مجازی (مطالب اعضای سایت)

1747مطلب موجود می باشد.

مطالبی که خوانندگان و اعضای سایت جامعه مُجازی Mojazi.ir درج کرده اند.

چند توصیه به یاس خوبم
مجازی (مطالب اعضای سایت)

چند توصیه به یاس خوبم


با سلام

بر مشارطه ومراقبه ومحاسبه ومعاقبه همت بگمار

خدای متعال را همیشه ناظر وحاضر ببین ،اگر غفلتی شد معذرت خواهی بکن واستغفار .

از دژهای نگاهبان اسلام عزیز ،روحانیت معظم ومتعهد وظلم ستیز وپارسا کناره مگیر

که هر که اهل حق را رها کند ،گرفتار دیو بیابان شود !

سخنان امام خمینی ره که پشتیبان ولایت فقیه باشید تا مملکت آسیبی نبیند را ،پیوسته

در نظر داشته باش .ودر عظمت وبزرگواری آیت الله خامنه ای حفظه الله ،شک مکن به هیچ وجه ،

که اگر چنین کنی ،در گرداب شک وبد دلی سر گردان خواهی شد .

مواظب نماز اول وقتت همیشه باش ،وزیارات ویاد ائمه معصومین سلام الله علیهما .

هر چند نا امیدی درب دلم را بزند
مجازی (مطالب اعضای سایت)

هر چند نا امیدی درب دلم را بزند


هر چند نا امیدی درب دلم را بزند

آرام وقرار را از تمام زوایای جانم بزداید

اما یاد تو ای هستی بخش همه هستی ،مرا آرام می کند

که تویی خدای مهربانم ،وآرامش بخش وروزی ده ام

به حق آن کسانی که در نزد تو بالاترین ارزش را دارند

مرا بی هویت مکن

ومرا به خودم وامگذار

وعزتم را به ذلت تبدیل مکن

که همه کار به دست توست

ویاری کننده تنها تویی

ای مهربان ترین مهربانان

فنگ شویی
مجازی (مطالب اعضای سایت)

فنگ شویی


شاید از هنگامی که بشر در قرن ۲۱ خود را از مبانی اصیل الهی دور کرد و با پیشرفت روز افزون علم از معنویت فاصله گرفت و به مرز افسردگی رسید؛ بر آن شد که به دنبال معنویتی برود که ساخته خود او باشد تا در پس آن، دنیای ایده‌آل را جست‌وجو کرده و به خوشبختی مورد انتظار خود دست یابد. اما . . .

در محیط اطراف ما نیز گاهی شنیده می‌شود که برخی افراد به دنبال خوشبختی خیالی خود به سمت عرفان‌های خوش‌ آب و رنگ اما پوچ کشیده می‌شوند. «فنگ‌شویی» نیز یکی از مواردی است که در ایران طی چندین سال فعالیت، توانسته علاقه‌مندان را به سوی خود جذب کند، اما اینکه صحت و سقم فنگ‌شویی تا چه میزان است، بررسی بیشتری را می‌طلبد که در این گزارش آن را پیگیری می‌کنیم.

* فنگ‌شویی؛ خرافه یا واقعیت؟

در تعریف فنگ‌شویی آورده‌اند؛ به معنای باد و آب است، یک فلسفه و فن باستانی در چین است و برای پیدا کردن دکوراسیون مناسب و چیدمان درست اشیا در ساختمان‌های مسکونی، تجاری، باغ و غیره استفاده می‌شود تا بهترین اثر را بر سلامتی، شادی، موفقیت، هماهنگی و به طور کلی انرژی مثبت چی داشته باشد. مهم‌ترین چیزهایی که باید رعایت کرد، پرهیز از بی‌نظمی و هرگونه انباشتگی، استفاده از رنگ‌های مناسب، خطوط منحنی، در نظر گرفتن جهت‌های مناسب است، البته امروزه به طور رسمی در چین آن را خرافات می‌دانند.

هنگامی که به برخی فروشگاهای عرضه محصولات فنگ‌شویی مراجعه می‌کنیم، با این جملات روبه‌رو می‌شویم: این اجناس باعث آمدن برکت به خانه شما می‌شود، این نشان‌ها می‌تواند، رابطه شما را با همسرتان بهتر کند، این مجسمه شب‌ها روح خود را در اتاق به حرکت در می‌آورد و انرژی‌ آن را عوض می‌کند، اینکه چقدر یک مجسمه و یا نماد می‌تواند، با خود این ره‌آورد را به ارمغان بیاورد، سوالی است که شاید ذهن بسیاری را با خود مشغول کرده است.

برای بررسی اینکه چه مقدار از نشان‌ها و نمادهای فنگ‌شویی در بازار وجود دارد، به برخی از فروشگاه‌های مجسمه‌فروشی سر می‌زنیم.

خانم فروشنده‌ای که سرتاسر مغازه‌اش با انواع و اقسام مجسمه پر شده است و در میان آنها مجسمه بودا و قورباغه سه پا نیز به چشم می‌خورد، در پاسخ به این سؤال که آیا مجسمه فنگ‌شویی را در مغازه دارید، با حالتی تعجب گونه بیان می‌کند: فنگ‌شویی چیست؟ مرد جوانی هم که خبری از نمادهای فنگ‌شویی در مغازه‌اش نیست،‌ انگار برای نخستین بار این واژه را می‌شنود و

شاید از هنگامی که بشر در قرن ۲۱ خود را از مبانی اصیل الهی دور کرد و با پیشرفت روز افزون علم از معنویت فاصله گرفت و به مرز افسردگی رسید؛ بر آن شد که به دنبال معنویتی برود که ساخته خود او باشد تا در پس آن، دنیای ایده‌آل را جست‌وجو کرده و به خوشبختی مورد انتظار خود دست یابد. اما . . .

در محیط اطراف ما نیز گاهی شنیده می‌شود که برخی افراد به دنبال خوشبختی خیالی خود به سمت عرفان‌های خوش‌ آب و رنگ اما پوچ کشیده می‌شوند. «فنگ‌شویی» نیز یکی از مواردی است که در ایران طی چندین سال فعالیت، توانسته علاقه‌مندان را به سوی خود جذب کند، اما اینکه صحت و سقم فنگ‌شویی تا چه میزان است، بررسی بیشتری را می‌طلبد که در این گزارش آن را پیگیری می‌کنیم.

* فنگ‌شویی؛ خرافه یا واقعیت؟

در تعریف فنگ‌شویی آورده‌اند؛ به معنای باد و آب است، یک فلسفه و فن باستانی در چین است و برای پیدا کردن دکوراسیون مناسب و چیدمان درست اشیا در ساختمان‌های مسکونی، تجاری، باغ و غیره استفاده می‌شود تا بهترین اثر را بر سلامتی، شادی، موفقیت، هماهنگی و به طور کلی انرژی مثبت چی داشته باشد. مهم‌ترین چیزهایی که باید رعایت کرد، پرهیز از بی‌نظمی و هرگونه انباشتگی، استفاده از رنگ‌های مناسب، خطوط منحنی، در نظر گرفتن جهت‌های مناسب است، البته امروزه به طور رسمی در چین آن را خرافات می‌دانند.

هنگامی که به برخی فروشگاهای عرضه محصولات فنگ‌شویی مراجعه می‌کنیم، با این جملات روبه‌رو می‌شویم: این اجناس باعث آمدن برکت به خانه شما می‌شود، این نشان‌ها می‌تواند، رابطه شما را با همسرتان بهتر کند، این مجسمه شب‌ها روح خود را در اتاق به حرکت در می‌آورد و انرژی‌ آن را عوض می‌کند، اینکه چقدر یک مجسمه و یا نماد می‌تواند، با خود این ره‌آورد را به ارمغان بیاورد، سوالی است که شاید ذهن بسیاری را با خود مشغول کرده است.

برای بررسی اینکه چه مقدار از نشان‌ها و نمادهای فنگ‌شویی در بازار وجود دارد، به برخی از فروشگاه‌های مجسمه‌فروشی سر می‌زنیم.

خانم فروشنده‌ای که سرتاسر مغازه‌اش با انواع و اقسام مجسمه پر شده است و در میان آنها مجسمه بودا و قورباغه سه پا نیز به چشم می‌خورد، در پاسخ به این سؤال که آیا مجسمه فنگ‌شویی را در مغازه دارید، با حالتی تعجب گونه بیان می‌کند: فنگ‌شویی چیست؟ مرد جوانی هم که خبری از نمادهای فنگ‌شویی در مغازه‌اش نیست،‌ انگار برای نخستین بار این واژه را می‌شنود و می‌پرسد: چه جور مجسمه‌ای است؟

بالاخره در یکی از نقاط شمالی شهر مغازه‌ای را یافتم که به طور فروش عمده نشان‌ها و مجسمه‌های فنگ‌شویی را به فروش می‌رساند. خانم م-ف درباره فعالیتش‌ می‌گوید: حدود ۲۵ سال است که در کار فروش وسایل فنگ‌شویی هستم و مردم به خوبی از این نمادها استقبال می‌کنند. بیشتر مشتری‌هایم را نیز خانم‌ها تشکیل می‌دهند. وقتی از او درباره میزان اعتقادش به فنگ‌شویی سؤال می‌شود در پاسخ می‌گوید: اعتقادی به فنگ‌شویی ندارم و خرافه‌ای بیش نیست!

خانم میانسالی به نام زهره ـ‌ الف که برای خرید در مغازه حضور داشت‌ـ نیز در پاسخ به این پرسش که چرا از مجسمه فنگ‌شویی استفاده می‌کنید، می‌گوید: اصلاً نمی‌دانم فنگ‌شویی چیست، من فقط برای زیبایی این مجسمه را خریده‌ام.

خانم دیگری که کنجکاوانه به صحبت‌های ما گوش می‌داد با شور و هیجان خاصی می‌گوید: خانم! فنگ‌شویی حقیقت دارد، از زمانی که من دکوراسیون خانه‌ام تغییرات ایجاد کردم و از این مجسمه‌ها استفاده کردم، زندگی‌ام از این رو به آن رو شده‌است. از او پرسیدم با فنگ‌شویی کجا آشنا شدید و پاسخ داد: در کلاس یوگا! مربی در خصوص نقش فنگ‌شویی در تحول زندگی صحبت کرد و جزوه‌ای هم برای آشنایی بیشتر به ما داد. با دو نفر دیگر در خارج از مغازه درباره فنگ‌شویی سوال کردم، ابراز بی‌اطلاعی می‌کردند.

* ۶۰هزار تومان، ‌هزینه دو روز کلاس آموزش فنگ‌شویی!

برای کسب اطلاعات بیشتر در خصوص فعالیت‌های انجام شده به منظور ترویج فنگ‌شویی در جامعه ایرانی با کلاس‌های آموزش «فنگ‌شویی» تماس می‌گیرم؛ صدایی که متعلق به یک خانم جوان است، گوشی را بر می‌دارد و پس از اینکه مطمئن می‌شود از سوی یک آشنا تماس گرفته‌ام، هزینه شرکت در کلاس‌ها را ۶۰ هزار تومان و به مدت دو روز اعلام می‌کند.

به مؤسسه دیگر که زنگ می‌زنم، منشی تا زمانی که خیالش از بابت معرف آسوده نمی‌شود، پاسخ نمی‌‌دهد. از او می‌خواهم اندکی از فنگ‌شویی بگوید، منشی با کمی مکث می‌گوید: «علمی است که درباره چگونگی چیدمان لوازم منزل صحبت می‌کند». منتظر ماندم بیشتر توضیح دهد، ولی انگار چیز بیشتری نمی‌دانست، از او درباره سطح علمی استاد پرسیدم، فوری جواب می‌دهد: «استاد دارای مدرک دکترای روانشناسی هستند البته در حال حاضر ایران نیستند!».

شاید از هنگامی که بشر در قرن ۲۱ خود را از مبانی اصیل الهی دور کرد و با پیشرفت روز افزون علم از معنویت فاصله گرفت و به مرز افسردگی رسید؛ بر آن شد که به دنبال معنویتی برود که ساخته خود او باشد تا در پس آن،

احیای یک گیاه ۳۱ هزار ساله
مجازی (مطالب اعضای سایت)

احیای یک گیاه ۳۱ هزار ساله


قدیمی ترین و پایدارترین ارگانیزم زنده و چندسلولی زمین با کمک دانه هایی که در حدود ۳۰ هزار سال پیش توسط سنجابها در سیبری دفن شده بودند، دوباره احیا شد. .

به گزارش مهر، دانه های گیاه “سیلن استنوفیلا” که به عنوان قدیمی ترین گیاه و ارگانیزمی که بر روی زمین زندگی می کرده، شناخته می شود، به واسطه سرمای سیبری در حالت خواب زمستانی قرار گرفته بود و محققان توانستند از این دانه ها به عنوان مخزنی از ژنهای منجمد برای احیای این گیاه استفاده کنند.

این موفقیت به آن معنی است که این امکان وجود دارد که تعدادی از گونه های اولیه حیات که مدت زمان طولانی از ناپدید شدن آنها از سطح زمین می گذرد، در رسوبات منجمدی در گوشه و کنار جهان پنهان شده اند. همچنین موفقیت در احیای گیاه سیلن به آن معنی است که امکان احیای حیات کشف شده بر روی سیاره های منجمدی مانند مریخ وجود خواهد داشت.

دانه های گیاه سیلن از میان لانه فسیل شده سنجاب قطبی زمینی که در عصر یخبندان در نزدیکی منطقه کنونی “کولیما” در روسیه زندگی می کرده، کشف شده است.

دانشمندان با استفاده از میکروسکوپهای قدرتمند دریافتند این دانه ها به گیاه سیلن اختصاص دارند، گیاهی کوچک با گلهای ریز سفید رنگ که هنوز هم در این منطقه می رویند. تنها تفاوت میان این دانه ها که در عمق ۳۸ متری از زمین کشف شده اند و دانه های گیاه مدرنی که در این منطقه رشد می کنند بزرگتر بودن ابعاد دانه های جدیدتر است.

گیاه احیا شده سیلن

محققان با استفاده از شیوه تاریخ گذاری رادیوکربن دریافتند سن این دانه ها از ۳۱ هزار و ۵۰۰ تا ۳۲ هزار و ۱۰۰ است. این دانه ها پس از دفن شدن به سرعت منجمد شده اند و از این رو کوچکترین تغییری در ساختار آنها ایجاد نشده است.

محققان روسی لابراتوار مطالعات خاک در مسکو می گویند این رسوبات در منطقه ای از خاک کشف شده اند که درجه حرارت آن منفی هفت درجه سانتی گراد بوده است. این محققان در محیطی کاملا استریل و با استفاده از شیوه ای نوین گیاه را از تک دانه احیا کردند. به این شکل گیاه بارور سیلن را دوباره به وجود آوردند.

یک سال بعد این گیاه ۳۱ هزار ساله که تفاوت زیادی با نمونه مدرن خود دارد، گل داد، میوه به وجود آورده و دانه دار شد.

www.NiceNews.IR

شرط و شروط یک گور خر برای غذا خوردن در باغ وحش
مجازی (مطالب اعضای سایت)

شرط و شروط یک گور خر برای غذا خوردن در باغ وحش


شرط و شروط یک گور خر برای غذا خوردن در باغ وحش + عکس

 

 

شرط و شروط یک گور خر برای غذا خوردن در باغ وحش + عکس |لیموترش دات نت|

 

 

در ادامه ی مطلب……!

 

یکی از کارکنان باغ وحش چینی «ووهان» مجبور است هر روز تی‌شرتی با راه راه سیاه و سفید بپوشد، چون گورخر تازه ‌متولد شده در این باغ‌ وحش فقط در صورتی غذا می خورد که این مرد را در این لباس ببیند.

این گورخر حدودا یک ماهه، در اوایل ماه جاری میلادی در باغ وحش «ووهان» به دنیا آمد و پنج روز پس از تولد، مادر خود را از دست داد.

چن نونگ، مردی که به این گورخر کوچولو غذا می‌دهد و مجبور است هر بار لباس راه راه سیاه و سفید بپوشد، می‌گوید: پدر گورخر مسوولیت کره خود را به عهده نمی‌گیرد و هر بار که سعی می‌کنیم آنها را با هم مواجه کنیم، گورخر نر به محض دیدن کره‌اش به او لگد می‌زند.

به گزارش روزنامه چاینا دیلی، چن می‌گوید: هر بار که من لباس سیاه و سفید راه راه می‌پوشم گورخر کوچولو بسیار هیجان‌زده می‌شود و فقط در صورتی شیر می‌خورد که من را در این لباس ببیند، در غیر این صورت از غذا خوردن امتناع می‌کند.

چن نام این گورخر یک ماهه را «پنج‌کوچولو» گذاشته است، چون فقط پنج روز را با مادرش گذراند.

 

شرط و شروط یک گور خر برای غذا خوردن در باغ وحش + عکس |لیموترش دات نت|

@@@$$$$$$$$%%%%%%%%%%%%@@@@@@@@@@@#############$$$$$$$$$$$$$$$$$%%%%%%%%%%%%%%%

 

توضیحکوچکیدرموردنحوهشرکتدربحثهایچرخوفلک  میدهم

۱-ابتدابهنشانیفوقبروید http://khabarineh.ir/pages/75/forum/

۲-یازدهبحثدراینصفحهاستکهدریازدهردیفاستسمتچپبالایهرریفبهرنگآبیآخرینپاسخارسالیونامآخرینفرستندهنوشتهشده . روی  قسمتآبی(ساعتوتاریخ)کلیککنید

۳-دراینصفحهپاسخهایجدیدنوشتهشدهاست .لطفاپاینصفحهسمتچپرفتهرویعبارتجوابجدیدکلیککنید

۴-پنجرهایبازمیشودداخلآنمتنخودرابنویسی  ورویکلمهارسالکلیککن

۵-متشکرم.متنشمارویصفحهبحثهااستوهمینطورمیتوانیبههمهیاهرکدام۱۱بحثکهعلاقهمندبودیجواببدهی

متشکرم .منتظرهمراهیشماهستم.احمد

چینی ها می گویند…
مجازی (مطالب اعضای سایت)

چینی ها می گویند…


کسی به محکمه شکایت کند گربه خو درابدست خواهدآورد ولی گاوش راازدست خواهد داد.
@چرخ وفلک@یادت نره!!!!!

کلک مرغابی
مجازی (مطالب اعضای سایت)

کلک مرغابی


كلك زدن

اين عبارت كنايه است از ترفند زدن، شگرد زدن و يا حقهبازي كردن. كلك معاني گوناگوني دارد، از جمله آتشدان گلي و سفالين، بستههاي چوب و ني و علف كه بر هم ميبندند تا از آب عبور كنند، شوم و نامبارك، غوزه پنبه، گاوميش نرينه جوان، مصغّر كل به معني كچل و…، اما در اين مثل به چه معني است؟

كشاورزان شمالي در نواحي ساحلي و مردابها به صيد مرغابي نيز اشتغال دارند، اما چگونه به صيد ميپردازند؟

ابتدا حوضچهاي ميسازند با ديوارههايي از چوب ني و سقف توري البته اين حوضچهها از داخل آب با يكديگر مرتبط هستند. وقتي مرغابيها در آسمان به پرواز درميآيند، شكارچي يكي از مرغابيهاي تربيت شده خود را در آسمان رها ميكند تا رهزن مرغابيها شود. مرغابي مزبور به “مگ مگ” كردن ميپردازد تا مرغابيها را به محل موردنظر بكشاند. اگر موفق شد كه فبها، اگر نشد مرغابي ديگري رها ميكند.

بدين ترتيب اين مرغابيهاي اهلي آن قدر ” مگ مگ” و “وگ وگ” ميكنند تا فوج مرغابيها را به مكان مزبور بكشانند. در اين حال شكارچي سر از آب به درميآورد. اين عمل شكارچي، به اين معني است كه مرغابيهاي اهلي از زير آب به حوضچه ديگر بروند. شكارچي بلافاصله تور را ميكشد و مرغابيها را به دام مياندازد. سپس فارغالبال، هر دو بال مرغابيها را در داخل هم طوري ميگيرد كه نتوانند پرواز كنند (اين عمل را به زبان مازندراني “غازبال” ميگويند).

به حوضچه موردنظر با ديوارههايي از چوب و ني و سقف توري كلك ميگويند. ظاهراً عبارتهاي “كلك مرغابي” و “كلك رشتي” از همين جا ريشه گرفته است.

فرانسوی ها می گویند:
مجازی (مطالب اعضای سایت)

فرانسوی ها می گویند:


ازدواج زود اش اشتبا ه بزرگ است ودیر اش اشتبا ه بزرگترازآن است .”فرانسوی”

باران وانسان
مجازی (مطالب اعضای سایت)

باران وانسان


بعضی آدم‌ها باران را احساس می‌کنند

بقیه فقط خیس می‌شوند . . .

(باب دیلان)

.

ذهن انسان
مجازی (مطالب اعضای سایت)

ذهن انسان


ذهن انسان احمق مانند مردمک چشم است

هر چه نور بیشتر بتابانی تنگ تر می شود . . .

@

@

@

@

@@@@@@@

 

خب حالاکه مطلب راهم رویت کردید لطفا  لینک زیر رابازکنید و

درگروه چرخ وفلک هم دوری بزنید.دوست داشتی عضوشو .نظرات خودرابفرست خوشحال میشوم

@گروه چرخ وفلک@شروع به چرخش کرد لطفا به این گروه سربزنید

 ودربحث هاشرکت کنید @البته اگه سرتون گیج نمیره@@

نشانی خانه دوست:http://khabarineh.ir/pages/75/forum/

 

.

مشکلات زندگی
مجازی (مطالب اعضای سایت)

مشکلات زندگی


هیچ وقت از مشکلات زندگی ناراحت نشو، کارگردان همیشه سخت ترین نقش ها را به بهترین بازیگر می دهد.

دوست داشتن
مجازی (مطالب اعضای سایت)

دوست داشتن


اون کسی رو که دوست داری هر چند وقت یکبار بهش یاد آوری کن ، تا فراموش نکنه قلبت براش می تپه ، و این یک یاد آوریست . (شکسپیر)

میخوای پولدارشی؟
مجازی (مطالب اعضای سایت)

میخوای پولدارشی؟


مجله موفقیت: جیم ران، جمله بسیاری باشکوهی دارد: اگر به اندازه کافی دلیل برای انجام کاری داشته باشید، پس قادر به انجامش خواهید بود. ما بسیاری از کارهای روزانه را انجام می دهیم، به راحتی آب خوردن، چراکه برای انجام ندادن و غیرممکن بودنشان، هیچ دلیلی نداریم. حالا اگر برای پولدارشدن یا نشدن در ایران امروز هم بهانه ها یا دلایلی داشته باشیم، لابد تکلیف ما نیز روشن خواهد شد.

ده بهانه برای پولدارنشدن در ایران امروز

۱ – پول نداریم. وقتی که پول نداریم، دقیقا با چه چیزی باید کار کنیم؟ وقتی می خواهیم کارگاهی را احداث یا شرکتی را تاسیس کنیم، باید روی هوا ساختمانش را بسازیم؟ پول که نباشد، نمی توان هیچ کاری کرد.

۲ – طرح داریم، می خواهیم از بانک ها پول بگیریم، اما برای وام دادن حسابی ما را اذیت می کنند. ضامن می خواهند و امروز و فردا می کنند و هزارتا بامبول دیگر درمی آورند. با این شرایط، همان بهتر که کاری نکنیم.

۳ – پارتی به اندازه کافی نداریم که سفارش ما را به دیگران بکند و کارمان را راه بیندازند. نه می توانیم مجوز بگیریم، نه می توانیم کارهای اداری مان را پیش ببریم و… پارتی که نباشد، همه چیز روی هواست.

۴ – مثلا چه کاری باید انجام بدهیم؟ همه تولیدی ها دارند می نالند و همه کسانی که کاری را شروع کرده اند، از نبود امکانات و تحریم های ریز و درشت و… آهشان به هوا برخاسته است. وقتی کارکشته های بازار دارند می نالند، ما برویم این وسط و چه کاری را راه بیندازیم؟ طرح از کجا بیاوریم؟

۵ – رقبای ما از شرکت های دولتی بوده و از رانت های اطلاعاتی، مالی و حمایتی برخوردارند. وقتی که آنها از چنین رانت هایی برخوردارند، ما باید چه قیمت هایی بدهیم و چه کارهایی بکنیم که بتوانیم از پس این رقابت برآییم؟

۶ – با این وضعیت تحریم ها، دیگر نمی توانیم روی صادرات و واردات حساب باز کنیم و وقتی هم که نتوانیم مواد اولیه وارد و محصولات خودمان را صادر کنیم، از کجا پول بیاوریم و به کارمان ادامه بدهیم؟

۷ – این چینی ها، پدر بازار را درآورده اند. توی هر حوزه ای که بخواهیم وارد بشویم، چینی ها حضور داشته و با قیمت های زیر بازار، توان رقابت را از ما گرفته اند. در مقابلشان هم نمی توان هیچ کاری کرد.

۸ – قوانین تجاری و اقتصادی کشور، ماه به ماه و سال به سال و حتی گاهی هفته به هفته در حال عوض شدن است. چیزی که تا دیروز ارزش اقتصادی حساب می شد، ممکن است ماه بعد، یک تهدید اقتصادی برای دارنده اش محسوب شود. واقعا با این قانونگذاری های سیال و ماه به ماه، نمی شود روی چیزی حساب باز کرد.

۹ – هزینه زندگی بالاست. هزینه سوخت و ساختمان و اجاره بالاست. هزینه نیروی کار در ایران بالاست. مالیات و عوارض و… را هم حساب کنید. مشتری ها هم که همه اش دنبال قیمت ارزان تر هستند. واقعا نمی شود کاری کرد. تازه، ممکن است پولمان را هم بخورند و یک لیوان آب هم رویش.

۱۰ – شما هم دل خوشی دارید ها! وضع را نمی بینید؟ اصلا هیچ دلیلی برای پولدارشدن نیست، خیلی متوهم هستید و همیشه فضایی صحبت می کنید و…

و تنها یک دلیل برای پولدارشدن در ایران امروز

شما در کنار دریایی هستید که می توانیم اسمش را اقتصاد امروز ایران بگذاریم. این دریا، بسیار بزرگ است و حتی امکان دارد وسط آن، گم شوید. این دریا، یا آرام و آفتابی است، یا ابری بوده و احتمال توفانی بودنش می رود، دریا واقعا توفانی است و موج های بزرگی دارد و اصلا نمی شود واردش شد و خیلی خطرناک است و…

جز این است؟ در مرحله اول، شما کاملا واقعی نگاه می کنید و می فهمید که این دریای اقتصاد، در چه وضعی است. این کار را که می توانید انجام بدهید، نمی توانید؟ ساده تر از این کار هم وجود دارد دارد؟ هرکسی درباره اقتصاد ایران، حرف هایی برای گفتن دارد. شما می توانید با یک مشاور اقتصادی گپ زده و یکی، دو روزنامه یا سایت تخصصی اقتصادی را دنبال کنید تا بفهمید که وضع به چه منوال است. کمی هم هواشناسی یاد بگیرید.

شما ساده ترین کارها را هم باید اول یاد بگیرید و تمرین کنید، تا بعد انجامش بدهید، درباره اقتصاد نمی خواهید این روش را به کار ببرید؟ از روی ابرها و نوع امواج و… می توان توفان را پیش بینی کرد. از روی طرح ها و برنامه ها و اتفاقات اقتصادی و اجتماعی و سیاسی هم، می توان هوای آینده اقتصاد را پیش بینی کرد. واقعا کار سختی نیست.

بعد از شناسایی وضع موجود، به یکی از چند نتیجه ای که ذکر کرده ایم، می رسید، جز این است؟

اگر هوای اقتصادی ایران، یا هر جای دیگر، صاف و آفتابی بود، به شنا رفته، از سواحل این دریا لذت برده و کلی صفا کنید، به اعماق آب رفته و ماهی و مروارید صید کنید.

اگر هوای اقتصادی ایران، یا هر جای دیگر، ابری بوده و احتمال توفانی بودنش می رود، زیاد جلو نروید، کاملا مجهز باشید و تا نشانه های توفان پیدا شد، سریع به سمت ساحل برگردید.

اگر هم در مرحله سوم بودید و توفانی پیش رویتان مشاهده کردید، یا از ناخدای کارکشته ای استفاده کنید، یا با کشتی محکم و قابل اطمینانی به دریا بروید یا کنار ساحل و در خانه گرم و نرمتان، منتظر بمانید که توفان، تمام بشود.

مهم، این است که همه چیز را بدانید و برایش برنامه ریزی کنید؛ مهم این است که قدرت پیش بینی داشته باشید و این اتفاق، فقط در سایه آگاهی، شدنی است. کسانی که آگاهی اقتصادی ندارند، به راحتی در آستانه یک توفان، به دریا رفته و غرق می شوند. یا اینکه اصلا نمی دانند چه اتفاقی خواهد افتاد و در نتیجه، هیچ گاه به دریا نمی روند و دستاوردی هم به دست نخواهند آورد.

 این چیزی که نوشتم، خیلی فضایی است؟ البته برای کسانی که تخصص در کار ندارند، کار متخصصان، نوعی جادوگری است؛ درحالی که برای خود این متخصصان و آگاهان، یک کار کاملا معمولی و روزمره است؛ درست مثل نفس کشیدن.

@@@@@@@@@@@@@@@@@@

خب حالاکه راه پولدارشدن راهم رویت کردید لطفا  لینک زیر رابازکنید و

درگروه چرخ وفلک هم دوری بزنید.دوست داشتی عضوشو .نظرات خودرابفرست خوشحال میشوم

@گروه چرخ وفلک@شروع به چرخش کرد لطفا به این گروه سربزنید

 ودربحث هاشرکت کنید @البته اگه سرتون گیج نمیره@@

نشانی خانه دوست:http://khabarineh.ir/pages/75/forum/

(عمو پورنگ) ستـاره‌ای که تلویزیـون قـدرش را ندانـست!
مجازی (مطالب اعضای سایت)

(عمو پورنگ) ستـاره‌ای که تلویزیـون قـدرش را ندانـست!



عمو پورنگ (داریوش فرضیایی)

آیا او برمی‌گردد ؟!

یکی، دو هفته ای می‌شود که “عمو پورنگ” مورد علاقه بچه ها هم تصمیم گرفته به جای آمدن به تلویزیون و خواندن “در قندون، لب خندن” یا “کی از همه باهوش تره؟ من! من! من!” از شبکه دو، راهش را کج کند و یک راست برود داخل یک لوح فشرده سرخابی یا نارنجی و کنار بقیه سی دی های مقوایی سوپرمارکت ها، جا خوش کند. عمو پورنگی که 9 سال تمام، عنوان “بهترین و پربیننده ترین برنامه کودک تلویزیون” را داشت و بچه ها هنوز هم که هنوز است، ترانه هایش را به خاطر دارند.


 

و سال ۷۸ با مجموعه “تورنگ و پورنگ” به تلویزیون آمد و بعد از آن با اجرای برنامه کودک و نوجوان و اسم مستعار هنری “عمو پورنگ” در سال ۸۱، توانست اسم و رسمی‌ پیدا کند و ستاره ای برای کودکان این رسانه باشد؛ ستاره ای که حالا بدون حضور تلویزیون هم خیلی خوب درخشیده و به یکی از پرفروش ترین های شبکه خانگی تبدیل شده است.

 

بعد از یک دهه از تولید این برنامه، خروج عمو پورنگ از تلویزیون و تبدیل شدنش به کالایی که در کنار شیر و تخم مرغ و نوشابه؛ در اوضاع و شرایطی اتفاق افتاد که “مسلم آقاجانزاده” (تهیه کننده این برنامه) بهار امسال از پخش سریال “استودیو پورنگ” تا اول تیر از تلویزیون خبر داده بود اما اینکه چه بلایی سر این سریال آمد و چرا هیچ خبر دیگری درباره آن به گوش نرسید، مساله ای است که انگار هیچ کس دلش نمی‌خواهد درباره اش حرفی بزند.

 

با در نظرگرفتن این دو پیش فرض، یک سوال اساسی پیش می‌آید، آن هم اینکه آیا تلویزیون واقعا حاضر نیست برای رسیدگی به علایق کودکان و نگه داشتنشان مقابل آنتن رسانه ملی، یک کمی‌ بیشتر هزینه کند؟! آیا خود تلویزیون هنوز به این واقعیت نرسیده که با انواع و اقسام عموها و خاله های تقلبی که این روزها بدون کمترین تخصصی مثل قارچ وسط شبکه های مختلف سبز شده اند، حتی اگر چندبرابر هم هزینه کند، بازهم نمی‌تواند این کودکان بی گناه را دلخوش کنار خودش نگه دارد؟ شاهد اصلی این ادعا، جدول نظرسنجی خود مرکز تحقیقات صداوسیماست که تا پایان سال 89، در تمام نظرسنجی هایی که از کودکان داشته، آنها بیشترین رای را به عمو پورنگ و امیرمحمد داده اند و بعد از این برنامه است که “فتیله” و بقیه برنامه قرار گرفته اند.

قطعا این علاقه به پایان نمی‌رسد و کودکان به محض شنیدن خبر توزیع “شبکه کودک عمو پورنگ”، با پول توجیبی شان هم شده، آن را تهیه می‌کنند اما آیا صداوسیما به این مساله فکر کرده که کودکان بعد از تماشای این سری جدید، چه فکری راجع به تلویزیون خواهند کرد؟! اولین سوالی که به ذهن این مخاطبان کودک می‌رسد: آیا غیر از این است که “برنامه عمو پورنگ چقدر شادتر و خنده دارتر شده!” و این که چرا زمانی که این برنامه از تلویزیون پخش می‌شد، از این همه آهنگ شاد و حرکات موزون و هیاهویی که عمو پورنگ به همراه گربه های سه قلو ایجاد کرده، خبری نبود؟!

 

(رضا عطاران) ستـاره‌ای که تلویزیـون قـدرش را ندانـست!
مجازی (مطالب اعضای سایت)

(رضا عطاران) ستـاره‌ای که تلویزیـون قـدرش را ندانـست!



رضا عطاران

عطا از تلویزیون گریخت

“عطاران” یکی از همان بچه معروف های “ساعت خوش” بود که برخلاف خیلی از رفقایش در آن مجموعه توانست مسیر درستی برای کار کردن در تلویزیون پیدا کند. عطاران خود را محدود به بازیگری نکرد و تلاش کرد مثل مدیری پشت دوربین برود، این اتفاق خیلی سریع و در اواسط دهه ۷۰ با کارگردانی مجموعه “سیب خنده” برای او افتاد. مجموعه ای که به شدت مورد اقبال عموم قرار گرفت. بلافاصله بعد از آن مجموعه “مجید دلبندم” را کارگردانی کرد تا به نوعی جای پای خود را در تلویزیون محکم تر کند ولی هنوز به نوعی زیر سایه مدیری و کارهای دهه ۷۰ او قرار داشت.

حتی کارگردانی سریال هایی مثل “کوچه اقاقیا” و “قطار ابدی” هم نتوانست عطاران را از زیر سایه سنگین یار قدیمی‌اش بیرون بکشد تا اینکه بالاخره کارگردانی سریال “خانه به دوش” عطاران یک شبه ره صدساله را پیمود. البته موفقیت مجموعه “خانه به دوش” که در ماه رمضان روی آنتن رفت بیشتر به این دلیل بود که عطاران توانسته بود نگاه و دید جدیدی که توجه بیشتری به آدم های واقعی و طبقه متوسط جامعه داشت را به کارهای کمدی وارد کند، نگاهی که هنوز در برخی آثار کارگردانان تلویزیون از جمله مجید صالحی، سعید آقاخانی رگه های پررنگی از آن دیده می‌شود.

“متهم گریخت” و “ترش و شیرین” دیگر کارهای موفق عطاران بودند که نام او را به عنوان یک کارگردان و بازیگر کمدی کاملا در تلویزیون تثبیت کرد و حتی کار را به جایی رساند که بعضی کارهای دیگر را با پسوند کمدی عطارانی می‌شناختند. در اوج موفقیت، عطاران به سریال “بزنگاه” رسید، سریالی که هرچند در حد و اندازه های کارهای قبلی عطاران نبود اما به دلیل انواع و اقسام مشکلاتی که سر راهش گذاشته شد و ممیزی هایی که به دلایل واهی گریبانش را گرفت، عطاران را از تلویزیون دلگیر کرد.

“متهم گریخت” و “ترش و شیرین” دیگر کارهای موفق عطاران بودند که نام او را به عنوان یک کارگردان و بازیگر کمدی کاملا در تلویزیون تثبیت کرد و حتی کار را به جایی رساند که بعضی کارهای دیگر را با پسوند کمدی عطارانی می‌شناختند. در اوج موفقیت، عطاران به سریال “بزنگاه” رسید، سریالی که هرچند در حد و اندازه های کارهای قبلی عطاران نبود اما به دلیل انواع و اقسام مشکلاتی که سر راهش گذاشته شد و ممیزی هایی که به دلایل واهی گریبانش را گرفت، عطاران را از تلویزیون دلگیر کرد.

بعد از “بزنگاه” بود که عطاران به شکل غیررسمی‌ از تلویزیون خداحافظی کرد و دیگر در هیچ کار تلویزیونی نه به عنوان بازیگر و نه به عنوان کارگردانی حضور پیدا نکرد. در این بین تلویزیون هم به جز در یک مورد (پیشنهاد ساخت سریال “یک وجب خاک” برای شبکه سه که عطاران شخصا آن را قبول نکرد) با این فرض که دیگر کارگردانان عرصه کمدی که بعضی هایشان زمانی از دستیاران عطاران بودند می‌توانند به خوبی جای خالی او را در تلویزیون پر کنند به این قهر عطاران توجهی نکرد تا او تمام وقت خود را صرف حضور در کارهای سینمایی کند.


عطاران با تلاشی مثال زدنی در سینما هم مسیر موفقیت خود را ادامه داد، به طوری که در یکی، دو سال اخیر او پولسازترین بازیگر سینمای ایران شده است. و بالاخره اولین کار سینمایی اش را هم امسال کارگردانی کرد: “خوابم میاد” توانست جایزه سیمرغ بلورین “بهترین کارگردان اولی” را در سی امین جشنواره فیلم فجر برای عطاران به ارمغان بیاورد. حالا شما مقایسه کنید در جدایی عطاران از تلویزیون کدام یک بیشتر ضرر کرده اند؟ عطارانی که تبدیل به یکی از برترین چهره های حال حاضر سینما در عرصه کمدی شده یا تلویزیونی که چند سالی است حتی یک کمدی ماندگار هم نتوانسته تولید کند؟

 

 

(مهران مدیری) ستـاره‌ای که تلویزیـون قـدرش را ندانـست!
مجازی (مطالب اعضای سایت)

(مهران مدیری) ستـاره‌ای که تلویزیـون قـدرش را ندانـست!



مهران مدیری


سلطان کمدی دور از تخت سلطنت

“مهران مدیری” با تمام فراز و نشیب های دو دهه حضورش در تلویزیون هنوز هم او را “سلطان بلامنازع کمدی در تلویزیون” می‌دانند. کسی که در تلویزیون سال ها بی رقیب بود و فقط در چند سال اخیر یکی از همکاران قدیمی‌ خودش (رضا عطاران) تا حدودی توانست به جایگاه او در رسانه ملی نزدیک شود و مرد اول مجموعه “ساعت خوش” هر کاری که در دهه 70 ساخت، پرمخاطب شد، عملا هم کسی نبود که بتواند با او رقابت کند، همین مساله باعث شد که مدیری در کارهای انتهایی دهه هفتادش با افت کیفیت مواجه شود.

 

واقعا نمی‌شود کیفیت “ساعت خوش”، “سال خوش”، “نوروز 76” و “جنگ 77” را با “ببخشید شما” و “پلاک 14” مقایسه کرد. در همان سال ها بود که پدیده هایی به نام “مهدی مظلومی” (بدون شرح) و “مهران غفوریان” (زیر آسمان شهر) توانستند گوی سبقت را از مدیری بگیرند و مدیری هم با یک سکوت دوساله هیچ کاری را کارگردانی نکرد. در حالی که همه فکر می‌کردند مدیری تبدیل به یک چهره سوخته در تلویزیون شده ناگهان او یک غافلگیری دیگر را برای مخاطبانش به وجود آورد و آن هم ساخت سریال بی نظیر “پاورچین” بود. سریالی که در شبکه تهران تولید و پخش شد. این سریال دوباره مدیری را به اوج رساند و این بار مدیری که تازه به یک گروه تقریبا ثابت رسیده بود توانست به خوبی موقعیت جدیدش را هدایت کند و روی دیگر هنر خود را نشان دهد.

تقریبا هر آنچه مدیری در دهه ۸۰ و بعد از “پاورچین” ساخت، همگی با استقبال خیره کننده مخاطبان مواجه شدند اما تلویزیون از همان ابتدای دهه ۸۰ سر ناسازگاری اش را با مدیری آغاز کرد. هنوز هم خیلی ها رد تیغ تیزهای ممیزی را در نقطه چین به یاد دارند، هنوز هم کسی از خاطرش نرفته که “شب های برره” یک شبه تولیدش متوقف شد و مطمئنا هنوز هم انواع و اقسام فشارهایی که بر مدیری برای دو سریال “مرد هزار چهره” و “مرد دوهزار چهره” وارد شد در خاطر او مانده است.


 

اما “قهوه تلخ” عامل اصلی جدایی مدیری و تلویزیون بود. سریالی که قرار بود برای پخش از تلویزیون ساخته شود اما به دلیل عمل نکردن تعهدات مالی برادران “آقاگلیان” نسبت به تلویزیون در سریال “مرد دوهزار چهره”، تلویزیون پخش “قهوه تلخ” را منوط به تسویه حساب برادران آقاگلیان با سازمان صداوسیما کرد که عملا این اتفاق نیفتاد و “قهوه تلخ” واردشبکه نمایش خانگی شد.

تیرهایی که تلویزیون و مدیری در این مدت به سوی هم انداختند عملا حضور دوباره مدیری در تلویزیون را در هاله ای از ابهام قرار داده است. از آن طرف هم مدیری با حضور در یک فیلم سینمایی (پل چوبی) و اظهار تمایلش برای ساخت اولین فیلم سینمایی اش مقدمات دل کندش از تلویزیون را فراهم کرده تا بیستمین مرد قدرتمند ایران در سال ۲۰۰۹ از نگاه مجله نیوزویک، مهم ترین پایگاه خود را کنار بگذارد و تلویزیون هم عملا سلطان کمدی ساز بعد از انقلاب خود را از دست بدهد.

 

 

 

 

(اصغر فرهادی) ستـاره‌ای که تلویزیـون قـدرش را ندانـست!
مجازی (مطالب اعضای سایت)

(اصغر فرهادی) ستـاره‌ای که تلویزیـون قـدرش را ندانـست!


اصغرفرهادی

از نویسندگی تا کارگردانی

“اصغر فرهادی” سال هایی که دانشجوی مقطع فوق لیسانس دانشکده تربیت مدرس بود، آرام آرام کارش را در تلویزیون شروع کرد. در همان سال های دانشجویی بود که متن هایی را برای رادیو می‌نوشت. اما همه چیز با “روزگار جوانی” کلید خورد. سریالی که توانست بعد از گذشت دو، سه قسمت به محبوب ترین سریال تلویزیون تبدیل شود. این سریال را “شاپور قریب” کارگردانی می‌کرد. اما آنچه که “روزگار جوانی” را متمایز از بقیه سریال ها می‌کرد، متن هایی بود که توسط نویسنده آن نوشته می‌شد و او کسی نبود جز “اصغر فرهادی”؛ نویسنده جوانی که نامش برای تئاتری ها آشنا بود، اما اهالی سینما و تلویزیون شناختی از او نداشتند.


درباره قدرت فیلمنامه هایی که فرهادی برای این سریال می‌نوشت همین بس که وقتی در میانه سریال و از قسمت سیزدهم، “اصغر توسلی”، تهیه کننده سریال تصمیم به کنارگذاشتن شاپور قریب گرفت و خودش کارگردان سریال شد، هیچ تغییری در کیفیت سریال پدید نیامد. اتفاقی که در سری دوم “روزگار جوانی” افتاد. در فصل دوم این سریال “علی اکبر محلوجیان” جایگزین اصغر فرهادی شد و توسلی براساس فیلمنامه هایی از این فیلمنامه نویس سری جدید سریال پرطرفدار آن سال ها را جلوی دوربین برد، اما همانطور که پیش بینی می‌شد فصل دو “روزگار جوانی” با سوارشدن بر موج موفقیت فصل یک توانست مخاطبان را با خود همراه کند. زوج توسلی و محلوجیان بعد از این و با الگوبرداری از ساختار “روزگار جوانی” سریال “دختران” را ساخت که نتوانست درصدی از موفقیت آن سریال را برایش تکرار کند.


اصغر فرهادی که نقش تاثیرگذارش در موفقیت “روزگار جوانی” بر همه عیان شده بود، با تغییر مسیر به سمت کارگردانی وجه دیگری از توانایی های خود را به رخ کشید. اولین سریال او در مقام کارگردان، سریالی استودیویی با نام “چشم به راه” بود. سریالی که داستان آن در سالن انتظار یک زایشگاه می‌گذشت و “جمشید جهانزاده” بازیگر اصلی آن بود که هر قسمت در قالب شخصیت جدیدی پا به این زایشگاه می‌گذاشت. فرهادی در این سریال نوع جدیدی از کمدی را به مخاطب تلویزیون عرضه کرد، ساختاری که سال ها بعد “محمد رحمانیان” در سریال هایی چون “نیمکت” و “در گوش سالمم زمزمه کن” به نوعی دیگر آن را ادامه داد.

اصغر فرهادی کارگردانی در تلویزیون را با “چشم به راه” شروع کرد و با سریال نوروزی “مجتمع مسکونی فرخ و فرج” ادامه داد و درنهایت به “داستان یک شهر” رسید. سریالی که آن را در دو فصل برای شبکه تهران ساخت. فرهادی با الهام از برنامه مستند گزارشی “در شهر” که حسابی در آن سال ها به خاطر گزارش های جنجالی اش از سطح شهر پرمخاطب شده بود، سریال جدیدش را جلوی دوربین برد

او در فصل اول این سریال محور قصه هایش را روی شخصیت هایی که گروه برنامه ساز “در شهر” را تشکیل می‌دادند استوار کرد و بر همین اساس بود که رابطه اعضای این گروه با بازی “آتنه فقیه نصیری”، “علی قربان زاده”، “علی سلیمانی”، “نیما رئیسی” و “فرامرز صدیقی” در متن قرار گرفت و سوژه هایی که قرار بود این گروه از آن گزارش تهیه کنند، در حاشیه قرار گرفت. اما همه چیز از فصل دو “داستان یک شهر” شروع شد، جایی که دیگر گروه مستندساز “در شهر” که حالا ترکیب بازیگرانش هم تغییر کرده بود، در متن ماجرا نبودند و این معضلات و مشکلات آدم های جامعه بود که در محور قصه های “داستان یک شهر” قرار گرفتند. سریالی که بسیاری معتقدند پایه گذار سینمایی است که بعدها فرهادی با “چهارشنبه سوری” آن را شروع کرد و با “جدایی نادر از سیمین” آن را به بلوغ رساند.

فرهادی با طرح سوژه هایی که تا پیش از این در تلویزیون تابو بود به نوعی خطوط قرمز را در این رسانه جا به جا کرد، اما همین جسارت در نگاه موجب شد تا سریال از گزند تیغ تیز ممیزی در امان نماند. با وجود ممیزی های بسیار اما سریال آنقدر مورد توجه مخاطبان و اهالی حرفه ای سینما قرار گرفت که موجب شد درهای سینما به روی این کارگردان گشوده شود. دعوت “ابراهیم حاتمی‌کیا” از فرهادی برای نگارش فیلمنامه “ارتفاع پست” آغاز این مسیر بود و از اینجا بود که تلویزیون استعداد تازه شکوفاشده خود را از دست داد. بعد از “داستان یک شهر” فرهادی به شکل رسمی‌ فقط نامش یک بار دیگر در تیتراژ یک سریال دیده شد و آن هم نخستین سریال همسرش “پریسا بخت آور” بود. سریالی با نام “یادداشت های کودکی” که فرهادی نگارش فیلمنامه آن را برعهده داشت.


حالا یک دهه از دوری فرهادی از تلویزیون می‌گذرد، او این روزها مرد اول سینمای ایران است، حضور دوباره او در تلویزیون بیشتر شبیه یک رویای دست نیافتنی است.


رواق منظر چشم من آشیانه توست
مجازی (مطالب اعضای سایت)

رواق منظر چشم من آشیانه توست


<table id=”block34″ class=”block” cellspacing=”0″ cellpadding=”0″>

<tbody>

<tr>

<td class=”v” style=”width: 17.06em;”>

رواق منظر چشم من آشیانه توست

</td>

<td class=”vsp”> </td>

<td class=”v” style=”width: 17.06em;”>کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست </td>

</tr>

<tr>

<td class=”v” style=”width: 17.06em;”>به لطف خال و خط از عارفان ربودی دل </td>

<td class=”vsp”> </td>

<td class=”v” style=”width: 17.06em;”>لطیفه‌های عجب زیر دام و دانه توست </td>

</tr>

<tr>

<td class=”v” style=”width: 17.06em;”>دلت به وصل گل ای بلبل صبا خوش باد </td>

<td class=”vsp”> </td>

<td class=”v” style=”width: 17.06em;”>که در چمن همه گلبانگ عاشقانه توست </td>

</tr>

<tr>

<td class=”v” style=”width: 17.06em;”>علاج ضعف دل ما به لب حوالت کن </td>

<td class=”vsp”> </td>

<td class=”v” style=”width: 17.06em;”>که این مفرح یاقوت در خزانه توست </td>

</tr>

<tr>

<td class=”v” style=”width: 17.06em;”>به تن مقصرم از دولت ملازمتت </td>

<td class=”vsp”> </td>

<td class=”v” style=”width: 17.06em;”>ولی خلاصه جان خاک آستانه توست </td>

</tr>

<tr>

<td class=”v” style=”width: 17.06em;”>من آن نیم که دهم نقد دل به هر شوخی </td>

<td class=”vsp”> </td>

<td class=”v” style=”width: 17.06em;”>در خزانه به مهر تو و نشانه توست </td>

</tr>

<tr>

<td class=”v” style=”width: 17.06em;”>تو خود چه لعبتی ای شهسوار شیرین کار </td>

<td class=”vsp”> </td>

<td class=”v” style=”width: 17.06em;”>که توسنی چو فلک رام تازیانه توست </td>

</tr>

<tr>

<td class=”v” style=”width: 17.06em;”>چه جای من که بلغزد سپهر شعبده باز </td>

<td class=”vsp”> </td>

<td class=”v” style=”width: 17.06em;”>از این حیل که در انبانه بهانه توست </td>

</tr>

<tr>

<td class=”v” style=”width: 17.06em;”>

سرود مجلست اکنون فلک به رقص آرد

</td>

<td class=”vsp”> </td>

<td class=”v” style=”width: 17.06em;”>که شعر حافظ شیرین سخن ترانه توست</td>

</tr>

</tbody>

</table>