این روند انتقال ها چون کارشناسی نیست سبب از بین رفتن تیم ها می شود.» او همچنین تاکید کرد در مجلس سعی می کنند که به چنین دخالت هایی در امور فوتبال هشدار بدهند.


فردوسی‏پور نیز از محمد یاری نماینده مجلس خواست در صحن علنی یا غیر علنی مجلس با دیگر نمایندگان مردم در این خصوص صحبت کند تا فوتبال کشورمان دوباره تعلیق نشود.

در ادامه اما نوبت به لطفی ، نماینده مردم اراک رسید تا از خود دفاع کند . او از فردوسی پور به دلیل تهمتش به خود گلایه کرد و گفت:« چرا وقتی دو سال به انتخابات مانده مرا متهم به تلاش برای رای جمع کردن می کنی؟ » که فردوسی پور  پاسخش همچنان این بود که روی صحبتش به شخص خاصی نبوده و یک کلیت را گفته است که نمایندگان در بحث های شان مطرح می کنند.

در انتهای این جدل، ناصر فریاد شیران، یکی از مریان تیم مفت که روی خط تلفنی برنامه بود، خواست حرف آخرش را بزند.

فریادشیران گفت: «واقعا نمی دانم چه بگویم» و فردوسی پور که آشکارا بر آشفته بود، بلافاصله گفت: «کلا هیچی نمی شود گفت.»


فریادشیران دوباره پرسیداگر نفت فصل آینده به لیگ یک برود، چه تفاوتی با تیم همیاری اراک خواهد داشت که در حال حاضر در لیگ یک بازی می کند اما به گفته او نمایندگان استان حاضر نیستند از آن حمایت کنند.


فردوسی پور همچنان عصبانی بود و با همان عصبانیت به این سوال فریادشیران که قطعا مخاطبش کسی دیگر بود، جواب داد: «چقدر ساده اید شما! کاری ندارد. فصل بعد راه آهن را می برند اراک.»

تیم فوتبال نفت تهران که به اولین سال بازی در لیگ برتر را تجربه می کند، بر اساس مصوبه هیأت دولت قرار است به استان مرکزی منتقل شود. پیش از این تیم های دیگری مانند پاس، پیکان و صبا هم از تهران به همدان، قزوین و قم منتقل شده اند در حالی که این تصمیم دولت منتقدان زیادی داشته است.

تابناک

سه شنبه ۲۳ آذر ۱۳۸۹

دادکان: چرا حرف حق را می گویید سیاسی؟/ عادل که چیز بدی نگفت!

محمد دادکان بقدری از موضع گیری نماینده مردم شاهزند شاکی بود که می خواست روی خط برنامه نود برود.

رئیس اسبق فدراسیون فوتبال که یکی از بزرگترین منتقدان دخالت های سیاسی در ورزش است و خود را قربانی این اتفاقات می داند دوشنبه شب و بعد از شنیدن حرف های احمدی بیغش ، نماینده مردم شاهزند در مجلس شورای اسلامی که عادل را متهم توهین به دولت و مجلس می کرد ، قصد حمایت از برنامه نود را داشت اما ترافیک برنامه این فرصت را ایجاد نکرد که او بتواند روی خط برود.

دادکان اما صبح روز بعد در گفت و گو با دوستانش درباره اتفاقات دوشنبه شب گفت:« می خواستم روی خط بروم و بگویم چرا تا ۴ کلمه حرف فوتبالی حسابی می زنیم ، انگ حرف سیاسی به ما می زنند . کجای حرف های عادل مشکل داشت که اینگونه با او حرف می زدند؟»

 


آقای فردوسی‌پور، چه کسی «شومن» است؟


آقای فردوسی‌پور، چه کسی «شومن» است؟


برنامه نود بیست و دوم آذرماه مثل بسیاری از شب‌های دیگر پرنشاط و جذاب بود. عادل فردوسی‌پور، مجری و تهیه‌کننده پربیننده‌ترین برنامه زنده تلویزیون ملی ایران به واسطه موضوع انتقال باشگاه صنعت‌نفت تهران به استان مرکزی و شهرستان اراک با چند نماینده مجلس شورای اسلامی و مدیر ورزشی گفتگو کرد. صرف‌نظر از درست یا نادرست بودن تصمیم دولت برای این انتقال چند حاشیه مهم از برنامه مذکور وجود دارد که در ادامه تقدیم می‌شود:


۱- برای گزارشگر فوتبالی که «تعطیلی آسان» را در فینال جام‌جهانی به دولتمردان تیم قهرمان می‌آموزد و یا اتفاقات روی داده در کشور نیجریه را در تحلیل دلایل لغو دیدار تیم ملی فوتبال ایران با زبان طنز و اشاره بیان می‌‌کند، پذیرفتنی نیست که سیاسی نباشد و یا به تاثیر سیاست بر فوتبال ایران وقوف نداشته باشد. چنان که تاخیر در روی آنتن بردن برنامه ۹۰ پس از انتخابات ریاست جمهوری و یا فون نزدن در برنامه، بعد از مشاجره با سخنگوی سازمان تربیت‌بدنی و بسیار موارد دیگر نیز نشان از آن دارد، عادل فردوسی‌پور بیش از آن‌که فوتبالی، صنعتی، دانشگاهی و حتی رسانه‌ای باشد؛ فردی سیاسی و آشنا به فلسفه سیاست فارسی است.


۲- در طی چند ماه اخیر حداقل دوباره واژه «شو» و «شومن» در برنامه ۹۰ مطرح شد. اول محمد مایلی‌کهن خود برنامه مذکور و مجری آن را «شو» و «شومن» نامید و برای بار دوم عادل فردوسی‌پور انتقال باشگاه صنعت‌نفت تهران و عملکرد مدیران اجرایی افراد درگیر در آن را «شو»ی بزرگ عنوان کرد. اما به راستی چه تفاوتی بین «شو»ی نماینده‌های مجلس و تلویزیون وجود دارد؟ کدام یک برای پیشرفت و توسعه ایران مفیدتر است؟ کدام گروه واقعا حقیقت‌طلب و آرمان‌گراست؟ در کدام یک منافع فردی و هوای نفس فدای منافع ملی می‌‌شود؟


۳- توهین و تحقیر از جانب هیچ‌کس قابل قبول نیست. افزایش ظرفیت ذهنی در طرح انتقادها و دیالوگ‌های پرتنش، نشانه توسعه‌یافتگی و مدنیت مردمان یک جامعه است. توهین شکل‌های مختلفی دارد. استفاده از یک موزیک شخصیت‌های کارتونی برای یک مبحث جدی ورزشی به همان اندازه توهین تلقی می‌شود که تکرار یک تصمیم غلط مدیریتی در فوتبال و یا پاسخگو نبودن یک مدیر ورزشی، ناپسند است. توهین، توهین و توهین زشت است.


۴- استفاده ابزاری از مفاهیم مذهبی و ارزش‌های انقلابی در بحث‌های تخصصی ورزشی و فوتبالی نیز، یکی دیگر از آفت‌های گفتگوهای چالشی است. خدا، پیامبر، معصومین، ولی‌فقیه، انقلاب اسلامی، قانون اساسی، دولت، شهدای دفاع مقدس، واژه‌ها و مفاهیمی هستند که به طور حتم مورد قبول و احترام همه‌ی شخصیت‌های اجرایی کشور و صاحب‌نظران فعال در عرصه فوتبال است. نمونه‌های گذشته نیز نشان داد، خرج کردن از حساب آنها در تحلیل محتوای یک تصمیم اجرایی منطقی نیست. چرا که مسئله این است، کدام تصمیم در جهت تامین منافع ملی و چشم‌انداز ایران فردا مفید و در راستای گسترش فوتبال ملی است؟


۵- درباره انتقال تیم‌های فوتبالی لیگ برتر به شهرستان باید پرسید کدام کارشناسان ورزشی ثمره واگذاری امتیاز باشگاه‌های مذکور به شهرستان را مثبت ارزیابی کردند؟ آیا وضع موجود در استان‌ها و سکوهای خالی، همان شرایط مطلوب مورد نظر مدیران تصمیم‌ساز را تامین کرده است؟


۶- در طی ۱۰ سال گذشته حتی یک گزارش در خصوص ضعف‌ها و حاشیه‌های گزارش‌ها و گزارشگرهای فوتبال، نقص‌های برنامه‌سازی فوتبالی در تلویزیون، حق پخش تصاویر تلویزیونی برای باشگاه و موارد مشابه، اختصاص نیافته است! حتی یک بار، نفر اول ورزش سیمای جمهوری اسلامی و بالتبع فوتبال تلویزیون در مقام پاسخگویی در برنامه ۹۰ حاضر نشده است. تهیه‌کننده و مجری برنامه ۹۰ که بیش از همه‌ی برنامه‌سازان تلویزیون از سایرین سوال می‌پرسد، کمترین میزان پاسخگویی را برای خود و برنامه‌اش قائل است. دلیل این مدعا، عدم گفتگوی تخصصی حتی با نشریات فوتبالی کشور است. این احساس که ما حق داریم از همه بپرسیم و دیگران نباید ما را مخاطب قرار دهند. این‌که تلویزیون ملی می‌تواند و باید همه را به نقد بکشد، اما در خصوص خودش «بجای آیینه» بودن «شیشه» بودن را ترجیح می‌دهد، تصویر ذهنی مثبتی را در ایرانیان ایجاد نخواهد کرد.


۷- همه چیز ما به همه چیزها می‌آید، این حرف درستی است، اما کامل‌تر از جمله مذکور هم این است که رفتار همه‌ی ما مثل همه‌ی ماست. یعنی مدیریت احساسی، دین‌ابزاری و عوام‌فریبی در مدیریت ما موج می‌زند. راه چاره نیز اول شناسایی مسئله، دوم افزایش دانش و تولید نظریه و سپس اجرا و ارزشیابی عملکردمان است.


                                                                                          *         *         *


ما سزاوار پیشرفت هستیم. نقد کردن با نق زدن متفاوت است. ساختارهای حقوقی، سازمان‌هایی را شکل می‌دهند و مدیر براساس مسئولیت و قدرت اجرایی خود باید عمل و در مقابل رفتار خویش نیز پاسخگو باشد. بی‌تردید «۹۰» تمرین حرفه‌ای شدن در رفتار مدیریتی ایرانی و الگوسازی در پاسخگویی است. اما ای کاش یک بار جای مایلی‌کهن و قلعه‌نوعی با فردوسی‌پور عوض می‌شد! ای کاش جای عزیزمحمدی و پورمحمدی تغییر می‌کرد و منادیان پرسشگری، خود به سوالات و ابهامات پاسخ می‌گفتند… تا آن زمان همه ما «شومن» هستیم و این «شوی» مدیریتی ماست!


خانواده سبز








 
سه شنبه ۲۳ آذر ۱۳۸۹