یک زن، یک مرد، یک اتفاق بد!!

یک زن، یک مرد، یک اتفاق بد!!

خانواده پایه‏ اساسی اجتماع و سلول سازنده زندگی است و در وسیع‏ترین مفهوم کلمه، خاستگاه اعضای خویش و پناهگاه آنان است. خانواده نهادی است که به اعضای خود احساس امنیت و آرامش می‏بخشد و طی هزاران سال پایدارترین و موثرترین وسیله حفظ ویژگی‏های فرهنگی و عامل انتقال آنها به نسل‏های بعدی بوده است.

لذا آسیب وارد شدن به این نهاد، نه تنها زن و مرد را به شدت متاثر می‏گرداند، بلکه فرزندان بخصوص کودکان در این زمینه دچار مشکلات جدی می‏گردند. لذا با افزایش سریع طلاق در سال‏های اخیر، روان‏شناسان و محققان به تدریج به اهمیت این واقعه پراسترس در رشد و سازگاری کودکان پی برده‏اند. تحقیقات زیادی انجام شده است که نشان می‏دهد طلاق والدین حداقل در کوتاه مدت بر کودکان تاثیر منفی می‏گذارد. اولین سال طلاق پر تنش‏ترین سال برای والدین است، زیرا با بسیاری از مشکلات تازه و دشوار مربوط به امور مالی، خانوادگی و … مواجه‏اند. طلاق تاثیرات بلند مدت هم دارد.

در بسیاری از موارد، شخص در نوجوانی و بزرگسالی همچنان تحت تاثیر طلاق والدینش است. ولی نباید فراموش کنیم که طلاق بر تمام کودکان تاثیرات بلندمدت نمی‏گذارد. بسیاری از کودکان به نحو حیرت‏آوری با استرس جدایی والدین کنار می‏آیند و در جمیع شئونات زندگی با قابلیت و توانمندی عمل می‏کنند. به همین دلیل نیز تحقیقات از بررسی اثرات منفی طلاق، به تعریف عواملی که میانجی سازگاری کودکان با استرس‏های طلاق می‏باشند و تعیین می‏کنند کدام کودک با استرس‏های طلاق منطبق شده و کدام کودک مشکل‏دار بماند، کشیده شده است.

مادر و کودک تاثیرات طلاق بر کودکان اولین سال طلاق پر تنش‏ترین سال برای والدین است، زیرا با بسیاری از مشکلات تازه و دشوار مربوط به امور مالی، خانوادگی و کار کردن بیرون از خانه(البته برای زنان) مواجه‏اند. همان‏طور که انتظار می‏رود تنش (احساس ناامنی والدین طلاق گرفته) در رابطه بین آنان و کودکان انعکاس می‏یابد.

مطالعات نشان می‏دهد افرادی که تازه طلاق گرفته‏اند در مقایسه با والدین دیگر کمتر به فرزندان خود محبت می‏کنند، محدودیت بیشتری قائلند، نحوه برقراری ارتباطاتشان ضعیف‏تر است و کمتر می‏توانند بر فرزندان خود کنترل یابد. دو سال بعد از طلاق، والدین با مشکلاتشان بهتر کنار آمده، خودپنداره‏شان بهتر شده و رابطه بین فرزند و والدین، بهبود می‏یابد.

به نظر می‏رسد کودکان پیش مدرسه‏ای بیشتر مستعد این تاثیرات منفی هستند، شاید به این دلیل که سطح رشد شناختی‏شان هنوز در حدی نیست که بفهمند چه اتفاقی افتاده و شاید در علت جدایی والدینشان دچار سوء تعبیر شوند. کودکان در مورد طلاق والدین فقط باید کلیات را بدانند کودکان مدرسه رو ممکن است در مقایسه با کودکان پیش‏مدرسه‏ای بهتر بتوانند سازگاری‏ نشان دهند زیرا از مشکلات والدینشان آگاهی بیشتری دارند.

و معمولاً علت طلاق را بهتر می‏فهمند. فروپاشی خانواده همیشه فرآیند سخت و عذاب‏آوری است و روان‏شناسان کودک می‏توانند به والدین و کودک کمک نمایند تا این فرآیند عذاب‏آور را به نحو شایسته‏ای پشت سرگذارند. این کار جنبه پیشگیری هم دارد و می‏توان این مساله را طوری پشت سر گذاشت که کودک کمترین آسیب را ببیند. کودک طلاق مداخلات مرتبط با کودک یکی از مهمترین مداخلات این است که والدین متناسب با سطح رشد فرزند خود، اطلاعات صادقانه‏ای در مورد جدایی و طلاق به او بدهند.

کودکان می‏توانند با حقایق کنار بیایند ولی تحمل پنهان کاری و رازداری را ندارند. اگر چه جزییات اطلاع‏رسانی، به سن کودک و توان او و شرایط خانوادگی بستگی دارد ولی اصول کلی اطلاع‏رسانی به سن و شرایط خانواده ربطی ندارد.

پدر و مادر در صورت امکان، باید چند روز قبل از جدایی خود بچه‏ها را در جریان بگذارند. به این ترتیب کودک می‏تواند قبل از جدایی، بر روی احساسات و واکنش‏های خود کار کند. وقتی زن و شوهر هر دو، فرزند خود را درجریان بگذارند، فرزند می‏فهمد که پدر و مادرش با هم این تصمیم را گرفته‏اند.

به این ترتیب احتمال اینکه جانب یکی از آنها را بگیرد کم می‏شود و می‏فهمد که بعد از جدایی والدین، به هر دو نفر آنها دسترسی خواهد داشت. کودکان تخیلات عجیبی دارند و گاهی اوقات جدایی والدین را هولناک‏تر از آنچه هست می‏پندارند. به همین دلیل باید دلایل جدایی آنها را بداند تا ضمن سلب نشدن اعتمادشان، با حقایق کنار بیایند.

البته لازم نیست پدر و مادر، فرزند خود را در جریان جزئیات جدایی‏شان بگذارند چون بچه‏ها گاهی اوقات با این جزییات، اشتغال ذهنی وسواسی پیدا می‏کنند. آنها فقط باید کلیات را بدانند. وقتی زن و شوهر هر دو، فرزند خود را درجریان بگذارند، فرزند می‏فهمد که پدر و مادرش با هم این تصمیم را گرفته‏اند.

به این ترتیب احتمال اینکه جانب یکی از آنها را بگیرد کم می‏شود بچه‏ها باید بدانند بعد از جدا شدن دقیقاً چه اتفاقی می‏افتد، قرار است با کدام یک از والدین زندگی کند و والدین دیگر را چه زمان‏ها و چگونه می‏تواند ملاقات کند. بچه‏ها به سختی می‏توانند درک کنند که خانواده‏ها و بچه‏های دیگری هم هستند که احساساتی شبیه آنها دارند.

همچنین برای آنها سخت است بفهمند می‏توانند دوباره خوشحال و خوشبخت شوند. اما اگر فرصتی پیدا کنند تا با بچه‏های پدر و مادرهایی که از هم جدا شده‏اند، صحبت کنند یا ماجرای آن بچه‏ها را بشنوند می‏توانند نگاه بهتری به وضعیت خود داشته و راه‏های خلاقانه‏ای برای کمک به خود بیابند.