مجازی (مطالب اعضای سایت)

1747مطلب موجود می باشد.

مطالبی که خوانندگان و اعضای سایت جامعه مُجازی Mojazi.ir درج کرده اند.

گردهمایـی بـزرگ دوقلـوهای ایـرانی در تـهران
مجازی (مطالب اعضای سایت)

گردهمایـی بـزرگ دوقلـوهای ایـرانی در تـهران


گردهمایـی بـزرگ دوقلـوهای ایـرانی در تـهران


شامگاه پنج شنبه گذشته ، سالن وزنه برداری ورزشگاه آزادی تهران، میزبان بیش از دو هزار دوقلو و چند قلو از سراسر کشور بود که در بزرگترین همایش دوقلوهای ایران شرکت کردند. این گردهمایی با مشارکت موسسه پژوهشی تاریخ و تمدن شرق در سالن وزنه برداری ورزشگاه آزادی برگزار شده بود. مسابقه عکاسی و خاطره نویسی، جشن ویژه برای متولدین فصل زمستان، اهدای جوایز به دوقلوها و چندقلوها و ارایه تسهیلات ویژه انجمن مذکور به زوج های دوقلو و نخبگان، از جمله برنامه های این مراسم بود.



 

چگونه یک مدیر نمونه شوید؟ (طنز)
مجازی (مطالب اعضای سایت)

چگونه یک مدیر نمونه شوید؟ (طنز)


-به کارمندان خود رحم نکنید. کاری کنید که نامتان را در کتاب های تاریخ بنویسند. آنقدر سنگدلی به خرج دهید تا هیتلر، آتیلا و چنگیز در مقابل شما، آدم های مهربان و رئوفی به حساب آیند. مدیر باید کلاهش پشم داشته باشد. سعی کنید همیشه از کلاه های پشمی استفاده کنید و مواظب باشید حتماً پشم کلاهتان، طبیعی باشد.

-اسکوروچ باشید. شخصیت اسکوروچ پیر را حتماً در داستان کریسمس به خاطر دارید. اسکروچ می تواند بهترین الگو برای یک مدیر نمونه باشد. در دادن حقوق و مزایا و وام و مساعده تا می توانید خست به خرج دهید. هر چقدر وابستگی مالی کارمندان به شما بیشتر باشد، حرف شنوتر می شوند.

-معاونان خود را از نزدیکان و ترجیحا اقوام درجه یک خود انتخاب کنید. مثلاً معاون مالی شما می تواند برادرتان باشد. معاون اداری، خواهرتان، معاون امور بانوان، همسرتان، معاون جوانان، فرزند دلبندتان و بازرس ویژه باجناقتان باشد.

-برای خود چندین منشی انتخاب کنید تا مراجعان برای دیدن شما از چند کانال گزینشی رد شوند و در نهایت هم به دلیل حضور شما در جلسه یا بازدید عذرش را بخواهید. اصولا مدیر یک مجموعه هر چقدر دور از دسترس باشد، معتبر تر می شود.

-جلسات مختلف تشکیل دهید. جلسات خود را به بهانه تشکیل جلسه دیگری هم زمان در مکان دیگری نیمه تمام بگذارید. شمار بالای جلسات نشانه اهمیت یک مدیر است. وقتی تنها هستید به منشی خود بگویید جلسه دارید و به رد و بدل کردن اس ام اس و خواندن جوک بپردازید و به ریش همه بخندید و از وقت خود به نحو احسن استفاده کنید. تلفن هایتان را روی پیغام گیر بگذارید و جواب ندهید. مدیری که به تلفن هایش جواب بدهد حتماً خیلی بیکار است. خیلی وقت ها تلفن خود را خاموش کنید.

-در خانه به همسر و فرزندان خود بیاموزید که برای دیدن شما حتماً باید وقت قبلی بگیرند و هماهنگی های لازم را انجام دهند. اگر فرزندتان خواست چیزی بخرد، حتماً باید روال قانونی و اداری آن را طی کند. دیسیپلین اداری را ابتدا در خانه و خانواده خود برقرار کنید.

-اصل توبیخ برای همه، تشویق برای یک نفر را پیاده کنید. در صورت اشتباه یکی از کارمندان همه را مورد مواخذه قرار دهید مخصوصاً باجناقتان را به شدت تنبیه کنید تا حواسش جمع شود که خود را پیش خانواده همسرتان بیش از حد شیرین نکند. در صورت انجام شدن یک حرکت مثبت برادرتان را مورد تشویق قرار دهید. این طور، همه کارمندان امیدوار و شاداب به وظایفشان عمل می کنند.

۷ اشتباه دختران مجرد
مجازی (مطالب اعضای سایت)

۷ اشتباه دختران مجرد


اشتباه شماره ۱: ملاک های خود را با شرایط دیگران تعیین می کنند
اشتباه شماره ۲: تجارب خود از افراد را تعمیم می دهند
اشتباه شماره ۳: مردان مناسب را نادیده می‌گیرند
اشتباه شماره ۴: آنها پا به فرار می‌گذارند
اشتباه شماره۵: اجازه می‌دهند که کار حسابی مشغولشان کند
اشتباه شماره ۶: تجربه را به بدبینی تبدیل می کنند
اشتباه شماره ۷: آنها باور کرده‌اند که زمان مناسب برای آنها تمام شده است

ماجرای یک دکتر!
مجازی (مطالب اعضای سایت)

ماجرای یک دکتر!


داستـانِ یـک دکـتـر …

این داستانِ یک دکتر است. دکترِ داستانِ ما در حال حاضر در استرالیا زندگی می کند. زندگی بسیار مرفه ای دارد، زندگی که هیچیک از همکلاسی هایش حتی خواب آن را هم نمی دیدند !

همه ی ما می خواهیم در زندگی به بالاترین چیزها دست یابیم. در هر کلاس می خواهیم شاگرد اول باشیم، گرانترین لباس های بازار را بخریم، کفشهایمان جزء کفش های تک باشد، بلندترین و گرانترین اتومبیل شهر را می خواهیم، می خواهیم با زیباترین و خوشگلترین دختر شهر ازدواج کنیم، دوست داریم بچه هایمان از زیباترین و بهترین بچه های مدرسه خود باشند. می خواهیم بهترین پست ها را داشته باشیم، دلمان می خواهد اگر کاری را شروع کردیم، یک شبه به اوج برسیم و همه ما را به عنوان الگوی “موفقیت” بشناسند.

اما دکترِ داستانِ ما روحیه اش با این قیاس ها سازگار نبود و در این راستا در کل انسانِ کاملاً “متفاوتی” بود.

او می خواست یک زندگی “معمولی”داشته باشد و جالب اینکه در هیچ امتحانی قصد نداشت رتبه ی اول را کسب کند.



هنگامی که همکلاسی هایش تمام شب مشغول حفظ کتاب و جزوه بودند، یا در حال جا کردن خود در دل اساتید برای گرفتن نمره ای بالاتر، او تنها ۲ یا ۳ ساعت مطالعه می کرد و سپس بدون هیچ استرسی به خواب عمیقی فرو می رفت و عقیده داشت که نمی تواند برای چند نمره اضافی خواب خود را “فدا” کند.

همکلاسی هایش “ساده زیستی و معمولی”بودن او را مورد تمسخر می گرفتند و او را “احمق” می نامیدند، اما دکتر راضی و خوشحال بود. با نمره ای متوسط MBBS (پزشکی عمومی در کشورهای هند و پاکستان) خود را گرفت.



تمام همکلاسی هایش بعد از اخذ مدرک پزشکی عمومی، تلاش خود را چند برابر کردند تا بتوانند تخصص خود را بگیرند و جزء بهترین های جامعه باشند ولی دکتر تصمیم گرفت درس خواندن را متوقف کند و در یک بیمارستان کوچک به عنوان دکتر شیفت شروع به کار کرد. دوستان او بعد از کار در شیفت صبح به کلینیک های خصوصی می رفتند و ناهار خود را با عجله به اتمام می رساندند تا مریض های بیشتری را ویزیت نمایند و شبها نیز مشغول خواندن جزوه های تخصصی خود بودند.

اما دکتر بعد از برگشت از بیمارستان با آرامش کامل ناهار می خورد، کمی استراحت می کرد و عصر هنگام به پیاده روی می رفت، تلویزیون نگاه می کرد، کتاب می خواند، موسیقی گوش می کرد، به دیدن دوستان و آشنایان خود می رفت، و اگر مریضی به در خانه او مراجعه می کرد بدون هیچ شکایتی به صورت رایگان او را معالجه می کرد. او به فکر افزایش درآمد خود نبود و با همان حقوق اندک تلاش می کرد از زندگی لذت ببرد. خانه ی کوچکی کرایه کرد، کولر گازی هم وصل نکرد. یخچال کوچکی برای آشپزخانه ی کوچکش خرید و با موتور به سرکار رفت. در این هنگام پدر و مادرش از او خواستند ازدواج کند.



دکتر در این باره نیز “معمولی” رفتار کرد. هنگامی که تمامی دوستانش به دنبال زیباترین، پولدارترین و خانواده دارترین دختران می گشتند، دکتر با دختری معمولی از خانواده ای ساده و متوسط ازدواج نمود. با هم به خانه ی کوچک خود رفتند و با شادی به زندگی ادامه دادند. بعد از چند سالی بچه ها هم وارد زندگی دکتر شدند. بچه هایی بسیار عادی.

دکتر به جای ثبت نام بچه های خود در گرانترین مدارس خصوصی، آن ها را در مدرسه ی دولتی محله خود ثبت نام کرد. دکتر هیچگاه از آنها نمی خواست که شاگرد اول مدرسه شوند و به آنها فهماند که درس خود را در حد نیاز فرا گیرند و قبول شوند. بچه ها هم با نمرهای متوسط کلاس ها را قبول می شدند و از شیوه زندگی خود لذت می بردند. از مدرسه برمی گشتند، در کنار پدر و مادر خود ناهار می خوردند، کمی استراحت می کردند، سپس درس می خواندند، عصر هم بازی می کردند و شب قبل از خواب به همراه پدر خود به پیاده روی می رفتند.


اما زندگی دکتر اینگونه به پایان نرسید. پیچ کوچکی در جاده ی زندگی دکتر به وجود آمد. تصمیم گرفت از کشورش خارج شود و به کشور دیگری مهاجرت کند. دوستان دکتر هم در تلاش بودند تا مهاجرت کنند و در کشورهای جهان اول به بهترین ها برسند. لذا روزها را در صفهای بلند سفارتخانه های آمریکا، بریتانیا و استرالیا می گذراندند و مدام به دنبال آشنایی بودند تا چند روز زودتر از بقیه به آرزوهایشان برسند. اما دکتر کشوری بسیار “معمولی”را انتخاب نمود که هیچگونه صفی در سفارتخانه های آن وجود نداشت. او به کشور مالدیو رفت و در بیمارستانی مشغول به کار شد.


خانه ی ساده ای کرایه کرد و همسر و بچه هایش را به آنجا برد. دوچرخه ای برای خود و بچه هایش خرید و بعد از اتمار کار به همراه خانواده از مناظر زیبای مالدیو لذت می بردند. آخر هفته ها به مسافرت می رفتند و دوستان فراوانی پیدا کردند. تا اینکه دکتر روزی اطلاعیه ای در روزنامه دید که در آن سازمان بهداشت جهانی (WHO) از چند دکتر عمومی، بدون مدرک تخصص و با تجربه چند ساله خواسته بود تا به یکی از روستاهای دور افتاده در استرالیا رفته و در بیمارستانی مشغول به کار شوند. دکتر برای این شغل اقدام نمود و به استرالیا مهاجرت کرد.



دولت خانه ای در روستا به او داد و او در بیمارستان مشغول به کار شد. بعد از چند سال به خاطر حسن برخورد و حس نوع دوستی و پشتکارش به ریاست بیمارستان رسید. دولت ۲۰۰۰ متر زمین زراعی به او اختصاص داد و دکتر نیز به کمک فرزندان معمولی خود آنجا را به مزرعه ای آباد تبدیل نمود. در حال حاضر او در خانه ای با ۵۰۰۰ متر مربع مساحت زندگی می کند و جگوار خود را در کنار پورشه ی همسرش در پارکینگ اختصاصیشان نگه می دارد و “بچه ها و همسر معمولی” او در کنارش هستند …

می خواهم بگویم علاوه بر بهترین شدن، اولین رتبه را کسب کردن، شاگرد اول شدن، پولدارترین شدن، راه دیگر و صد البته بهتری هم در زندگی وجود دارد و آن چیزی نیست جز راه “اعتدال” و “معمولی”

این همان راهی است که تمام شادی در آن وجود دارد.
اما ما راه بهترین ها را انتخاب می کنیم و در این راه آنقدر با شتاب پیش می رویم که شادیهای زندگی را یکی پس از دیگری جا می گذاریم و ناباورانه در آخر راه تنها می مانیم، بدون اینکه اجازه دهیم حتی شادی و لذت با ما همکلام شود.

کاش ما هم شاد بودن و لذت بردن از زندگی را بر موفقیت و بهترین شدن ترجیح دهیم.

کاش ما هم “معمولی” باشیم !
درست مانندِ آن لحظه که خالق هستی، بدون هیچ تبعیضی؛ من و تو را از یک عنصرِ یکدست و “معمولی” خلق کرد …

منبع: پرشین استار

جملات جدید پشت کامیونی
مجازی (مطالب اعضای سایت)

جملات جدید پشت کامیونی


آب رادیاتور ماشین بخور محتاج نامردان نباش!
**-.-**
آدم دیوانه را بنگی بس است خانه پرشیشه را سنگی بس است!
**-.-**
اتوبوس من غصه نخور،منم یه روز بزرگ میشم!(ژیان)
**-.-**
اگر از عشقت نکنم گریه و زاری
به جهنم که مرا دوست نداری!
**-.-**
اگه الله کند یاری
چه اف باشد چه سوسماری!
**-.-**
اگر خواهی بمیری بی بهانه
بخور ماست و خیار و هندوانه!
**-.-**
ای بلبل اگر نالی من با تو هم آوازم
تو عشق گل داری،من عشق گل اندامی!
**-.-**
ای روزگار
با ما شدی ناسازگار!
**-.-**
بپر بالا که گیر نمیاد!
**-.-**
باغبان در را مبند من مرد گلچین نیستم
من خودم گل دارم و محتاج یک گل نیستم!
**-.-**
بحث۳۰یا۳۰ ممنوع!
**-.-**
بخور و بخواب کارمه
الله نگهدارمه!

سیستم حمل و نقل به سبک چینی!
مجازی (مطالب اعضای سایت)

سیستم حمل و نقل به سبک چینی!


سیستـم حمـل و نقـل به سبـك چیـنی !


سیستم باربری در چین را می توان جالب، ابتكاری و حتی خلاقانه نامید. زن یا مرد تفاوتی نمی كند و هر یك از آنها را در این حرفه می توان یك استاد نامید. آلن دولورم (Alain Delorme)، عكاس فرانسوی با گشت و گذاری در شانگهای چین در هنگام طول اقامتش در آنجا، ما را با این سیستم باربری آشنا می كند. عكس های او گویا بوده و قضاوت به عهده شماست. البته در پایان گزارش آلن دولورم آمده که برای تهیه این مجموعه دیدنی تا اندازه‌ای هم از روتوش استفاده كرده ولی باید گفت كه كارش هنرمندانه بوده است.



چینیها در كار باربری استادند


حمل لاستیك اتومبیل به سبك زیست محیطی

حمل گل و گیاه با موتورسیكلت

اما می‌توان گفت كه سیستم باربری چینی دستكم دودزا نیست

این بسته را هم بگذارد، ظرفیت تكمیل است


استحکام این دوچرخه بیش از اینهاست که فکر می کنید

یک قهرمان نیز گاهی به اندكی استراحت نیاز دارد

تمام باربرهای شهرهای بزرگ چین مهاجرانی هستند كه از روستاها و شهرهای دوردست برای كار آمده اند


منبع: پرشین استار

جریمه چهارم
مجازی (مطالب اعضای سایت)

جریمه چهارم


یه افسر پلیس ماشین پرسرعتی رو متوقف می کنه. افسر می گه : من سرعت ۸۰ مایل در ساعت رو برای ماشینتون ثبت کردم
راننده می گه: خدای من، من ماشینو رو سرعت ۶۰ مایل کروز کرده بودم. فکر کنم رادارتون نیاز به تنظیم داره.
همسر مرد درحالی که داره بافتنی می بافه و سرش پایینه می گه: عزیزم لوس نشو. خودت می دونی که این ماشین سیستم کروز نداره
افسر که شروع می کنه به نوشتن جریمه می کنه راننده رو می کنه به زنش و زیر لب می غره که: برای یه بارم که شده نمی تونی دهنتو بسته نگه داری؟
زن درحالی که محجوبانه می خنده می گه: عزیزم باید خوشحال باشی که دستگاه راداریابت( دستگاهی که رادار سرعت سنج پلیس رو پیدا می کنه و خبر میده) خاموش شد وگرنه سرعتت از اینم بیشتر می شد
افسر که شروع می کنه جریمه دوم رو بابت دستگاه راداریاب غیرقانونی بنویسه مرد از بین دندونای بستش به زنش می غره که: زن، نمی تونی دهنتو بسته نگه داری؟
افسر اخم می کنه و میگه : متوجه شدم که کمربند هم نبستید اینم اتومات یه جریمه ۷۵ دلاریه
راننده می گه: آره. من بسته بودمش ولی وقتی شما به من گفتی بزنم کنار بازش کردم تا بتونم مدارکمو از جیب پشتم دربیارم
زنش می گه: نه عزیزم تو خودت خوب می دونی که کمربندت بسته نبود. تو هیچ وقت موقع رانندگی کمربند نمی بندی
افسر که شروع می کنه به نوشتن جریمه سوم مرد رو می کنه به زنش و با فریاد منفجر می شه:چرا لطفا خفه نمی شی؟
افسر به زن نگاه می کنه و می گه: خانوم همسرتون همیشه با شما اینطوری صحبت می کنه ؟
عاشق این قسمتشم …….. زن: فقط وقتی مسته

خانۀ عشق کجاست ؟
مجازی (مطالب اعضای سایت)

خانۀ عشق کجاست ؟


خانۀ عشق کجاست ؟

من فقط می دانم

ناشناسی هر شب

پنجرۀ خواب مرا

می کوبد

یک سبد

گل و پروانه و باران

در باغ شبم می ریزد

و لبخند زنان

پشت دلم می پیچد

کفشهایش

لب رؤیای دلم جا ماندست

و نمی دانم من

خانۀ عشق کجاست

برای یک جدایی!
مجازی (مطالب اعضای سایت)

برای یک جدایی!


تمام قد تعظیم میکنیم
نه برای یک فیلم
نه برای یک اسکار
نه برای یک فرد
برای یک جدایی
قصه سرزمینی که توسط اصغر فرهادی به دنیا شناسانده شد

معلق و خسته و شکسته و بی امید!
مجازی (مطالب اعضای سایت)

معلق و خسته و شکسته و بی امید!


احساس خستۀ مرا دریاب
استخوانهای شکستۀ امید، زخمِ گسستگی آرزوها را به جای گذاشته اند
صبر من به اتمام رسید
و دیگر هیچ دلخوشی امید بخشی برایم نمانده
چلچله ها سرود مرگ مرا از بر می خوانند
و تو هنوز در ابتدای راه به دنبال نت های گم شدۀ موسیقیِ زندگی می چرخی
زخم مرا دریاب
التیام زخم مرا چه کسی به دوش خواهد کشید
بی تعلق ها در ناکجا آبادِ این هستی
چه زمانی فرا می رسد
دل خوشی مادرم را دریاب
من در کجای دلخوشی مادرم زندگی می کنم
او می ماند و عشق می ورزد
اما
لیاقت من چقدر است؟

تا خوشبختی فقط یک لبخند باقی است!
مجازی (مطالب اعضای سایت)

تا خوشبختی فقط یک لبخند باقی است!


یـک لبخنـد تا خوشبـختی راهـست


آیا شما واقعا خوشحال هستید؟ اگر صادقانه بگوییم، بسیاری از ما حتی به خودمان وقت نمی دهیم که به این سوال پاسخ دهیم. و اینکه آیا خوشبختی اصلا چه هست؟ باید چه شکلی باشد؟ و مهم تر از همه چگونه می توانید آن را به دست آورید؟

حالا که دارید به سال جدید می رسید بیایید به آنچه پشت سر گذاشته اید نگاهی بیندازید و یک برنامه خوشبختی برای خود بریزید و تصمیم بگیرید سال ​۹۱ خوشبخت تر از سال قبل باشید. این که شما چند سال از عمرتان را گذرانده اید یا چند سال دیگر از آن باقی مانده است هیچ تاثیری در میزان خوشبختی شما ندارد، زیرا خوشبختی چیزی است که در هر لحظه می توانید آن را حس کنید.

همه ما در جستجوی خوشبختی هستیم. گاهی فکر می کنیم می توانیم آن را با صرف مقداری پول یا کنار گذاشتن یک عادت بد یا کسب پول بیشتر به دست آوریم و همینطور هر سال وقتمان را با همین روش صرف می کنیم. اما خوشبختی واقعی وقتی خودش را به ما نشان می دهد که از آنچه هستید و آنچه دارید لذت ببرید و از ویژگی های منحصربه فرد خود تقدیر کنید. در واقع خوشبختی وقتی شروع می شود که خودتان را دوست داشته باشید.

گرچه راه رسیدن به خوشبختی برای هر فرد متفاوت است، اما عشق به خود، به عنوان موجودی منحصر به فرد، که هرگز تکرار نخواهد شد، شاه کلید این گنجینه است. وقتی ما بتوانیم دست از شماتت خود به خاطر اشتباهاتمان برداریم و شروع به جشن گرفتن برای کارهای درستمان بکنیم بالاخره می توانیم خوشحال باشیم.

باید تفکرمان را در مورد خودمان تغییر دهیم و این برای بعضی ها راه دشواری است و البته خوشبختانه میانبری هم دارد که بتوان زودتر به مقصد رسید. آنچه می خوانید گزیده ای از میان نسخه های آزموده است.

● ورزش دوای جسم و روح

اگر ورزش نمی کنید همین حالا ورزش را شروع کنید. می دانید که ورزش شما را سلامت نگه می دارد و به کنترل وزنتان کمک می کند، اما آیا می دانید که ورزش خود یک داروی ضدافسردگی به شمار می رود؟
می توانید تصمیم بگیرید که در سال نو ورزش، بخشی از شیوه زندگی شما باشد. حتی یک ورزش ۲۰ دقیقه ای می تواند خلق و خوی شما را بهتر کند و احترام به خویشتن را افزایش دهد. همسر و فرزندانتان می توانند شما را در این مسیر همراهی کنند و در همین مسیر خوشبختی را تجربه کنید.

● قدم های کوچک برای مقصدی بزرگ

میانبر دوم سخت نگرفتن زندگی است. گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع سخت می گیرد جهان بر مردمان سختکوش. بسیاری از برنامه هایی که برای سال بعدمان در نظر می گیریم سختگیرانه تر از آن است که رغبتی به انجام آن پیدا کنیم. مثلا یک دفعه قرار می گذاریم ۲۰ کیلو، وزن کم کنیم چون از ظاهرمان خوشمان نمی آید.

فلسفه این تصمیم مشکل دارد. اگر قرار است طرز فکر خود را عوض کنیم به خاطر این است که خودمان را دوست داریم و به سلامتی خود اهمیت می دهید. باید برنامه هوشمندانه تری برای کاهش وزن ترتیب می دهیم.

● خود را سرزنش نکنید

رقابت چیز خوبی است، اما وضع اقتصادی ما ایرانی ها گاهی ما را در چنان موقعیتی قرار می دهد که احساس کمبود می کنیم. مثلا حسن کارمند بازنشسته ای است که ماهانه ۷۵۰ هزار تومان ثابت دریافت می کند و به طور متوسط در سال هشت میلیون تومان درآمد دارد، اما همچنان احساس ناخوشایندی از بی عرضگی او را اذیت می کند. او می گوید: اگر من هم مثل همکارم زمین زیادی خارج از تهران خریده بودم امروز که آن منطقه های بی ارزش، ارزش پیدا کرده مرا یک میلیارد می کرد، اما من بی فکر بودم. این نوع سرزنش کردن ها باعث می شود یک عمر احساس بدبختی کنیم. باز هم تکرار می کنم باید بتوانید خود را ببخشید و از آنچه دارید لذت ببرید.

● به استعدادهایتان پشت نکنید

توصیه دیگر این است که یکی از استعدادهای خود را پرورش دهید. اگر در کارتان این موضوع امکان پذیر نیست، راه دیگری بیابید البته اگر می توانید بهتر است کاری بیابید که متناسب با استعدادهای شما باشد. به بازی گرفتن نقاط قوت، شما را خوشبخت می کند مثلا اگر شما دبیری بازنشسته هستید، می توانید در یک آموزشگاه تدریس کنید یا به نویسندگی مشغول شوید.

● دوستانه ترین روابط

با کسانی که دوستشان دارید روابط خود را محکم تر کنید. آیا از این که ازدواجتان را به حال خودش رها کرده اید، راضی هستید ؟ بیشتر وقت تان را یا سر کار هستید یا دارید مطالعه می کنید؟ تماشاکردن سریال های پشت سر هم و خبر مشغولیت اصلی تان شده؟ این با خوشبختی فاصله زیادی دارد. اگر قرار است یک روز به خاطر نادیده گرفتن عزیزانتان خود را شماتت کنید امروز آنان را دریابید تا خوشبختی دوچندانی را تجربه کنید. سال ۹۱ را سال بهبود روابط قرار دهید و توجهی که دوست دارید دریافت کنید به عزیزانتان هدیه دهید.

● زمانی برای تولد عشق

توصیه بعدی در مورد ازدواج شماست. آیا هنوز سالگردهای ازدواجتان را جشن می گیرید و از ازدواجتان احساس خرسندی دارید؟ یا از ته دل از آن افسرده اید و به اصطلاح می سوزید و می سازید؟ اگر چنین است در این هفته های پایانی سال به این فکر کنید که چطور سال آینده عشق را دوباره در زندگی خود متولد کنید و به بازسازی روابط با همسرتان بپردازید. زندگی با یک زوج خوب چیزی است که به انسان حس خوشبختی می دهد.

گرچه راه رسیدن به خوشبختی برای هر فرد متفاوت است اما عشق به خود، به عنوان موجودی منحصر به فرد​ که هرگز تکرار نخواهد شد، شاه کلید این گنجینه استاگر به جایی رسیده اید که از ازدواج خود لذت نمی برید خودتان مسوول هستید و تنها کسی هستید که می توانید آن را تغییر دهید. با مهربانی و وضوح در مورد آن با همسرتان صحبت کنید. با هدایای کوچک و تصادفی یکدیگر را شاد کنید حتی اگر تهیه یک ناهار خوشمزه از بیرون و معاف کردن همسر خسته تان از ناهار پختن باشد، اما این کارها را از ته دل و برای خوشحالی و خوشبختی خودتان انجام دهید که فردا منتش را سر همسرتان نگذارید. خوبی، همیشه اثربخش است.

● قدرت قدردانی

توصیه بعدی این است که از دیگران قدردانی کنید. بله البته شما گاه به خانواده و دوستانتان می گویید که در موردشان چه فکری می کنید، اما در مورد همکارانتان چطور؟ آرایشگرتان، معلم فرزندتان، همسایه ای که وقتی به مسافرت می روید از خانه تان مراقبت می کند. بیشتر ما بیشتر به سر و صداهای اطراف اهمیت می دهیم تا آدم هایی که دوروبرمان زندگی مان را راحت تر می کنند.

تا حالا کسی که راه پله هایتان را تمیز می کند یا رفتگر محل را برای عید مبارکی در آغوش گرفته اید؟ همسایه تان را چطور؟ با این کار خودتان بیش از او احساس وجد و شعف خواهید کرد و با هر بار دیدن اطرافیانتان انگار خوشبختی تان تکثیر می شود. مطالعه ای که توسط استاد روان شناسی دانشگاه کالیفرنیا انجام شد نشان می دهد که افراد سپاسگزار ۲۵ درصد شادتر از افراد ناسپاس هستند.

● بخشایش و گشایش

اگر هیچ وقت نمی توانستید مسائل گذشته را نادیده بگیرید الان وقت آن است. این دو هفته فرصت دارید خوب فکر کنید و ببینید چه کسانی در فهرست غضب شما قرار دارند. هرچه بیشتر بتوانید ستم ها و تبعیض هایی که در حق تان روا شده را ببخشید، بیشتر احساس خوشبختی می کنید. اگر اجازه دهید درد، رنج، نفرت و غضب در شما لانه کند هرگز احساس خوشبختی نخواهید کرد.

تحقیقات دانشمندان نشان می دهد این افکار سمی علاوه بر استرس، باعث ایجاد انواع بیماری ها می شود. اگر کسی که از او ناراحتی دارید دیگر در دنیا نباشد هم به صورت نمادین می توانید نامه ای به او بنویسید و در کنار مزارش خاک کنید یا به نیت او به آب بسپارید یا بدون آدرس پست کنید یا هر چیز دیگری که به ذهنتان می رسد، خواهید دید که بسیار سبک و راحت می شوید.

شادی تنها چیزی است که بخشش آن، شما را ثروتمندتر می کند. کمک کردن به یک خانواده نیازمند، نذر غذای گرم برای بیماران یا نیازمندان یا حتی رهگذارانی که هنگام غروب از مقابل منزل شما گذر می کنند، کمک در امور خیریه و بخشش از موهبت های خدادادی که دارید، شما را خوشبخت تر می کند.

درباره تعطیلی سایت جامعه مُجازی mojazi.ir!
مجازی (مطالب اعضای سایت)

درباره تعطیلی سایت جامعه مُجازی mojazi.ir!


۱-معمولا صبح های زود بین بیداری وحرکت به سمت محل کار نیم ساعتی درسایتم .امروز بادیدن این خبر کمی متاسف شدم
۲-دوستی ازمن خواست از مدیربخواهم این کاررانکند .به اووبقیه می گویم مدیروجدان درد گرفته واحساس گناه میکند .لذا دور کردن هرچه باعث گناه میشود بهترین راه است .مالشه .حقشه.میتونه آتیش به مالش بزنه که داره میرنه.
۳-احساسم می گوید عدم حضور “آتناخسروی: به این ماجراربط دارد،نمی دانم چرا
۴-تعطیل کردن این محیط همان پاک کردن صورت مسئله است که عادت همه حکومت های خودکامه وآدم های بدون چاره است.
۵- آدم ها دچارتحول فکری میشوند ،رورگاری خودمن براثرافکارزمان خودم به آتاری به عنوان غول ودشمن وتهاجم فرهنکی وهمه صفت های بدنگاه می کردم امروز پسرم به کمتر ازایکس باکس رضایت نمی دهد.
۶-روزگاری ویدئو داشتن جرم بود وحرام ،امروز ماهواره داشتن جرم است وحرام .که هردونیاز زمان هستند
۷-آقای مدیر دریک محیط چندصدایی همیشه صداهای نکره ومزمزه نشده وجوددارد.تعطیلی اینجت کارصحیحی نیست.
آقای مدیر سایتی دیگی که فقط خودت حرف بزنی ومابشنویم .راه تواین است.
۸-من ۴۶سال دارم .یک انسان خیلی عادی .بااین نام جاهای دیگر هم فعالیت داشتم .اماعمده حضورم اینجا بود.اینفضای به دلیلی مراقبت شما فضای سالم تری بود .نکن این کارونکن
۹-آقای مدیر من ازطرف همه دوستان مجازی میخواهم این کاررانکنی .لطفا
درهرصورت هرجاهستی .موفق باشی آرزوی سلامتی برایت داریم.

A picture is worth a thousand words
مجازی (مطالب اعضای سایت)

A picture is worth a thousand words


• “A picture is worth a thousand words.”
• ترجمه: «تصویر از هزاران جمله گویاتر است»
o مترادف فارسی: «زلیخا گفتن و یوسف شنیدن// شنیدن کی بود مانند دیدن»

نیروی ذهن یا فرا روانشناسی
مجازی (مطالب اعضای سایت)

نیروی ذهن یا فرا روانشناسی


در علوم ماوراء الطبیعه تلاش می گردد تا که هستی شناسی و معرفت شناسی را به هم پیوند دهند. محققان ماورائ الطبیعه در ابتدا می بایست که به دلیل و مبنای هر چیز دست پیدا نموده و در ادامه به تحقیق درباره اصالت وجود و کشف اسراری که در پس باورهای مادی قرار دارند اهتمام ورزند. ماوراء الطبیعه هرگز توسط دانشمندان در رده علوم شناخته شده قرار نمی گیرد زیرا که مباحث آن قلمرو درون را مورد کنکاش قرار می دهند و اصولی را دنبال می نماید که فراتر از درک کنونی انسان بوده و خارج از محدوده کلیشه ای است که برای تفکر و اندیشه در نظر گرفته شده اما این حقیقت را نیز باید در نظر داشت که دستیابی بشر به تکنولوژی و پیشرفت سریع علوم مختلف نه تنها در ضدیت با علوم ماورائی نبوده که در بسیاری از مواقع در اثبات فرضیات آن تاثیر بسزائی داشته است.

باید پذیرفت که از شدت جنگ میان علم مادی گرا و ماوراء الطبیعه کاسته شده و اینطور به نظر می رسد که در آینده ای نزدیک با پیشرفت بیشتر تکنولوژی که بخش اعظم آن مرهون و مدیون ماوراء الطبیعه می باشد صلحی پایدار میان این دو برقرار خواهد گردید.

در واقع دلیل بروز این دشمنی مشخص نمی باشد زیرا که دانشمندان و عالمان بزرگ تاریخ چون “فیثاغورث ، ابن سینا ، خیام ، نیوتون ، آینشتاین ، ویکتور هوگو ، توماس ادیسون و …. همگی نگاه مثبتی به ماوراء الطبیعه داشته و بسیاری از دیدگاه هایشان بر اساس مباحث ماورائی بوده است. فرا روانشناسی یا پاراپسیکولوژی فرانسوی ها یا پاراسایکولوژی Parapsychology از شاخه های اصلی متافیزیک و مبحثی از علوم فراحسی و قدرتهای خارق العاده است که در زمینه نیروهای فوق عادی انسان بحث می کند.

اینکه چرا آنرا علم فراروانشناسی می نامند به این خاطر است که اولاٌ این نیروهای برتر به ذهن و روان انسان مربوط می شوند و ثانیاٌ در مباحث علمی خصوصاٌ علم روانشناسی توضیحی برای این پدیده ها یافت نشده و قادر به بیان دلایل فیزیکی بروز جنبش های فراروانی نمی باشند.همه ما دارای توانائیهای عادی و شناخته شده و نیز نیروهائی شگرف اما خاموش می باشیم اما هستند عده ای که یا بصورت مادرزادی و یا به روش اکتسابی و انجام تمارین مخصوص مراکز کنترل این نیروها را کشف و با فعال نمودن آنها از برخی از این نیروها استفاده می نمایند. در شاخه ای از علم “پاراسایکولوژی” این دسته از افراد را برحسب نوع توانائی و میزان آن طبقه بندی می نمایند. پاراسایکولوژی همچنین بر روی دلایل علمی وقع پدیده های غیر طبیعی تحقیق می نماید تا که با کشف علل وقوع این پدیده ها بتوان آنها را طبقه بندی و در راه پیشبرد تکنولوژی و دانش روحی از آنها استفاده نمود. به تعبیری دیگر علم فراروانشناسی بر روی پدیده هائی تحقیق می نماید که هیچ توضیح و یا تعریف علمی برای علل وقوع آنها موجود نمی باشد. باید این نکته را در نظر داشت که تحقیقات در زمینه علم فراروانشناسی بعلت همین ماهیت جستجو گر خویش هرگز نگاهی متعصبانه بر روی داشته های خویش نداشته تا که همواره مباحث خویش را با اتکاء بر علم روز دنبال نماید.

در سال ۱۸۸۲ و در “انجمن مطالعات پدیده های روحی” ، دانشمندان و محققان روحی با همکاری مدیوم های مشهور و با توانائی های بالا چون “آندرو جکسون دیویس” ، “خواهران فاکس” ، ” هلنا بلاواتسکی” ، “دانیل داگلاس” و “سر آرتور کنان دویل” سعی نمودند تا که بانی این امر گردند لذا تحقیقاتشان را بر روی این پدیده ها خصوصاٌ پدیده “تله پاتی” و “تجسد” متمرکز ساخته و به کشفیات مهمی که امروز سهم والائی در دانش روانشناسی ایفا نموده اند دست یافتند. در حقیقت این افراد را باید بانیان علم پاراسایکولوژی نامید. این انجمن همچنین بر روی سایر پدیده های روحی از جمله “پلترگست” ، ” شناور شدن جسم فیزیکی بر روی هوا” ، “نگارش روحی” و نیز فعالیت های اکتوپلاسمی هم تحقیقات کاملی را انجام داد و به نتایج قابل توجهی دست یافت که کماکان از برخی از این دستاوردها بعنوان منابع مرجع استفاده می شود.

در سال ۱۹۰۳ یکی از موسسان این انجمن بنام “فردریک ویلیام هنری میرز” با جمع بندی تحقیقاتی که طی این سالیان انجام پذیرفت رساله ای تحت عنوان “تنوع رفتاری و بقای ماهیت غیر مادی انسان” را چاپ نمود که مورد توجه بسیاری از دانشمندان سرشناس آن دوران قرار گرفت . در همان تاریخ “انجمن تحقیقات روحی” در ایالات متحده توسط “جیمز هروی هیسلوپ” تاسیس شد. این دو شخصیت یعنی “آرتور میرز” و “جیمز هیسلوپ” بعنوان موسسان و سخنگویان این دو انجمن سهم عمده ای در تاریخ علم نوین روحی ایفا نمودند و باعث شدند تا که شخصیت های بزرگی همچون “توماس ادیسون” ، “ویکتور هوگو” ، “پی یر و ماری کوری” و …… بسیاری دیگر به تحقیق و مطالعه در زمینه مباحث روحی علاقمند شده و جذب این دو انجمن گردند. با جذب چنین افراد سرشناسی نگاه جهانیان نیز در ارتباط با علم فراروانشناسی نیز تا حد چشمگیری افزایش یافت و پس از آن بود که یک چنین انجمن هائی در سراسر جهان تاسیس گردیدند . بجراٌت می توان اضهار داشت که یکی از عوامل تاثیر گذار بر تحول عظیمی که در زمینه علوم مختلف و خصوصاٌ سرعت غیر قابل باوری که در زمینه تحولات تکنولوژیک امروز مشاهده می شود مدیون همین تحقیقات در زمینه پاراسایکولوژی و ورود به عرصه ناشناخته ها و کشف علل مختلف بروز برخی از پدیده های غیر طبیعی بوده است.

در علم فراروانشناسی بیشترین نگاه معطوف به جنبش های فراروانی یا بهتر بگویم دریافت پیام هائی است که نه توسط همگان که تنها عده ای قلیل که به دو گروه “مدیوم ها” یا واسطه های برقراری ارتباط با ارواح و “سایکیک ها” یا گیرنده های امواج و پیام های روحی تقسیم می شوند صورت می گیرند.از جمله مهم ترین جنبش های فراروانی یا Extrasensory Prceptions که با حروف اختصاری “E.S.P” شناخته می شوند می توان به “تله پاتی” ، “روشن بینی” و “الهامات روحی” اشاره نمود.

راه دریافت اهن مورد نیاز بدن
مجازی (مطالب اعضای سایت)

راه دریافت اهن مورد نیاز بدن


راه دریافت آهن مورد نیاز بدن استفاده از منابع طبیعی و گیاهی است .

________________________________________

آهن یک ماده معدنی ضروری برای عملکرد صحیح بدن و سلامت جسم است. هر گلبول قرمز خون در بدن در هموگلوبین خود –رنگ دانه ای که اکسیژن را از ریه ها به بافت های بدن می رساند – حاوی آهن است. اما کمبود آهن در خون موجب کم خونی ناشی از فقر آهن می شود که یک کمبود غذایی متداول در کودکان به شمار می رود.

بدن برای ساختن هموگلوبین به آهن نیاز دارد . اگر مقدار کافی آهن موجود نباشد تولید هموگلوبین محدود می شود که در مقابل بر تولید گلبولهای قرمز اثر میگذارد. به کاهش مقدار هموگلوبین و گلبولهای قرمز در جریان خون آنمی یا کم خونی اطلاق می شود. از آنجایی که گلبولهای قرمز برای حمل و نقل اکسیژن در بدن لازمند- کم خونی یا آنمی به کاهش اکسیژنی که به سلول ها و بافت ها می رسد منجر می شود و در نهایت بر عملکرد آنها تاثیر منفی می گذارد. آنمی ناشی از فقر آهن که معمولا در اثر کمبود مصرف آهن رخ می دهد متداولترین علت کم خونی در کودکان است . در ۳۰ سال گذشته بخاطر افزودن آهن به غذاهای مخصوص کودکان و نوزادان –این نوع کم خونی با کاهش روبه رو بوده است.کم خونی ناشی از فقر آهن یک باره اتفاق نمی افتد بلکه کمبود آهن با گذشت زمان در فرد پیشرفت می کند که ابتدا با فقر آهن شروع می شود که در آن مقدار آهن موجود در بدن کاهش می یابد در حالی که آهن موجود در گلبولهای قرمز یکسان باقی می ماند.اگر فقر آهن بهبود نیابد – به کمبود آهن و در نتیجه به آنمی یا کم خونی ناشی از کمبود آهن منجر می شود.

علت کم خونی ناشی از کمبود آهن

کم خونی ناشی از کمبود آهن می تواند نتیجه علل و عوامل مختلف باشد که شامل این مواردند:آهن ناکافی در رژیم غذایی –جذب ضعیف آهن در بدن- از دست رفتن مداوم خون از بدن- که بیشتر به خاطر قاعدگی یا از دست رفتن خون در دستگاه گوارش اتفاق می افتد و دوره های رشد سریع.

رژیم غذایی که در آن مقدار کمی آهن وجود داشته باشد معمولا متداول ترین علت کم خونی در نوزادان -کودکان و نوجوانان است . بچه هایی که خوب غذا نمی خورند یا غذاهایی می خورند که منابع خوبی از آهن نیستند در معرض این مشکل قرار دارند .فقر یکی از عوامل دخیل در ابتلا به کم خونی ناشی از کمبود آهن است زیرا که خانواده هایی در زیر خط فقر زندگی می کنند هزینه لازم برای تهیه مواد غذایی سرشار از آهن را ندارند. کمبود آهن می تواند باعث شود بدن سرب بیشتری جذب کند که خطر مسمومیت سرب در کودکان بویژه آن هایی که در خانه های قدیمی تر زندگی می کنند را بالا می برد . ترکیب کم خونی ناشی از کمبود آهن و مسمومیت سرب باعث مریض شدن بچه ها و قرار دادن آن ها در خطر مشکلات یادگیری و رفتاری می شود.

در طول کودکی و نوجوانی –بدن به آهن بیشتری نیاز دارد . بچه ها در طول دوره هایی که رشد سریع تری دارند بیشتر در معرض ابتلا به کم خونی ناشی از کمبود آهن اند زیرا ممکن است مقدار کافی آهن از رژیم غذایی خود دریافت نکنند. در نوزادان- استفاده کم از غذاهای تقویت شده با آهن و تغذیه با شیر گاو می تواند موجب بروز کم خونی ناشی از کمبود آهن شود. شیر گاو مقدار کمی آهن که برای رشد کودک و نوزاد مهم است را دارد و باید جایگزین مواد سرشار از آهن طبیعی شود . شیر جذب آهن را کاهش می دهد و می تواند موجب تحریک پوشش روده نیز شود که کمی خونریزی ایجاد می کند. این از دست دادن تدریجی خون از طریق مدفوع که با مصرف کم آهن ترکیب شود-در نتیجه منجر به کم خونی و آنمی می شود.

به یاد داشته باش…
مجازی (مطالب اعضای سایت)

به یاد داشته باش…


دو مرد در کنار دریاچه ای مشغول ماهیگیری بودند.

یکی از آنها ماهیگیر با تجربه و ماهری بود اما دیگری ماهیگیری نمیدانست.

هر بار که مرد با تجربه یک ماهی بزرگ می گرفت، آنرا در ظرف یخی که در کنار دستش بود می انداخت تا ماهی ها تازه بمانند ، اما دیگری به محض گرفتن یک ماهی بزرگ آنرا به دریا پرتاب می کرد.

ماهیگیر با تجربه از اینکه می دید آن مرد چگونه ماهی را از دست می دهد بسیار متعجب بود.

لذا پس از مدتی از او پرسید : چرا ماهی های به این بزرگی را به دریا پرت می کنی ؟

مرد جواب داد : آخر تابه من کوچک است !

گاهی ما نیز همانند همان مرد، شانس های بزرگ، شغل های بزرگ، رویاهای بزرگ و فرصت های بزرگی را که خداوند به ما ارزانی می دارد را قبول نمی کنیم.

چون ایمانمان کم است .

ما به یک مرد که تنها نیازش تهیه یک تابه بزرگتر بود می خندیم، اما نمی دانیم که تنها نیاز ما نیز، آنست که ایمانمان را افزایش دهیم .

خداوند هیچگاه چیزی را که شایسته آن نباشی به تو نمی دهد.

این بدان معناست که با اعتماد به نفس کامل از آنچه خداوند بر سر راهت قرار می دهد استفاده کنی.

هیچ چیز برای خدا غیر ممکن نیست .

به یاد داشته باش :

به خدایت نگو که چقدر مشکلاتت بزرگ است،

به مشکلاتت بگو که چقدر خدایت بزرگ است

جایگاه راز زندگی
مجازی (مطالب اعضای سایت)

جایگاه راز زندگی


روزی که خداوند جهان را آفرید، فرشتگان مغرب را به بارگاه خود فرا خواند و از آنها خواست تا برای مشخص کردن جایگاه راز زندگی پیشنهاد بدهند.

یکی از فرشتگان به پروردگار گفت: آن را در زمین مدفون کن

فرشته ی دیگری گفت : آن را در زیر دریا ها قرار بده

سومی گفت: راز زندگی را در کوهها قرار بده

ولی خداوند فرمود اگر من بخواهم به گفته های شما عمل کنم فقط تعداد کمی از بندگانم قادر خواهند بود آن را بیابند، در حالی که من می خواهم راز زندگی در درسترس همه ی بندگانم باشد.

در این هنگام یکی از فرشتگان گفت: فهمیدم کجا ای خدای مهربان

راز زندگی را در قلب بندگانت قرار بده زیرا هیچکس به این فکر نمی افتد که برای پیدا کردن آن باید به قلب و درون خویش نگاه کند.

و خداوند این فکر را پسندید.

پندها:

گاهی وقتا فراموش می کنیم به دل خود رجوع کنیم، در زندگی به مشکلی برخورد می کنی، اما راه حل آن را غیر از دل خویش جستجو می کنیم.

قلب انسان بهترین جایگاه برای راز زندگی است، این جایگاه را فراموش نکنیم و همیشه به آن سر بزنید تا راز زندگی یادمان نرود.

دین و شناخت خدا
مجازی (مطالب اعضای سایت)

دین و شناخت خدا


سر آغاز دين خدا شناسي است ؛وكمال شناخت خدا؛باور داشتن او؛وكمال باور داشتن خدا؛شهادت به يگانگي اوست؛وكمال توحيد اخلاص و كمال اخلاص،خدا را از صفات مخلوقات جدا كردن است؛زيرا هر صفتي نشان مي دهد كه غير از موصوف ،وهر موصوفي گوتهي مي دهد كه غير از صفت است پس كسي كه خدا را با صفت مخلوقات تعريف كند او را به چيري نزديك كرده وبا نزديك كردن خدا به چيزي ،دو خدا مطرح شده وبا مطرح شدن دو خدا ،اجزايي براي او تصور نموده وبا تصور اجزا براي خدا،اونشناخته است.وكسي كه خدا را نشناسد به سوي او اشاره مي كند و هر كس به سوي خدا اشاره كند ،او را محدود كرده به شمار مي آورد.وآن كس كه بگويد(خدا در چيست؟)او را درچيز ديگري پنداشته است وكسي كه بپرسد (خدا برروي چه چيزي قراردارد؟)به تحقيق جايي را خالي از او در نظر گرفته است،در صورتي كه خداوند همواره بوده ،واز چيز به وجود نيامد ه است.با همه چيز هست،نه اين كه همشين آنها باشد ؛ وبا همه چيز فرق دارد نه اين كه از آنان جدا وبيگانه باشد،انجام دهنده ي همه كارها است ،بدون حركت وابزار ووسيله ،بيناست حتي در آن هنگام كه پديده اي وجود نداشت ،يگانه وتنها است ،زيرا كسي نبوده تا با او انس بگيرد ويا از فقدانش وحشت كند.